چهارشنبه ۲۴ ارديبهشت ۱۳۸۲ - ۱۴ مه ۲۰۰۳
«استعفا يک اشتباه بزرگ تاريخی است»

«استعفا يک اشتباه بزرگ تاريخی است»

قهر سياسی و استعفا ممکن است وجدان معذب و روحيه نوميد و خسته انسان را به طور موقت راضی کند اما راه سازنده ای برای بهبود شرايط کشور نيست.

 

فرهنگ اعتمادی

 

استعفا در شرايط فعلی کشور يک اشتباه بزرگ تاريخی است. کنار کشيدن از مسئوليت و مردم را با مستبدين تنها گذاشتن و ميدان را برای قدرتمداران خالی کردن اختناق را شديدتر ميکند و سرکوب را افزايش ميدهد.

حتی اگر مسئله وجدان فردی افرادی باشد که به نحوی نماينده مردم ايران هستند و خود را نسبت به برنامه اصلاحی که بر اساس آنها انتخاب شده اند متعهد می دانند و اکنون احساس ميکنند به بن بست رسيده اند باز هم استعفا واکنش مناسبی نسبت به مشکلات نيست. مردم ايران بهبود امور کشور را می خواهند و مايلند جدی گرفته شوند و يکی از انتقادهايی که به اصلاح گرايان وارد است همين جدی نگرفتن مردم و مصلحت گرايی های خوشبينانه ای است که حل مشکلات اساسی کشور را از راه گفتگوهای پشت پرده و غير شفاف وغير دموکراتيک ممکن می داند. با چانه زنيهای پشت پرده ممکن است اعلام حکم چند فعال سياسی را به تعويق انداخت و يا حکمشان را چند سالی کاهش داد اما اين روش در حل مشکلات اصلی و تضمين تداوم اصلاح امور کشور موفقيتی نداشته است. لازمه جدی گرفتن مردم و انجام مسئوليت در رابطه با مردم، گفتگو با مردم و صريح بودن در بيان مشکلات کشور و شفافيت در همه سطوح تصميم گيری است. در يک جمع بندی کلی به نظر می رسد اصلاح طلبان نتوانسته اند خود را از انديشه غالب نظام غيردموکراتيکی که بخشی از آن هستند آزاد کنند و رفتار سياسی شفاف داشته باشند. رفتار غيرشفاف سياسی و طرز فکری که معتقد است مصلحت مردم را بهتر از خودشان ميفهمد و در راهروهای تاريک حفظ می کند در نهايت نابودکننده اعتماد بين مردم و سياستمداران است زيرا عدم شفافيت در سطوح تصميم گيری، بازتوليد همان معاملات قدرت گذشته يعنی روابط ناکارآمد سنتهای ضد جامعه مدنی است که جنبش اصلاحات اصلاح آنها را هدف خود می دانست. در فضای سياسی امروز روش غيردموکراتيک مذاکره درزوايای تاريکخانه های قدرت اکنون ديگر عدم کارآيی خود را حتی به محافظه کارترين اصلاح طلبان هم نشان داده است. احساس بن بست سياسی کسانی که استعفا را مطرح می کنند در اصل ناشی از بن بست در روشهايی است که تا کنون به کار رفته و اين امر تنها، لزوم تجديدنظر در روشها را نشان ميدهد و نه يک بن بست واقعی در عرصه گسترده اقدامات سياسی را.

پيشنهاد من به نمايندگان مسئول مجلس و رئيس جمهور در شرايط حساس تاريخی کنونی کشورمان اين است که به جای استعفا و کناره گيری از مسئوليت، روشهای سنتی رفتار سياسی را کنار بگذارند و با ابتکار به مسئوليت منتخب بودن عمل کنند و تا حد امکان از مصونيت نسبی خود استفاده کرده و به گفتگوی شفاف با مردم بپردازند. منتخبين مردم بايد يک « بحث و گفتگوی ملی» را در کشور آغاز کنند و به قضاوت معقول مردم ايران اعتماد داشته باشند. پيشنهاد، به طور مشخص، اعلام يک فراخوان مردمی از طرف نمايندگان اصلاح طلب مردم و رئيس جمهور برای تعيين تکليف کشور در مرحله کنونی است که به صورتهای قانونی و در چهارچوب قوانين فعلی هم کاملأ عملی است ومی تواند شامل اقدامات زير باشد:

الف) نمايندگان مجلس با تعيين يک روز مشخص و با کسب مجوز از وزارت کشور، درهمه شهرهايی که انتخاب شده انداجتماعات آرامی در فضايی کاملأ صلح آميزبرگزار کنند و با زبانی منطقی وبهداشتی و بدون خشم و گزندگی پرخاشگرانه و تحريک کننده نسبت به مخالفين اصلاحات، با موکلين خود به طور شفاف گفتگو کنند و ديدگاه خود را نسبت به مسائل کنونی کشور اعلام و از مردم بخواهند با همين شيوه نظر خود را در باره اينکه چه بايد کرد بيان کنند.

