سه شنبه ۱۶ ارديبهشت ۱۳۸۲ - ۶ مه ۲۰۰۳
ميز گرد راديو فردا :

ميز گرد راديو فردا :

حقوق بشر و دموکراسی، پيشبرد استقرار دموکراسی در ايران

و نقش نيروهای خارج از کشور

 

ميز گرد راديو فردا: حقوق بشر و دموکراسی، پيشبرد استقرار دموکراسی در ايران و نقش نيروهای خارج از کشور

مريم احمدی (راديو فردا): اين روزها بحث دموکراسی، فرآيند دموکراتيزه کردن، تشکيل جبهه ای برای پيشبرد دموکراسی و سازماندهی جنبش توده وار دموکراسی خواهی از بحث های مطرح است و موضوع ميزگرد ما هم پيشبرد استقرار دموکراسی در ايران و نقش نيروهای خارج از کشور است. در داخل ايران از ضرورت تشکيل جبهه فراگير دموکراسی صحبت می شود. اقای امير انتظام پيشنهاد همه پرسی در مورد يک نظام مردم سالار را داده است. آقای حشمت الله طبرزدی خواستار تشکيل شورای ائتلاف شده و در خارج از کشور منشوری تحت عنوان منشور ۸۱ تدوين شده. آقای حسن ماسالی: با شما شروع می کنيم که در تنظيم منشور ۸۱ سهيم بوديد.

حسن ماسالی: منشور ۸۱ به همت عده ای از دوستان خصوصا دکتر باقرزاده و دکتر اسماعيل خوئی و عده ای ديگر که من هم سهم کوچکی در اين رابطه داشتم تنظيم شده، در ۱۲ ماده است و اصول کلی و عام است که بيشتر تکيه بر دموکراسی و حقوق بشر و مسئله جدايی دين از حکومت دارد، ضمن احترام به باورهای مذهبی مردم و مسئله عدم خشونت برای انتقال قدرت سياسی و تغيير نظام. اين اصول تنظيم شده ولی ما هنوز راهکارها و شيوه تحقق اين اصول را تنظيم نکرديم. قصد هم نبوده که در اين اصول عام بيان بشود. چون اين مسائل بايد پس از تشکيل يک کنفرانس عمومی تنظيم شود که ما در اين روند درحال کار هستيم. خوشبختانه عده زيادی در داخل کشور اين را امضا کردند، از جمله آقای زارع زاده با شهامت در شرايطی که در آنجا فعاليت می کنند امضا گذاشتند که قابل تجليل است و اميدواريم که اين راه مسالمت جويانه برای تغيير نظام اثربخش باشد.

م ا: آقای زارع زاده فکر می کنيد طرحهايی که مطرح شده تا چه حد به مطالبات مردم جواب می دهد؟

حسن زارع زاده: تاثير بسيار زيادی دارد و من معتقدم اگر چنانچه ما نتوانيم يک جمعی را ايجاد کنيم که تمام اقشار و نمايندگانش در آن باشند و تمام طيف ها و جريانات فکری، احزاب و حتی نهادهای صنفی، روزنامه نگاران و حقوقدانان، اينها در کنار هم ننشينند و با هم کنار نيايند، ما همچنان بر سر مطالبات مردمی درجا خواهيم زد و اصولا راهکارهايی که نظام در پيش می گيرد برای مذاکرات سياسی و يا حل و فصل ديپلماتيک مشکلات و بحران درجا خواهيم زد و به هيچ وجه نخواهيم توانست بهآن مطالبات مردمی در برنامه ريزی يا آن پروسه ای که در نظر داريم برسيم و اين مشکلات بسيار زيادی را برای ما بوجود خواهد آورد.

