سيمای آمريکا در روزنامه های
جهان
آمريکا در نوک پيکان سياست
جهانی
اينديپندنت: تشديد فشار به بهانه
مبارزه با تروريسم
نشريه چپ ليبرال ايندپندنت منتشره در لندن امروز
با اشاره به مبارزه آمريکا عليه تروريسم بين المللی مينويسد: واکنش و روش های جورج
بوش در برابر واقعه يازدهم سپتامبراوضاع را در بسياری از مناقشه ها و درگيری هايی
که درسراسر جهان وجود دارد، خرابتر کرد. حمله يازدهم سپتامبربه مثابه بهانه ای
برای اتخاذ تدابير فشار مورد استفاده قرار گرفت . از جمله پوتين سياست فشار را در
چچن تشديد کرد. آريل شارون در مناطق فلسطينی و آتال بهاری واچپايی نخست وزير هند
در کشمير روشی تهاجمی تر در پيش گرفتند. موضوع يازدهم سپتامبر همچنين برای توجيه
جنگ در عراق نيز مورد استفاده قرار گرفت. اکنون نشانه های هر چه بيشتری به چشم
ميخورد که دولت بوش پس از يازده سپتامبر دراين راستا حرکت ميکند که ريشه های
تروريسم را در مناقشه های محلی بجويد. در اسراييل در ارتباط با مناطق فلسطينی، در
کره، در ايرلند ، زيمبابوه و اينک کشمير مقامات آمريکايی با آرامش سرگرم انجام
ماموريت های خود هستند. حال می توان خوشبينانه تصور کرد آمريکا پس از آن که شر
صدام را از سر خود کم کرده، از قدرت و نفوذ خود درسراسر جهان برای کاستن از
مناقشات محلی سود ميبرد. آری بگذاريد خوشبين باشيم.
لاکروا: بيلان جنگ عراق
نشريه فرانسوی " لاکروا" با پرسش اين که
آينده عراق چه خواهد بود و بيلان جنگ چيست مينويسد: سالی با تحريم و تهديد و
بيصبری برآمريکا گذشت. ماهها بگومگو های سياسی درگرفت. جنگ بيست روز به طول
انجاميد و حال با سپری شدن يک ماه از پايان جنگ دستاورد موضوع چه بوده؟ چه تعداد
زندگی بر باد رفته؟ کسی نميداند. شمار زندانيان سياسی چقدر است؟ موضوع محرمانه
است. صدام چه شد؟ نامرئی و ناپديد . برسر عراق چه آمد؟ آزاد شد اما به طرزی خونين.
سايه ستمگران و مستبدان از سر اين کشور برداشته شد اما امنيت اين سرزمين به يغما
رفت. قاچاق، دزدی، امراض مسری و پيامدهايی چنين به بار آمد. ديکتاتوری رفت اما
هنوز قدرتی سياسی درجامعه ای که شکاف خورده و به زانو درآمده جايگزين نشده. با اين
همه بد نيست در اين حين و بين بارديگر به ياد پيروزمندان سرمست از باده فتح ،آورد
که دليل اصلی اين جنگ وجود سلاح های کشتار همگانی بود که گفته ميشد تماميت کره ارض
را تهديد ميکنند. راستی اين سلاح ها کجا هستند؟
لارپوبليکا: نفش سازمان
ملل درآينده عراق
حضور و مشارکت سازمان ملل در مسئله نظم پس از جنگ
در عراق امری است بس مهم. آمريکا، انگلستان و اسپانيا به طوررسمی پيش نويس قطعنامه
ای جهت لغو تحريم عليه عراق را که پس از تهاجم به کويت درسال ۹۰ تصويب شد، معرفی
کرده اند و کاخ سفيد يقين دارد اين بار در مقر عظيم شيشه ای سازمان ملل در نيويورک
آن درگيری ها و کشمکش هايی که پيش از وقوع جنگ درعراق در گرفت، به وجود نخواهد
آمد. به گفته وزير خارجه آمريکا کالين پاول . اين پيش نويس نقشی حياتی و ارزنده
برای سازمان ملل در نظر گرفته است. اما در واقع بايست گفت اين سازمان تنها به
عنوان يک نهاد مشورتی مورد استفاده است و حداکثر در زمينه فعاليتهای انساندوستانه
و نه امربازسازی عراق از آن بهره گرفته خواهد شد.
ليبراسيون: همکاری جهانی برای بازسازی
عراق
روزنامه چپ گرای " ليبراسيون" چاپ پاريس
نيز درشماره امروز خود در تفسيری تحت عنوان فراخوان بين المللی برای بازسازی عراق
از جمله چنين مينويسد:در يک کشور جهان سومی موضوع عزل يک ديکتاتور، ساده تر از
بازسازی و مرمت جامعه آزاد شده است. و اين واقعيت را ديگرآمريکاييان بايست پس از
گذشت يکماه از سرنگونی صدام حسين به خوبی دريافته باشند. اين روشن است که عراق
نبايد به وادی جنگ داخلی يا جنگ منطقه ای بغلطد. در اين کشور، درحال حاضر هم فجايع
انسانی وجود دارد و هم مقاومت اسلامی و در اين ميان هنوزيک سيستم اداری موثر يا
فعاليتی در حوزه های اقتصادی به وجود نيامده و موضوع ناامنی مبدل به خطری روزمره
شده است. برای تخفيف تمام اين پيامدها لازم است که يک سياست همکاری درسطح جهانی
برای عراق نوين درپيش گرفته شود.
نويه زورشر سايتونگ: عادی شدن اوضاع
عراق
روزنامه نويه زورشر سايتونگ چاپ ژنو در باره عادی
سازی اوضاع عراق مينويسد: از آنجا که فرانسه و روسيه به عنوان قدرتهای دارای حق
وتو تا کنون از موافقت با قطعنامه آمريکا خودداری کرده اند و شرط خود رابازگشت
دوباره بازرسان تسليحاتی به عراق، قيد کرده اند، ممکن است راه عمران و توسعه عراق
به اين زودی باز نشود. ضرر چنين سياستی برای ايندو کشور بسيار وسيع است حال آن که
آمريکا زيان چندانی از اين موضوع نميبرد و ميتواند به راحتی موضعی سخت عليه مسکو و
پاريس اتخاذ کند. بر عکس به نظر ميرسد که آمريکا در صدد است با آلمان وارد مذاکره
شود. علت هم روشن است زيرا در جوار انگلستان، آلمان مهمترين شريک آمريکا در
اروپاست و لهستان و جمهوری چک يا مجارستان جای آن را نخواهند گرفت.
صدای آلمان