حکومتي که غير از
خشونت راه ديگري ندارد!
حسن زرهي
hassan@shahrvand.com
www.shahrvand.com
صدور احکام زندان درازمدت
براي ملي ـ مذهبي ها، و رد لايحه اختيارات آرزويي رئيس جمهوري، تازه ترين نشان
چهره خشونت طلب و شريک ناپذير جناح حاکم جمهوري اسلامي است.
اگر آدم بنابر آنچه سنت جاري
و پسنديده ي اقدام و عمل سياسي در اين برهه ي عمر بشر ميشناسد به اقدامات حکومت
اسلامي بنگرد، به دو نتيجه ي نه چندان نزديک و شبيه به هم دست خواهد يافت!
نخست وقتي شنيده ميشود ياران
و همکاران ديروزي و امروزي حکومت به حدود صد سال زندان محکوم ميشوند! شنونده چاره
اي ندارد جز اين که گمان برد حکومت به جنون مطلق دچار آمده و به رفتن شتاب دارد!
زيرا شما با بدتر کردن بد نه به سود خود و موقعيت و منزلت خويش و نه به سود جامعه
و جمعيت بشري و کشوري گامي برداشته ايد!
اما بلافاصله اين برداشت رنگ
ميبازد، و آدم در غبار عمل به ظاهر خودکشي نمايانه ي حکومت، اين ناچاري
انکارناپذير را ميبيند که آقايان اگر اين نکنند، چه بکنند که بتوانند چند صباح
ديگر بمانند!
اگر سايت هاي اينترنت را به
بهانه ي سياسي و غيراخلاقي بودن نبندند از سيل خروشان جواناني که قصد بنيان کني بي
عدالتي در ميهنشان را دارند چگونه جلوگيري کنند!
اگر از اختيارات شوراي
نگهبان که فيلتر حذف آدمها و انديشه هاي آزاديخواهانه و ملي و مردمي است بگذرند،
آن وقت چه ميماند که چاره ي درد ماندگاريشان بشود!
اگر به تهديدهاي نمايندگان
اصلاح طلب تن در دهند، از حکومت و جباريتي که بر جامعه جاري شده و آنان را بر مسند
قدرت نگاه داشته چه خواهد ماند!
اگر مطبوعات را آزاد
بگذارند، و اگر واقعيت هاي تاسف بار جامعه ـ فقر، فساد و فلاکت حاصلِ دو دهه حکومت
آقايان ـ انتشار علني و بيروني پيدا کند، آنان با چه رويي ميتوانند به بي عدالتي و
بي لياقتي کنوني ادامه دهند!
اين همه باعث ميشود که
عباسعلي عليزاده رئيس کل دادگستري تهران ادعا کند: در ايران روزنامه نگار زنداني
وجود ندارد! و يا شرم نکند که به بانگ بلند بگويد:
«مرا از تعدد مطبوعات توقيفي
نترسانيد»
اين گونه خشونت ورزي هاي
کرداري و گفتاري طالباني ارکان اصلي حکومت اسلامي ايران در همه ي عرصه هاي سياسي و
اجتماعي، و از بالا تا پايين ديده ميشود. هم ولي فقيه از همين ادبيات سياسي استفاده
ميکند، هم روزنامه هاي بازوي جناح محافظه کار حامي او، هم قوه قضاييه و نيروهاي
انتظامي زير فرمان و رکن هاي مذهبي مانند نمازهاي جمعه و مراسم عزاداري و يا
شادماني ديني که توسط روحانيون رهبري ميشود!
اين همه يک شيوه ي ماندگاري
براي حکومت را چاره ي درد ميداند!
شيوه ي خشونت طلب و
مداراناپذير.
براي همين هنگامي که حميدرضا
جلايي پور در تالار شريعتي دانشگاه علوم اصفهان ميگويد:
«خشونت تحجر، فرق علي را
شکافت» يک عده که خود را نماينده همين روش ميشناسند، به سخنران حمله ميکنند و او
را مورد ضرب و شتم قرار ميدهند!
و يا همچنان حکومت فکر ميکند
اگر مخالفانش را مجبور به اقارير دروغ عليه خود کند، قادر خواهد بود مردم را فريب
دهد و مخالفان را بدنام و بي حيثيت کند! در حالي که حقيقت جاري در جامعه خلاف اين
آرزو و خواسته ي حکومت و قوه قضاييه آن را نشان داده است.
تازه ترين اين شيوه شنيعه بازي
با حيثيت افراد، انتشار اقارير عليرضا جباري نويسنده و مترجم زنداني است. جباري را
مجبور کرده اند ـ همان طور که پيش از اين بسياري ديگر را به همين شيوه به اعتراف
عليه خويش وادار کردند ـ بگويد: شراب نوشيده، مشروب الکلي تهيه و توزيع ميکرده،
رابطه نامشروع داشته و... اين بازي بيهوده حکومت تنها نتيجه اش اثبات مظلوميت
اقرارکنندگان به زيان خويش و بي حيثيتي بيشتر قوه قضاييه جمهوري اسلامي است!
ميگويند در سالهاي سياه
حکومت ديکتاتوري ژوزف استالين، هنگامي که کسي حاضر به اقرار عليه خويش و اعتراف به
رهبري داهيانه ي ديکتاتور نميشد، ماموران امنيتي دستگاه استبداد او کسي را به شکل
و شمايل آن محکوم در ميآوردند، و از آن آدم جعلي اعتراف ميگرفتند و از رسانه هاي
عمومي پخش و منتشر ميکردند، و فيلم آن اقارير را به خود زنداني نشان ميدادند، و در
پي آن بودند که ثابت کنند او چه بخواهد و چه نخواهد، چه اعتراف بکند و چه نکند، در ديد جامعه هماني است
که در اين اعترافات ديده شده است! استالين با آن دستگاه عريض و طويل آدم کشي و
امنيتي اش نتوانست به استبداد و جنايت عليه مردمش ادامه دهد، حاکمان جمهوري اسلامي
هم بهتر است که بيش از اين نه عرض خود برند و نه زحمت خلق افزايند!