بار
ديگر قدرت
بدستان ظالم
تو را به
اسارت کشيدند،
با اين پندار
موهوم که از
زبان ابوذريت
و قلم
شمشيرگونه ات
در امان باشند
و چند صباحی
ديگر با خيال
باطل "
ماندگاری" ،
خود را مشغول
کنند،
غافل از
اينکه ظلم
بزرگترين آفت
حکومت هاست.و اگر
امروز تو و
عزيزانی چون
يوسفی اشکوری
، گنجی ،
زرافشان ،
آقاجری ،
سلطانی ،
دادخواه ،باطبی
و برادران
محمدی و ده ها
دانشجو و
انسانهای دگر
انديش مبارز ،
تنها به خاطر "
ابراز عقيده"
در زندانهای
نظام به سر می
برند، نگران
نباشيد و خوش
داريد اين
ايام را و
بدانيد که
روزهای
"طلايی" برای
هر آزاده ای
فرصت در بند
بودن بخاطر "
بيان انديشه"
است.
و اين
روزها که
چهلمين روز
شهادت حسين (ع)
را به ياد می
نشينيم تو و
ديگر "
بنديان" خوب
ميدانيد که هر
روز عاشورا و
جای جای زمين
کربلاست و اگر
قرار است يادی
از پيشکسوت
های آزادگی
کنيم، اين کار
نه با سروسينه
زدن و اشک
ريختن، که با
ادامه راه آن
بزرگواران
ميسر خواهد
شد،چه در هر
زمان و مکان
ميتواند حسينی
باشد و يزيدی،
فقط بايد چشم
ها را شست تا
با پاک چشمی
حقايق را
مشاهده کرد و ديد
در نظامی که
مدعی ولائی
بودن است با
پيروان راه
حسين که همان
آمران به
معروف و
ناهيان از
منکر حاکمان
می باشند، چه
رفتاری می
شود.
احمد
عزيز
سعادت
اسارت را به
تو و ديگر
عزيزان تبريک
می گويم با
اين اميد که
پايدار و
استوار باشيد
و بخاطر بسپار
سفارش پير تجربه
آموخته را که