۱۵۴ نمايندهی مجلس در نامه ای اعلام کردند؛
اتحاد ملی حول محور حاکميت
مردم، تنها راهگشای خروج کشور از بحران است
رخداد هرگونه خطا و لغزشی در اين شرايط
از سوی نيروهای سياسی يا بخشی از حاکميت می تواند به فاجعهای منجر شود که هيچ ايرانی شرافتمند و
آزادهای خواهان آن
نيست.
راه برونرفت از اين وضعيت حساس و ويژه جز با تکيه بر راهبرد «اصلاحات» و
«اعتمادسازی» در سطح ملی و بين المللی ممکن نيست.
۱۵۴ نفر از نمايندگان مجلس شورای اسلامی با تنظيم
نامهای که در مجلس شورای اسلامی قرائت شد
خواستار دقت نظر بيشتر مسولان در زمينهی مسائل مهم
کشور و توجه به خواستهها و مطالبات
مردم شدند.
به گزارش خبرنگار پارلمانی ايسنا، در اين نامه
آمده است:
ملت شريف ايران؛ تحولات داخلی و پيرامونی کشور ما
در دو سال اخير، کشور را در شرايط بس حساس و ويژهای قرار داده
است و يقينا تنها درک و تبيين واقعبينانه اين
وضعيت میتواند ما را در جهت دفاع از آرمانهای
بلند انقلاب اسلامی يعنی استقلال، آزادی و حفظ نظام ياری رساند؛ رخداد هرگونه خطا
و لغزشی در اين شرايط از سوی نيروهای سياسی يا بخشی از حاکميت میتواند
به فاجعهای منجر شود که هيچ ايرانی شرافتمند و
آزادهای خواهان آن نيست.
در ادامهی اين نامه
يادآوری شده است: از يک طرف همهی ما شاهد
تهاجم نظامی آمريکا و انگليس به عراق با ادعای مبارزه با تروريسم و از بين بردن
سلاحهای کشتار جمعی و به بهانهی
برقراری آزادی و دموکراسی بوديم، و همه ديديدم که رژيم ديکتاتوری ۳۰ ساله بعثی و
صدام مستبد چگونه فرو ريخت، و چگونه يک کشور اسلامی با منابع غنی و سرشار به
ارزانی در اختيار کسانی قرار گرفت که جز به سلطه بر منابع نفت خاورميانه و حل
مسالهی فلسطين به نفع رژيم صهيونيستی فکر نمیکنند.
آنچه در اين واقعه تلخ و عبرتآموز
پيش آمد نظارهگری مردم عراق در سقوط رژيم حاکم بود که سرانجامی
جز اشغال کشورشان توسط قدرتهای خارجی
نداشت.
از طرف ديگر اکثريت مردم ما که پس از حماسهی
شکوهمند دوم خرداد ماه ۷۶ خواهان اصلاحات و پاسخگويی حاکميت به مطالبات قانونی و
مشروعشان بودند، پس از حضور مجدد و چشمگير در
انتخابات هشتم رياست جمهوری و دادن بيست و دو ميليون رای به آقای خاتمی، به واسطهی
تداوم عملکرد بخشهايی از حاکميت در محدود
نمودن آزادیهای سياسی و مطبوعاتی، دستگيریها
و محاکمات شبه قانونی و عمدتا سياسی، ناتوان کردن مجلس در قانونگذاری
و اعمال نظارت، برخوردهای قضايی با
نمايندگان مردم تا سرحد زندان، ايراد اتهامات گوناگون و شايعه پراکنی عليه اصلاحات
و اصلاح طلبان، به تدريج به اين باور رسيدند که رای و نظر آنان در اعمال حاکميت
نافذ نيست، و صدای آنان شنيده نمیشود، و اين در
حالی بود که چهرهی مثبت و موجه ايران پس
از دوم خرداد در عرصهی جهانی نيز با گذر زمان
رنگ میباخت، طرفه آنکه پيامد چنين
روندی عدم حضور ۸۵ درصد مردم شهرهای بزرگ در انتخابات اخير شوراها و صدور بيانيهها
و گزارشات نقض حقوق بشر از سوی مجامع بينالمللی عليه
ايران بود.
