بيانيه انجمن اسلامی دانشجويان
دانشکده پزشکی اصفهان
در حاليکه حتی ساکنان عقب مانده
ترين سرزمينها نيز آموخته اند که با خشونت و تحجر نمی توان به سوی اهداف بلند گام
برداشت اما انگار بر جای ماندگان قوم مغول و تاتار در خاک ايران هنوز بر اين باور
نرسيده اند.
بسمه تعالی
نصر من ا... و فتح قريب
در حاليکه حتی ساکنان دور افتاده ترين جزاير و عقب
مانده ترين سرزمينها نيز آموخته اند که با خشونت و تحجر نمی توان به سوی اهداف
بلند گام برداشت اما انگار بر جای ماندگان قوم مغول و تاتار در خاک ايران , اين
سرزمين اعصار طلايی و اين مهد تمدن باستان هنوز بر اين باور نرسيده اند.
گروهی که خود نيز بر اقليت بودنشان اذعان دارند با
حضور وحشيانه خود اقدام به ايجاد اخلال و بر هم زدن سمينار جمهوری اسلامی , فرصتها
و تهديدها نمودند. سميناری که می توانست با سير طبيعی خود راه حلهايی پيش روی نظام
در معرض تهديد ايران قرار دهد , به جولانگاهی برای تخليه هيجانات خون آلود گروهی
تبديل شد که نه دغدغه دين دارند و نگرانی مفهومی ابزاری به نام ارزش.آنها تنها
هراس آن دارند که قدرت پوشاليشان با کوچکترين نسيمی بر باد رود و تکيه شان بر
اريکه قدرت, با فرياد مخالفی متزلزل شود. اينان می پندارند که ايران ملک پدريشان
است و هيچ کس غير از آنان نبايد دهان بگشايد و حرفی بزند.اينان ايران امروز را
سرزمينی آزاد ميدانند چون خودشان نه تنها در عرصه کلام بلکه در راه قتل ملت و غارت
مملکت نيز آزادند.
تا کی بگوييم حزب الهی نما؟ تا کی بگوييم بسيجی
نما؟ تا کی چشمان خود را بر اين واقعيت ببنديم؟ اينان که تالار شريعتی را با
خاکريز و صندلی را با نارنجک اشتباه گرفتند کسانی جز بسيجی ها و وابستگانشان
بودند؟ يک روز عضويت پيمان در نهضت آزادی را بهانه می کنند و سرکرده شان مظلومانه
برخورد فيزيکی را پيش بينی می کند و لحظاتی بعد تحقق اين پيش گويی همگان را متحير
می نمايد و فردا گله مند می شوند که چرا از ورود عناصر اوباش و اخلالگر شان -که
شايد جز برای تجاوز به حريم دانشگاه و دانشجويان و انجام ماموريتهای وحشيانه هرگز
پای در دانشگاه نگذاشته اند- ممانعت می شود... با چوب و چماق در های سالن را می
شکنند و به سالن می آيند و البته باز سر کرده شان می گويد نگران نباشيد بچه ها قصد
فتح سن را ندارند!! اينان از چه می ترسندکه خوارج وار خطهای قرمز را به دور
مفاهيمی خود ساخته رسم می کنند و آنها را بر سر نيزه کرده دهان ها را می بندند؟
اين جماعت متحجر کی خواهد فهميد که حق چيزی نيست
که زير سوال نرود و به چالش کشيده نشود,بلکه آن چيزی حق است که از ميان آتش
امتحان, ابراهيم وار بيرون آيد و به تمام سوالات پاسخ قاطع دهد, شايد هم می دانند
اما هراسشان از نا توانی نمی گذارد تا حرفهای پيمان,جلايی
پور,ورجاوند,سازگارا,رضوی فقيه و توسلی را مانند انسان قرن بيست و يکم بشنوند و
آدم وار مواضع مخالفشان به نقد و چالش بکشند؟
راستی اگر کافری رفتار اين به اصطلاح سينه چاکان
ولايت و مدعيان قداست و ديانت را می ديد به کفر خود مصرتر نمی شد؟!اينان حتی نام
محمد(ص) و ذکرا.. اکبر را به تمسخر گرفته اند و از آنها به عنوان ابزاری در جهت
اخلال در جلسات بهره می برند.اينان خود را حق مطلق می دانند و نمی دانند که اگر حق
مطلق بودند پس از بيست وپنج سال فحاشی به آمريکا در تاريک ترين بيراهه ها و مخوف
ترين چاله های سياسی با ذلت دست آمريکا را از پشت پرده نمی فشردند.تا کی ايران,
اين سرزمين سوخته و زخم خورده و اين جولانگاه خود خواهی های خود کامگان فدای حق
پنداريها و تصورات موهوم اقليتهايی می شود که جز ننگ تاريخی و سرشکستگی بين المللی
هيچ سوغاتی برای اين سرزمين نداشته اند.
رياست دانشگاههای اصفهان و علوم پزشکی و نيز رياست
حراست دانشگاه بايد در مورد بی مبالاتی خود در بر قرارری امنيت جانی و مالی
دانشجويان پاسخگو باشند. اين اوج عقب افتادگيست که در يک سمينار سياسی که با در
دست داشتن مجوز قانونی برگزار شده, شاهد پرتاب سطل زباله و صندلی های تالار به روی
صحنه,ضرب وشتم دانشجويان پسر و دختر و شکستن دوربينها وسخن گفتن از فتح سن !!
باشيم. دور از تصور نيست که از اين پس شرکت کنندگان در چنين سمينارهايی حق توحش
طلب کنند و برای سخن رانی خود را بيمه جانی نمايند.
رياست حراست به راحتی خود را فاقد هر گونه مسووليت
در قبال خشونت طلبان می خواند. حضور جمعيتی غير دانشجو تنها به منظور اخلالگری و
نزاع لکه ديگری بر پرونده حراست دانشگاه در زمينه کنترل ورودی های دانشگاه در اين
روز های حساس است. اميد است با انتشار فيلم و عکس های برخورد های غير انسانی
برادران بسيج هرچه زودتر "راز بقا" ی اين اقليت به طور مستند به سمع و
نظر دانشجويان برسد و اعلام می کنيم و در برابر چنين حرکاتی از پای نخواهيم نشست و
هرگز هراسی در دل راه نخواهيم داد و به برگزاری جلسات و مراسم مختلف علی رغم حضور
ددمنشان ادامه می دهيم که...
معشوق عشق جانان گر عاشقيست صادق
بايد که سر نخارد در روز تير باران
به مسوولين دانشگاه اخطار می کنيم تا در برابر اين
نيروهای خودسر تدبيری بيانديشند و در غير اين صورت ناتوانی خود را رسما اعلام
دارند تا به دنبال چاره ای ديگر باشيم و باز همه با هم فرياد می زنيم که:
""نصر من ا... و فتح قريب""
انجمن اسلامی دانشجويان دانشکده پزشکی اصفهان