الان ضرورت زمان هم اين را نشان داده که همه گروهها و اقشار و نمايندگان فکری روی اين مسئله اجماع نظری دارند و خوشبختانه می بينيم که همه می خواهند اين خلائی که در اين دموکراسی خواهی يا مطالبات مردمی وجود دارد را پر بکنند. خوشبختانه همين بحث عملی کردن رفراندوم يا همين بحث شورای ائتلاف که ما در داخل کشور مطرح کرديم، جبهه دموکراتيک ايران آن را در قالب بيانيه ای به امضای آقای طبرزدی مطرح کردند و خوشبختانه بازتاب خوبی داشته. همين منشور ۸۱ هم زمينه را برای يک چنين فعاليتهايی ايجاد کرده. درحال حاضر من می بينم که با توجه به رايزنی هايی که شده و استقبالی که رسانه ها و شخصيتها کردند، خوشبختانه احزاب و گروهها و شخصيتهای سياسی کنار هم جمع می شوند و اميدوارم که در زمان کوتاهی اينها بتوانند يک جمع و شورايی را تشکيل دهند و آن خلائی را که در مبارزات آزاديخواه مردم ايران هست را پر بکنند.

م ا: آقای نژاد شما فکر می کنيد که اين اجماع نظری که آقای زارع زاده از آن صحبت کردند به چه شيوه ای بهتر تحقق پيدا می کند و به صورت بالفعل در می آيد؟

محسن نژاد: طبيعی است که هرچه نظراتی در اين بيانيه ها گنجانده شود که شامل بيشتر جماعات باشد طبيعتا می تواند جذب کند. ولی ما می دانيم که ضمن اينکه بسياری از گروههای سياسی و مردم خواستهای مشترکی دارند، در اين حال اختلافاتی باهم دارند و اين اختلافات بعضی وقتها شخصيتی، فرهنگی است و بعضی وقتها نظری. ولی به نظر من آنچه که مهم است، چون صحبت از اين بود که همه جمع شوند، طبيعی است که همه جمع نخواهند شد و برخی جمع خواهند شد. ولی نيروی عمده مردمی هستند که در صحنه حضور دارند و بخصوص نيروهای پراکنده ای که از نيروهای سياسی جدا شدند و من به عنوان منفرده می توانم از آنها ياد کنم، نيروهای عمده ای هستند که اگر اينها پا به ميدان بگذارند و فشار بياورند در زمينه تحقق يک آرمانی می توانند نيروی عظيمی باشند.

م ا: آقای ماسالی شما چه راهی را بهترين راه سازماندهی جنبش توده ای دموکراسی خواهی يا تحقق بخشيدن به اين اجماع نظری در مورد دموکراسی خواهی می دانيد؟

حسن ماسالی: من با اين نظر آقای نژاد که همه را نمی توان اول جمع کرد موافقم. ولی ما بايد کوششمان را بکنيم و يک اصولی را که با خواست مردم در تضاد نيست مطرح کنيم، چه در داخل و چه در خارج از کشور، و ازهمه بخواهيم که برای تحقق آن اصول... به طور مثال همه گروهها ادعای دموکراسی و آزادی خواهی می کنند. اصولی بايد اعلام شود که کسی بهانه درنياورد در آغاز کار. به طور مثال در مورد تغيير نظام کنونی که اکثريت قريب به اتفاق مردم الان اين تغيير را می خواهند، حالا ما بحث بر سر شيوه تغيير نمی کنيم ولی از اينکه مسئله جدايی دين از سياست صورت بگيرد، يک حکومت عرفی شکل بگيرد، يا مسئله آزادی و دموکراسی و نهادينه کردن آن در جامعه و در اين ارتباط تامين برابری حقوق همه افراد، زن و مرد، اقليتهای قومی مذهبی، ايجاد همبستگی ملی و حفظ يکپارچگی کشور و نهايتا سازندگی کشور، پس بنابراين راه و روشی که ما اتخاذ می کنيم بايد اول اين باشد که هدفها و برنامه ها و اصول کلی خودمان را روشن کنيم که برای چه می خواهيم دور هم جمع بشيم و بعد از همه بخواهيم که بپيوندند.

به نظر من شيوه ما بايد اين باشد که حد و مرز شخصی و سازمانی تعيين نکنيم که فلان شخص باشد يا نباشد. آن اصول تصميم بگيرد که هرکسی تصميمش را بگيرد. از نظر عملی و اجرايی قضيه هم به نظر من راههايی را بايد دنبال کنيم که ما به سهم خودمان درحال انجام اين کار هستيم و می خواهيم که کنفرانسی بعدها تشکيل شود که راههای اجرايی و عملی تحقق آنرا پيش بينی کنيم. دوستان هم در داخل کشور همانطور که آقای زارع زاده اشاره کردند، تشکيل يک شورای ائتلاف ازنيرو ها مطرح کردند. عقيده دارم تمام کوشش داخل و خارج کشور را با هم هماهنگ کنيم و بخصوص اين جوانها نقش برجسته ای از زن و مرد دارند ايفا می کنند و ما بايد سعی کنيم تمام تجارب و امکاناتمان را در اختيار چنين مبارزه ای قرار دهيم.

