بخشی از اعضاء و مسؤلين سابق
سازمان مجاهدين
خلع سلاح مجاهدين و در خواست
های ما
هموطنان عزيز
نيرو های سياسی آزادی خواه و استقلال طلب
اکنون با پايان يافتن جنگ در عراق و سقوط
ديکتاتوری صدام حسين و فرو نشستن گرد و غبار حاصل از جنگ در اين منطقه از جهان،
وضعيت نيروهای موجود در صحنه سياسی بيش از پيش مشخص و معين گرديده است. در اين
ميان سرنوشت سازمان مجاهدين به عنوان نيروئی که بيش از ۱۶ سال در خدمت حکومت صدام
حسين قرار داشته، واهداف و خطوط سياسی و تشکيلاتی اش را پيش برده است با خلع سلاح
کامل، به استراتژی ۲ دهه خود مهر پايان زد.
خلع سلاح نيروهای مجاهدين، که روز شنبه ۲۰
ارديبهشت توسط ارتش امريکا صورت گرفت، صحت نقطه نظرات ما را مبنی بر ناپايداری
توافق ارتش امريکا و نيرو های مجاهدين همراه با سلاح هايشان در خاک عراق به اثبات
رساند.
ما به عنوان بخشی از اعضاء و مسؤلين سابق سازمان
مجاهدين که صدای ناراضيان درونی اين سازمان را نمايندگی می کند از ساليان پيش شکست
استراتژی دروغينی را که به نام جنگ آزادی بخش نوين نام داده شده بود را خبر داديم
و ليکن رهبری يک سونگر، انتقاد ناپذير و توتاليتر مجاهدين جواب آنان را با سرکوب و
زندان داده بود.
ما ضمن استقبال از وضعيت موجود که قبل از هر چيز
سلامتی بدنه تشکيلاتی سازمان را از شرايط متلاطم و پر حادثه امروز حفظ کرده است و
عملا طرح های خوش خيالانه و فاجعه آميزی چون فروغ ۲ که فقط و فقط قربانيان اصلی اش
نيروهای پائين سازمان را شامل می شد به واسطه تلاش ها و روشنگری های سياسی و شرايط
امروز منطقه فرصت تحقق را نيافته است مغتنم می شماريم و از سوی ديگر، ماهيت
پراگماتيسم رهبری سازمان مجاهدين و شخص مسعود رجوی که يگانه راه ميان بر، برای
رسيدن به کسب قدرت سياسی را در بند و بست با قدرت های بزرگ جستجو کرده است را در
آينه تمام قد در معرض نمايش و افشای افکار جهانيان قرار داده ايم.
اين چنين است که واقعيات سر سخت اجتماعی و تاريخی،
سر شيفتگان کسب قدرت، را به سنگ می کوبد و بيش از هر چيز نشان می دهد که رهبری اين
سازمان تحليل مشخص از شرايط مشخص ايران نداشته و ندارد و به عنوان سدی در مسير
مبارزه دموکراتيک مردم ايران عمل کرده و می کند و شگفتا که در اين مسير هرگز هيچ
انتقادی را در ۳۰ سال گذشته پذيرا نشده است.
اکنون که وضعيت سازمان مجاهدين به اين نقطه رسيده
است ضمن آن که ما آقای رجوی را مسؤل تمام عيار و مستقيم شرايط فعلی می دانيم به
لحاظ انسانی موارد زير را خواستار می باشيم:
۱-طبق اطلاعيه خبرگزاری ها، ارتش امريکا مسؤليت
کنترل کامل نيروهای مجاهدين را در خاک عراق بر عهده گرفته است، لذا ما ارتش امريکا
را مسؤل حفظ جان و امنيت اعضای مجاهدين می دانيم.
۲-نيروهای پائينی اين سازمان طی ساليان سرکوب در
سيستم های مغز شوئی و کنترل تشکيلاتی در وضعيت به غايت غير انسانی نگه داشته شده و
شديد ترين نوع ستم و استثمار در حق آنان روا داشته شده است، لذا بر اساس مبانی
حقوق بشر، ابتدائی ترين حقوق اجتماعی آنان بايد به رسميت شمرده شود و از حق انتخاب
برای اعزام به هر کشور ثالث از طريق UN برخوردار باشند. در همين رابطه جهت تسهيل
کار، از UN عراق
می خواهيم هيأتی از کارمندان خود را بطور ثابت در قراگاه اشرف مستقر سازد.
۴- بعضی از گرايش های سياسی درون ايالت متحده
امريکا به اين نکته توجه ندارند که به دليل تنفر مردم ايران از عملکرد های سازمان
مجاهدين طی دو دهه گذشته، هرگز قادر نخواهند بود به عنوان کارت بازی و اهرم فشار
از مجاهدين برای اهداف سياسی و منطقه ای خويش سود جويند.
۱- رونوشت به سازمان ملل متحد (UN)
۲- رونوشت به صليب سرخ جهانی
۳-سازمان عفو بين الملل
۴-سر فرماندهی نيروهای امريکا در عراق
اسامی به ترتيب حروف الفبا:
۱- بتول احمدی
۲- رضا اسدی
۳ محمد توفيق اسدی
۴ -محمد رضا اسکندری
۵- ادوار ترومادويان
۶- اردشير پرهيزکاری
۷-مسعود جابانی
۸ -حسن جعفری
۹- فرهاد جواهری يار
۱۰-کريم حقی
۱۱-ناصر حقی
۱۲-محمد حقی
۱۳-مسعود خدا بنده
۱۴- حبيب خرمی
۱۵-طاهره خرمی
۱۶- مهدی خوشحال
۱۷-علی اکبر راستگو
۱۸-محمد حسين سبحانی
۱۹-هادی شمس حائری
۲۰-ربابه شاهرخی
۲۱-غلام شيرعلی
۲۲-عباس صادقی نژاد
۲۳-حسن صادقيان
۲۴-جمشيد طهماسبی
۲۵-مسعود طيبی
۲۶-عليرضا فراهانی
۲۷-مجيد فراهانی
۲۸- الف کاکاوند
۲۹- اصغر کامياب
۳۰- جعفر گنجشکی
۳۱-ميترا يوسفی
۳۲- رسول محمد نژاد