پنچشنبه ۱۸ ارديبهشت ۱۳۸۲ - ۸ مه ۲۰۰۳
مصاحبه با پروانه شميرانی

مصاحبه با پروانه شميرانی

درباره محاکمه و پرونده عليرضاجباری

پرسشگر: مهيندخت مصباح

 

عليرضا جباری نويسنده و مترجم به جرم بی بند و باری و فساد توسط دستگاه قضايی جمهوری اسلامی به چهارسال حبس و پرداخت جريمه نقدی محکوم شد. همسر او خانم پروانه شميرانی در نامه سرگشاده ای خطاب به محمد خاتمی، از بيدادی که بر شهروندان ايرانی ميرود سخن رانده است. خانم شميرانی در گفتگو با دويچه وله توضيحات بيشتری درباره پرونده و محاکمه عليرضا جباری داد.

 

صدای آلمان : خانم شميرانی، آيا همسر شما را وادار کرده اند که چيزی خلاف واقع به عنوان اقرار نامه بنويسد؟

شميرانی: بله. مثلا ما جلسات ادبی در روزهای سه شنبه داشتيم که افرادش عضو کانون نويسندگان هستند و گردش هايی هم داشتيم که موضوعی است جدا از جلسات ادبی و آقايان شوهر مرا تحت فشار گذاشته و اصرار داشته اند که بگويد ديدار ها بهم ربط دارند، تشکيلاتی هستند و ارتباط با سلطنت طلب ها در خارج از ايران وجود دارد. در حاليکه مثلا گردش های ما چيز مستقلی بود که معمولا خود من برنامه ريزی ميکنم. دوستان را جمع ميکنم و به سفرهای يکروزه و يا يکهفته ای ميرويم. جلسات سه شنبه ها، مربوط به گروه ادبی شوهرم بود. در ارتباط با اين که شوهرم چيزی خلاف واقع نوشته باشد، چنين شنيده ام که نوشته کانون ميخواسته با گروه ادبی سه شنبه ها نفوذ در مسائل کشور بکند که بعد اين اظهارات را البته درمصاحبه باايسنا تکذيب کرد.

 

صدای آلمان: اتهاماتی که به ايشان نسبت داده ميشود فساد اخلاقی و ارتباط های بی بند و بار عنوان شده اندو اين ها با چيزی که الان شما مطرح کرديد همخوانی ندارند. موضوع چيست؟

شميرانی: موضوع بر ميگردد به برنامه های سفر که ما داشتيم. مثلا ميرفتيم به يزد. در اين مسير کويری مثلا خانمی در راه آواز خوانده يا با بچه ها بازيهايی کرده ايم که اين ها را به عنوان فساد اخلاقی در پرونده شوهرمن مطرح کرده اند. يا اين که من جشن تولدی برای شوهرم گرفتم که فيلم اين جشن را آقايان ديده اند و رقصيدن يا خواندن چند نفردر آن مجلس را به عنوان فساد اخلاقی شوهرم و از راه بردن دختران و سران جوان قلمداد کرده اند.

صدای آلمان: شما با قاضی ظفرقندی که مسئول حکم همسرتان هست گفتگو يا ملاقات هم داشته ايد؟

شميرانی: همان روزی که شوهرم را محاکمه کردند به من گفته بودند بروم دادسرا و وثيقه بگذارم. من فکر ميکردم قرار است او را آزاد کنند که وثيقه ميخواهند و خوشحال بودم. بعد در آنجا شوهرم را ديدم که با غل و زنجيربه محل آورده شد و با مشاهده او که ديدم چقدر به هم ريخته است گفتم ميتوانم قاضی را ببينم گفتند اصلا. در اتاق قاضی هميشه بسته است. حتی وکيل ايشان هم تا به حال نتوانسته قاضی را ببيند.

 

صدای آلمان: شما در نامه سرگشاده به آقای خاتمی هم موضوع آوردن شوهرتان با غل و زنجير به دادگاه را نوشته ايد. بيشتر توضيح بدهيد که شرايط چطور بود و به شما چه گذشت ؟

شميرانی: همان روز ۱۹ فروردين که با وثيقه رفتم به دادسرا ديدم همسرم را با غل و زنجير آوردند در حاليکه به شدت هم سرما خورده بود و صدايش در نميامد. ديدن شوهرم در آن حالت مفلوک مرا طوری منقلب کرد که حالت تهاجمی پيدا کردم و نگهبانی که همراه همسرم بود سرم داد کشيد که ساکت بنشين وگرنه بيرونت ميکنم. من اعتراض کردم که مگر شوهر من قاتل و قاچاقچی است که او را اينطوری آورده ايد؟ در حاليکه همانوقت زندانی های ديگر را که به دادگاه مياوردند، دست هايشان را بازميکردند و آنها ميتوانستند با تلفن های همراه خود با ديگران تماس بگيرند. همسر من اجازه حرف زدن با مرا که نداشت هيچ، با غل و زنجير به دادگاه برده شد و محاکمه شد.

 

صدای آلمان: واکنش دفتر آقای خاتمی در قبال نامه سرگشاده شما تا به حال چه بوده ؟

شميرانی: گويا گروهی را برای پيگيری در اين قضيه تعيين کرده اند. با خود من هنوز تماسی گرفته نشده و من اين موضوع را در نشريه " ياس نو" خواندم.

 

صدای آلمان: صحبت ديگری در رابطه با پرونده شوهرتان نداريد؟

شميرانی: وکيل همسرم که پرونده را مطالعه کرده بمن چيزی گفته که مرا خيلی رنج ميدهد. دوستی که ظاهرا شاعر است و در جلسات سه شنبه ها شرکت ميکرد، بر عليه شوهر من مطالبی نوشته تاسف بار که مورد استفاده قاضی در صدور حکم قرارگرفته است .در حالی که ايندو پانزده سال با همديگر کار ادبی کرده اند. دوست بوده اند و نان و نمک هم را خورده اند. دلم ميخواهد بگويم آدمها بهتر است همديگر را بهتر بشناسند و به راحتی دور يک ميز که مينشينند راجع به هر مسئله ای حرف نزنند. همين .