دختران خياباني،پديده شرمآور
روزنامه اعتماد
امروزه
پديده «دختران خياباني» و يا «دختران فراري» به عنوان يكي از شرمآورترين
آسيبهاي اجتماعي، چهره مخدوشي از كشور را در انظار جهانيان به نمايش گذاشته
استأ دختراني كه خانه و كاشانهخويش را رها كرده و به روسپيگري روي آوردهاند.
در همه جاي دنيا پديده «فحشا» عمدتاص ناشي از فقر است و به همين لحاظ
بررسي علل و عوامل فحشا و به تعبيري ديگر «خودفروشي» در جامعهيي چون
ايران كه يك سوم جمعيت آن در فقر مطلق بسر برده و يك سوم ديگر در آستانه
زير خط فقر قرار گرفتن،واقع شده و تنها يك سوم باقيمانده از رفاه
برخوردارند،به نظر نميرسد كار دشواري باشد.
نتيجه يك تحقيق جامعهشناسانه در اين زمينه
نشان ميدهد:«54 درصد دختران فراري داراي پدران بيكار،46 درصد در خانوادههاي
داراي سوابق كيفري زندگي ميكرده،7\71درصد محروم از داشتن رابطه صميمانه
والدين بوده و سرانجام،3\48 درصد داراي خانوادههايي با پايگاه اجتماعي
پايين بودهاند(1).» اگر بپذيريم عدم رابطه صميمانه والدين غالباص ناشي از
فقر و تنگدستي است،ملاحظه ميشود كه تمامي اين عوامل ريشه در تنگناهاي
اقتصادي دارند. بر طبق بررسي ديگري،«هر ماهه 400 دختر گمشده داريم(2).» به
عبارت ديگر هر ماهه اين تعداد از دختران اقدام به فرار از خانه ميكنندأ
هرچند ممكن است تعداد اندكي از آنان نيز ربوده شده و يا بطور ناخودآگاه و
توسط باندهاي فساد به جمع دختران خياباني پيوستهاند. مدير مراكز نگهداري
از دختران فراري پيرامون اين پديده ميگويد:«ميانگين سن دختران فراري 9
تا 17 سال است كه نشان از وضعيت بحران روحي دختران در اين مقطع سني
دارد. به اعتقاد وي دختراني كه پيشينه اقامت در مراكز نگهداري دختران
فراري را دارند،دختران ديگر را ترغيب به فرار از خانه ميكنند. ضمن آنكه
پديدههايي همچون فقر،بيكاري،درگيري خانوادگي،اعتياد پدر و مادر و گسستگينظام
خانواده،همگي از عوامل اين آسيباجتماعي به شمار ميروند(3).»
آنچه در كشور ما و بويژه در كلانشهري چون
تهران بهوضوح ديده ميشود،مترادف بودن پديده «فرار دختران»با حرفه
«روسپيگري» است. چرا كه مراكز نگهداري دختران فراري،تنها امكان نگهداري
تعداد اندكي از آنان را آن هم براي مدتي محدود دارند و اصولاص هيچ برنامه
تدوين شدهيي در كشور براي نجات قطعي و هميشگي آنها از روي آوردن به
روسپيگري وجود ندارد. نتايج پژوهش مجله «پگاه» تبليغات اسلامي قم در مورد
روسپيان نشان ميدهد:«در سنين 12 9 سالگي 2 درصد ،16 13 سالگي 60درصد ،20 17
سالگي 60 درصد و 20 16 سالگي 95 درصد روسپيان ،روسپيگري را آغاز كردهاند.
مضافا آنكه ،وارد شدن كودكان 12 9 ساله به جرگه زنان خياباني ،موجب آموزش
ايدز از دوران دبستان شده است(4 ).» و اين در حالي است كه جانشين معاون
اجتماعي ناجا نيز اظهار ميدارد: «طي پنج ساله 76 تا 80 ،نيروي انتظامي بطور
كلي دو هزار و 738 دختر فراري را دستگير كرده است.
وي در همين زمينه ميافزايد: پديده فرار از
منزل در طول سالهاي 76 تا 78 با رشدي معادل 300 درصد ،روندي صعودي را
پيموده وليدر سالهاي 79 و 80 اين رشد روبهكاهش گذاشته است. ضمن آنكه
5\42 درصد دختران، انگيزه فرارشان قرار گرفتن در كنار دوستي از جنس مخالف
بوده، 66 درصد در منزل اين دوست يا مردان ديگر پناه گرفته، 5\82 درصد
دختران غفلتورزي خود از عواقب خطرناك مساله فرار را عامل فرار خود دانسته
و 70درصد نيز به هدف خود در0 فرار نرسيدهاند(5).» همچنين چندي پيش يكي از
روزنامههاي صبح از شناسايي 84 هزار زن ويژه در سطح تهران و 150 خانه فساد
عمدتاص در شمال اين شهر و دستگيري روزانه 50 تا 60 دختر خياباني خبر داده
بود.
آمار اخير دختران خياباني دستگير شده كه برخي
از آنان به بيماري ايدز نيز مبتلا بوده و در انتقال ويروس اين بيماري به
ديگران نقش موؤؤري را ايفا ميكنند با آمار ارايه شده از سوي جانشين معاون
اجتماعي ناجا در اين زمينه تفاوت فاحش دارد. آنچه مسلم است پديده زشت
«روسپيگري»به شكلي عريان و حتي بيشتر از اعتياد به مواد مخدر،دست كم در
سطح شهر تهران موج ميزند و جمعيت روسپيان از جمعيت معتادان در سطح پايتخت
كشورمان پيشي گرفته است. بنابراين،نيازي به تحقيق و آمار و ارقام ندارد.
صادرات قاچاق دختران فراري به كشورهاي حاشيه
خليج فارس به وسيله باندهاي فساد و يا شنيدن خبر روسپيگري دختران ايراني
در تركيه،براستي دل هر ايراني غيرتمندي را به درد ميآورد. ولي آيا حل اين
مشكل و يا نابودي اين پديده حقارتآميز،بدون حل مشكلات اقتصادي،اجتماعي و
فرهنگي جامعه ايرن امكانپذير خواهدشد? يقيناص خير! منابع: 1 روزنامه صداي
عدالت: چهارشنبه 27 شهريور 81 2 هفتهنامه جلوه:سهشنبه 2 مهر 81 3 روزنامه
جامجم:سهشنبه 12 آذر 81 4 روزنامه انتخاب :دوشنبه 18 آذر 81 5 روزنامه
صداي عدالت : دوشنبه 16 دي 81