جمعه ۲۶ ارديبهشت ۱۳۸۲ – ۱۶ مه ۲۰۰۳
حکومتي که غير از خشونت راه ديگري ندارد

 

حکومتي که غير از خشونت راه ديگري ندارد!

 

حسن زرهي

hassan@shahrvand.com

www.shahrvand.com

 

صدور احکام زندان درازمدت براي ملي ـ مذهبي ها، و رد لايحه اختيارات آرزويي رئيس جمهوري، تازه ترين نشان چهره خشونت طلب و شريک ناپذير جناح حاکم جمهوري اسلامي است.

اگر آدم بنابر آنچه سنت جاري و پسنديده ي اقدام و عمل سياسي در اين برهه ي عمر بشر ميشناسد به اقدامات حکومت اسلامي بنگرد، به دو نتيجه ي نه چندان نزديک و شبيه به هم دست خواهد يافت!

نخست وقتي شنيده ميشود ياران و همکاران ديروزي و امروزي حکومت به حدود صد سال زندان محکوم ميشوند! شنونده چاره اي ندارد جز اين که گمان برد حکومت به جنون مطلق دچار آمده و به رفتن شتاب دارد! زيرا شما با بدتر کردن بد نه به سود خود و موقعيت و منزلت خويش و نه به سود جامعه و جمعيت بشري و کشوري گامي برداشته ايد!

اما بلافاصله اين برداشت رنگ ميبازد، و آدم در غبار عمل به ظاهر خودکشي نمايانه ي حکومت، اين ناچاري انکارناپذير را ميبيند که آقايان اگر اين نکنند، چه بکنند که بتوانند چند صباح ديگر بمانند!

اگر سايت هاي اينترنت را به بهانه ي سياسي و غيراخلاقي بودن نبندند از سيل خروشان جواناني که قصد بنيان کني بي عدالتي در ميهنشان را دارند چگونه جلوگيري کنند!

اگر از اختيارات شوراي نگهبان که فيلتر حذف آدمها و انديشه هاي آزاديخواهانه و ملي و مردمي است بگذرند، آن وقت چه ميماند که چاره ي درد ماندگاريشان بشود!

اگر به تهديدهاي نمايندگان اصلاح طلب تن در دهند، از حکومت و جباريتي که بر جامعه جاري شده و آنان را بر مسند قدرت نگاه داشته چه خواهد ماند!

اگر مطبوعات را آزاد بگذارند، و اگر واقعيت هاي تاسف بار جامعه ـ فقر، فساد و فلاکت حاصلِ دو دهه حکومت آقايان ـ انتشار علني و بيروني پيدا کند، آنان با چه رويي ميتوانند به بي عدالتي و بي لياقتي کنوني ادامه دهند!

اين همه باعث ميشود که عباسعلي عليزاده رئيس کل دادگستري تهران ادعا کند: در ايران روزنامه نگار زنداني وجود ندارد! و يا شرم نکند که به بانگ بلند بگويد:

«مرا از تعدد مطبوعات توقيفي نترسانيد»

اين گونه خشونت ورزي هاي کرداري و گفتاري طالباني ارکان اصلي حکومت اسلامي ايران در همه ي عرصه هاي سياسي و اجتماعي، و از بالا تا پايين ديده ميشود. هم ولي فقيه از همين ادبيات سياسي استفاده ميکند، هم روزنامه هاي بازوي جناح محافظه کار حامي او، هم قوه قضاييه و نيروهاي انتظامي زير فرمان و رکن هاي مذهبي مانند نمازهاي جمعه و مراسم عزاداري و يا شادماني ديني که توسط روحانيون رهبري ميشود!

اين همه يک شيوه ي ماندگاري براي حکومت را چاره ي درد ميداند!

شيوه ي خشونت طلب و مداراناپذير.

براي همين هنگامي که حميدرضا جلايي پور در تالار شريعتي دانشگاه علوم اصفهان ميگويد:

«خشونت تحجر، فرق علي را شکافت» يک عده که خود را نماينده همين روش ميشناسند، به سخنران حمله ميکنند و او را مورد ضرب و شتم  قرار ميدهند!

و يا همچنان حکومت فکر ميکند اگر مخالفانش را مجبور به اقارير دروغ عليه خود کند، قادر خواهد بود مردم را فريب دهد و مخالفان را بدنام و بي حيثيت کند! در حالي که حقيقت جاري در جامعه خلاف اين آرزو و خواسته ي حکومت و قوه قضاييه آن را نشان داده است.

تازه ترين اين شيوه شنيعه بازي با حيثيت افراد، انتشار اقارير عليرضا جباري نويسنده و مترجم زنداني است. جباري را مجبور کرده اند ـ همان طور که پيش از اين بسياري ديگر را به همين شيوه به اعتراف عليه خويش وادار کردند ـ بگويد: شراب نوشيده، مشروب الکلي تهيه و توزيع ميکرده، رابطه نامشروع داشته و... اين بازي بيهوده حکومت تنها نتيجه اش اثبات مظلوميت اقرارکنندگان به زيان خويش و بي حيثيتي بيشتر قوه قضاييه جمهوري اسلامي است!

ميگويند در سالهاي سياه حکومت ديکتاتوري ژوزف استالين، هنگامي که کسي حاضر به اقرار عليه خويش و اعتراف به رهبري داهيانه ي ديکتاتور نميشد، ماموران امنيتي دستگاه استبداد او کسي را به شکل و شمايل آن محکوم در ميآوردند، و از آن آدم جعلي اعتراف ميگرفتند و از رسانه هاي عمومي پخش و منتشر ميکردند، و فيلم آن اقارير را به خود زنداني نشان ميدادند، و در پي آن بودند که ثابت کنند او چه بخواهد و چه نخواهد، چه  اعتراف بکند و چه نکند، در ديد جامعه هماني است که در اين اعترافات ديده شده است! استالين با آن دستگاه عريض و طويل آدم کشي و امنيتي اش نتوانست به استبداد و جنايت عليه مردمش ادامه دهد، حاکمان جمهوري اسلامي هم بهتر است که بيش از اين نه عرض خود برند و نه زحمت خلق افزايند!