بيانيه جبهه مشارکت ايران
اسلامی
در مورد صدور احکام فعالين
سياسی
جبهه مشارکت ايران اسلامی درباره صدور احکام
فعالان سياسی بيانيهای منتشر کرد.
به گزارش خبرگزاری کار ايران، ايلنا، در اين اين
بيانيه امده است: شعبه ۲۶ دادگاه انقلاب اسلامی تهران با صدور احکامی ناباورانه که
به عنوان يک سابقه غير قابل توجيه حقوقی و قضائی ثبت خواهد شد، تعدادی از فعالين
سياسی را به زندانهای طويل المدت محکوم
کرد.
در چند سال گذشته، بخشی از قوه قضائيه به عنوان
محور سناريوی زمينگير کردن اصلاحات و اصلاح
طلبان کوشيده است تا از يک سو با پروندههای عجيب،
نيروهای محوری عرصه سياست را از ميدان بيرون کند و از طرف ديگر با توسل به بیحد
بودن اختيارات قاضی و عدم پاسخگويی در برابر هر فرد و نهاد و خروج از حيطه نظارت
مردم، به هدف ايجاد رکود، يأس و نااميدی در بدنه اصلاحات، بازسازی روابط اجتماعی و
سياسی گذشته را مدد رساند.
اين بيانيه در خصوص احکام سياسی اخير در مورد
فعالين ملی مذهبی میافزايد: ما چهرههايی
را که با اتهامات اعلام شده، محکوم شدهاند عموما وطن
دوست، مسلمان و خدوم میدانيم. آنها
در عين حال که دارای نظرات سياسی خاص و بعضا متفاوت هستند، همواره کوشيدهاند
در چارچوب قانون و با روشهای مسالمت
آميز به اهداف سياسی خود دست يابند.ما اين حق قانونی را برای آنها به رسميت میشناسيم
و برخورد با آنها را به معنای آن میدانيم که
دستگاه قضايی کشور با اين اقدام خود هرگونه راهکار مخالفت قانونی،مسالمت آميز و
غير مجرمانهای را میبندد و رسما
اعلام میکند هرگونه انتقاد، مخالفت قانونی با سياستهای
کلان يا جزئی کشور و تلاش مسالمت آميز فعالين
سياسی دگرانديش را بر نمیتابد و عملا
اصول متعددی از قانون اساسی را که ناظر بر آزادیهای شخصی و
اجتماعی شهروندان است، نقض مینمايد و بدين
ترتيب رسما عدم پایبندی خود را به اصول مهمی
از قانون اساسی اعلام میکند.
جبهه مشارکت در بيانيه خود احکام جاری را ارادهای
سياسی لقب داده و تصريح کرده است: ما اين احکام را لزوما نه يک حکم قضايی صادره از
يک دادگاه صالح، بلکه يک اراده سياسی اعمال شده از خارج از دادگاه و حتی بيرون از
قوه قضائيه تلقی میکنيم و بدين ترتيب
مهمترين اصل يک دادگستری عادل و سالم يعنی «استقلال» آن را نقض شده ارزيابی میکنيم.
اين بيانيه میافزايد: از هم
جالبتر، سياست تبليغاتی دادگستری کل تهران است
که به صورت يک حزب تمام عيار، اتهامات اين افراد را جرم مسلم فرض کرده و در همه
رسانهها از جمله صدا و سيما به دفعات متعدد
منتشر میکند اما امکان انتشار دفاعيات و اظهارات
بعدی اين افراد را در همان رسانهها نمیدهد.
از عبرت انگيزترين اين موارد تبليغ پر سر و صدای
اتهام براندازی قانونی برای اين افراد است که امروز همان دادگاه غير صالحه نيز
نتوانسته است اين اتهام را که در هيچ کجای دنيا، از جمله در قوانين ايران، هيچ
معنای حقوقی بر آن وجود ندارد، ثابت نمايد.
در بيانيه جبهه مشارکت آمده است: ما امروز چندان
اميدی به پیگيری اين تخلفات فراوان نداريم و با کمال
تأسف دستگاه قضائی را علیرغم حسن نيت
بسياری از دستاندرکاران و قضات شريف آن که آنها هم از
اين وضع رنج میبرند، فاقد اراده و ساز و کار لازم برای
برخورد با اين تخلفات میدانيم.
فضای سياسی و اجتماعی کشور و بخصوص در زمان
تهديدات خارجی چنين ايجاب میکند که اصحاب
قدرت بيشتر به همدلی با ملت و ترميم شکافهای موجود بين
حاکميت و ملت بپردازند.
اين بيانيه تصريح میکند که جبهه
مشارکت ايران اسلامی اين روند را به معنای آن میداند که
نهادهای غير انتخابی در بستن مسير اصلاحات مصصم هستند و بدين ترتيب راه اصلاحات
درون حاکميت، اندک اندک به انتهای خود نزديک میشود.
در اين بيانيه آمده است: سوال اصلی که
اقتدارگرايان بايد به آن پاسخ دهند اين است که با انسداد سياست ورزی در داخل و با
خالی شدن پشتوانه ملی به چه پشتوانهای برای تداوم
حاکميت خود چشم اميد بستهاند؟
ما هيچ شأنی و امکانی برای استبداد صالح يا
ديکتاتور مصلح قائل نيستيم. هيچ استبدادی در کشور جز با تکيه بر قدرت بيگانه،
امکان بقا ندارد؛ هر چند در شرايط فعلی، اين بقا نيز کوتاه مدت خواهد بود.
انتظار اين بود که با تسليم در برابر ملت، استقلال
کشور محترم داشته شود واز موضع اقتدار واقعی و از سر عزت مشکلات خارجی حل شود؛ اما
آيا اينک بايد خلاف آن را شاهد بود؟ آيا ناديده گرفتن حقوق بديهی ملت، نشانه
رويگردانی از آرمانهای ملی و اسلامی، بخصوص
استقلال و آزادی که در انقلاب اسلامی سال ۵۷ تجلی کرد، نيست؟
در پايان اين بيانيه آمده است: جبهه مشارکت ايران
اسلامی با ابراز تأسف از روند موجود و با اعلام خطر جدی در از دست رفتن دستاوردهای
انقلاب اسلامی ، هنوز اين اميد را دارد که دلسوزان واقعی کشور از آخرين فرصتهای
پيش رو بهره گيرند و با تغيير بينش و روش حاکم، مسير واقعی اصلاحات را که نجات
کشور در آن است، هموار کنند.