ب) رئيس جمهور و نمايندگان مجلس در يک جلسه مشترک و با حضور خبرنگاران در مورد مسائل گفتگو و مشورت کنند و در پايان رئيس جمهور به تعهدی که بارها به مردم داده عمل کند و با پرهيز از سخن پردازيهای مرسوم و طولانی صريحأ ديدگاه خود را نسبت به مسائل بيان و راه حلهای خود را پيشنهاد کند.

پ) روزنامه های اصلاح طلب يک ماه را ماه گفتگوی ملی اعلام کنند و در اقدامی هماهنگ همه روزه حداقل نيمی از صفحات خود را به انعکاس راه حلها و پيشنهادات ارسالی مردم به نمايندگان مجلس و رئيس جمهور در مورد اينکه در شرايط فعلی چه بايد کرد و چه روشی به کار برد اختصاص دهند.

ت) نمايندگان مجلس طرح رفراندوم را با قاطعيت در مجلس تصويب کنند تا در جريان رد آن عملأ مشخص شود که چه فردی با تکيه بر پشتيبانی چه افراد و گروههايی جلوی اجرای تصميم اکثريت مردم ايران ايستاده است.

ث) مجلس و دولت گروهی متشکل از متخصصين امور نظرسنجی را مأمور تهيه و اجرای سريع و شفاف يک نظرسنجی کاملأ علمی و با کمترين احتمال خطا در مورد مسائل اصلی کشور کنند و نتايج آن رسمأ توسط مجلس و دولت اعلام شود.

ج) رئيس جمهور و مجلس در يک اقدام هماهنگ از مردمی که با راه حلهای دموکراتيک و اصلاح طلبانه و مسالمت آميز موافقند مسئوليت و ياری بخواهند که با عمل اجتماعی و اتخاذ موضع به شيوه ای کاملأ مدنی و قانونی و با ريسک پايين (مثلأ با بستن يک دستمال سفيد به بازو يا چسباندن يک برچسب مشخص به لباس که روی آن جمله مشخصی نوشته شده) ديدگاه خود را نسبت به سرنوشت خود عملأ نشان دهند.

چ) رئيس جمهور و نمايندگان مجلس با لحنی مناسب از آيت الله خامنه ای بخواهند که به طور صريح موضع خود را در قبال خواست مردم اعلام کند.

ح) وزارت کشور اسامی، مشخصات کامل و در صورت دسترسی عکس همه افرادی که در سرکوب اجتماعات دست به خشونت می زنند اعلام کند و در صورت امکان با نيروی انتظامی خود آنها را تحت نظر نگه دارد.

خ) نمايندگان مردم در اقدامی هماهنگ از مردم بخواهند تا زمان تغيير مديريت و رويه انصارگرايانه و تحقيرآميز کنونی، تمام برنامه های راديو و تلويزيون ضد اصلاحات را به طور کلی تحريم کنند.

موارد فوق صرفآ مثالهايی از راههای فعاليت سياسی است که بر اساس صداقت سياسی نمايندگان مردم ولزوم شفافيت در همه سطوح تصميم گيری و با اعتماد به شعور سياسی و اجتماعی مردم ايران نه تنها قابل تصور و ممکن است بلکه کاملأ قانونی و موجه است و نشان می دهد ادامه فعاليت کسانی که در هر حال، گرايش اصلی جامعه ايران را نمايندگی می کنند هنوز ممکن است وادامه راه می تواند مفيد باشد.

قهر سياسی و استعفا ممکن است وجدان معذب و روحيه نوميد و خسته انسان را به طور موقت راضی کند اما راه سازنده ای برای بهبود شرايط کشور نيست. من به عنوان يکی از شهروندان اين کشور از منتخبين مسئول مردم می خواهم به وظيفه خود عمل کنند ودوباره با تکرار تجربيات تلخ تاريخی گذشته، ميدان را برای استبدادگرايان خالی نکنند و نمايندگان شايسته مردم خود باشند. آقايان نمايندگان و آقای رئيس جمهور، شما می توانيد استعفا بدهيد اما آيا بهتر نيست قبل از کناره گيری و در طی يک بحث و گفتگوی وسيع ملی بفهميد موکلين شما از شما چه می خواهند؟

به گمان من مردم از شما می خواهند آنها را جدی بگيريد و با شفافيت و صداقت با آنها گفتگو کنيد. آقای رئيس جمهور و آقايان نمايندگان، شما بر خلاف مخالفين خود به بلوغ عقلانی مردم ايران اعتقاد داريد واکنون وقت آن رسيده است که برای حل مشکلات کشور و اصلاح نظام حکومتی از موکلين رشيد و بالغ خود مسئوليت اجتماعی و همکاری مدنی بخواهيد.

با احترام

فرهنگ اعتمادی