گسترش دامنهی شکاف حاکميت
- ملت و ايجاد فضای بیاعتمادی نسبت
به اصلاحپذيری نظام، در عين حال امکان تبليغات عليه
ايران در خارج ذيل شعارهای دفاع از حقوق بشر، آزادیهای سياسی و
اجتماعی، مخالفت با سلاحهای کشتار
جمعی و اتمی و مبارزه با تروريسم را فراهم آورده و با استقرار نيروهای آمريکايی در
افغانستان و اشغال عراق، دامنهی تهديدات را
تا مرزهای ملی ما کشيده است.
در ادامهی اين نامه
تاکيد شده است: ما نمايندگان اصلاحطلب مجلس ششم
با درک و تبيين اين شرايط بر اين نظريم که راه برونرفت از اين
وضعيت حساس و ويژه جز با تکيه بر راهبرد «اصلاحات» و «اعتمادسازی» در سطح ملی و
بينالمللی ممکن نيست. بنابراين بار ديگر بر
پيشبرد اهداف و برنامههای اصلاحی در
کشور تاکيد نموده و پيمودن اين راه را تنها امکان رسيدن به فردای بهتر و حفظ
استقلال، آزادی، تماميت ارضی و جمهوری اسلامی میدانيم و
معتقديم به هيچ عذر و بهانهای نمیتوان
از آن عدول کرد.
تقويت مشروعيت مردمی نظام تنها از طريق «کاهش شکاف
حاکميت با ملت» تجديدنظر در روشهای ناکارآمد
و شکست خورده بخشهايی از حکومت، و در يک
کلام تن در دادن به ارادهی ملت ميسر
است. در اين مورد تصويب يا عدم تصويب لوايح دوگانهی «اصلاح
قانون انتخابات» و «اصلاح قانون اختيارات رياست جمهوری» نشانههايی
روشن برای مردم هستند. بار ديگر هشدار میدهيم که
مخالفان اصلاحات بايد شرايط خطير کنونی را دريابند و از در آشتی با ملت درآيند،
برای مقابله با تهديدهای خارجی راهی جز
برانگيختن همراهی مردم با حاکميت وجود ندارد.
ما در عين حال معتقديم اين امکان وجود دارد که با
استفاده از فرصتهای موجود و با درايت و
تدبير و مردمداری تهديدهای جدی را به فرصتهای
عينی تبديل نمود. بر اين اساس تکيه بر راهبرد «بازدارندگی سياسی» در عرصهی
سياست خارجی را افزايش همبستگی و اتحاد ملی حول محور حاکميت مردم و مکمل راهبرد
اصلاحات و اعتمادسازی در عرصهی داخلی با
مولفههايی مثل ديپلماسی فعال در عرصهی
جهانی با هدف عادیسازی روابط با کشورها و
ائتلاف برای صلح و دموکراسی میدانيم و فکر
میکنيم پیگيری اين دو
راهبرد میتواند راهگشای خروج کشور از بحران و هدايت آن
به سوی آيندهای روشن باشد.
متذکر میشويم ديگر
امکان اينکه بخشهايی از
حاکميت بدون توجه به اخطارها و نصايح دلسوزانه بخواهند همچون گذشته
مطابق ميل و سليقهی خود عمل کنند وجود
ندارد، و هشدار میدهيم تداوم سياستهای
اقتدارگرايانه و نفی حقوق و مطالبات مردم، جز تضعيف وحدت ملی و افزايش آسيبپذيری
نظام در برابر تهديدهای خطير کنونی نتيجهای نخواهد
داشت.
متذکر میشويم مخالفان
اصلاحات از ما انتظار سکوت به بهانهی وجود خطر
خارجی نداشته باشند، ما نمیتوانيم بيش از
اين شاهد نااميدی و ياس مردم بیدفاع شدهی
کشور در مقابل تهديدات خارجی باشيم. ما با مردم عهد و پيمان بستهايم
که از حقوق آنها دفاع کنيم، و در اين مسير از هيچ تلاشی دريغ نخواهيم کرد، و چون
راه نجات کشور را عبور از اين وضعيت خطير میدانيم، تمام
تلاشمان را در اين مورد به کار خواهيم بست.