م ا: آقای زارع زاده شما در اين مورد چه نظری داريد و اصولا در داخل چه فعاليت هايی در جهت تحقق اين خواستها در حال انجام يا شکل گيری است.

حسن زارع زاده: فکر می کنم که با توجه به مشکلاتی که در داخل کشور هست ما هنوز آن توانايی لازم را برای آن عمل نداريم که بخواهيم عده ای را دور هم جمع کنيم يا بخواهيم همه گروهها بيايند با اين مسئله همراهی کنند. اما همين مبارزاتی که راه افتاده و به عنوان مبارزات جنبش دانشجويی يا جنبش جوانان يا آزاديخواهان يا گروههايی که به عناوين مختلف دارند فعاليت می کنند و انتقاد می کنند و مخالفتشان را بيان می کنند، با حرکت مسالمت آميز خودشان درواقع دارند آن راهکارها را ارائه می دهند و فضا را باز می کنند برای رسيدن به آن چيزی که می خواهيم.

اما اينجا ما يک مشکل اساسی داريم و آن هم اين است که نيروی ما پراکنده است. ما متاسفانه نمی توانيم که منسجم بشويم و پشتيبانی شويم. لذا برای اينکه اين مشکل را ازبين ببريم نيازی به يک نهادی داريم که پشتيبانی و رهبری کند و اين نهاد فقط در خارج از کشور می تواند تشکيل شود. با توجه به اينکه اپوزيسيون خارج از کشور و نيروهايی که خارج از کشور هستند و احزاب و شخصيتهای سياسی اين پتانسيل و اين توانايی در آنها هست می توانند پيش قدم شوند و اين شورای ائتلاف را تشکيل بدهند و در واقع مبارزات را هدايت کنند. نماينده مردم ايران در مجامع بين المللی باشند و حمايت دنيا را جمع کنند و در واقع فشارها را همه جانبه به سمت آن سيستم نا کارآمدی که در ايران حاکم است اعمال کنند و هرروز بيشتر کنند.

اما در داخل کشور مبارزاتی که به راه افتاده است از طرق مختلف مثلا راهپيمايی، تظاهرات، مثلا معلمها اعلام کردند که روز شنبه می خواهند دست به تظاهرات بزنند، کارگران هم يک چنين برنامه ای را در پيش داشتند که وزارت کار بازی درآورد و اجازه نداد که دست به تجمع بزنند. درواقع تظاهرات يک نوع مبارزه سياسی است. اين مبارزه از طريق اجتماع، از طريق شعار نويسی روی ديوارها يا هرجا خواسته هايش را بيان می کند و مردم را به سمت آن چيزی که می خواهند هدايت می کند. اما بايد نيروها و شخصيتهای مبارز داخل کشورهم، حول محورهای اساسی که آقای ماسالی هم مطرح کردند جمع شوند تا قدرت اين ائتلاف و اين مبارزه را بيشتر کنند.

م ا: آقای نژاد شما فعاليتهای خارج از کشور را در اين راستايی که آقای زارع زاده گفتند می بينيد؟

محسن نژاد: واقعيت اين است که ضرورت اين کار حتی فشار آورده به نيروهای خارج از کشور که فعالانه وارد اين قضيه شوند. اينجا و آنجا ما بسيار می بينيم که نيروهای خارج از کشور خودشان را موظف می بينند که وارد فعاليت شوند. بخصوص من تاکيد می کنم به نيروهای منفردی که قبلا عضو نيروهای سياسی بودند، الان فعاليت سياسی ندارند ولی احساس خيلی شديدی نسبت به تغيير و تحول در ايران دارند. بسيار من فعاليتهايی را می بينم به عنوان گروههای کوچک و بزرگ که تمام تلاششان اين است که با جنبش مردم ايران پيوند برقرار کنند و با آنها هم صدا شوند و در واقع بلندگويی بشوند در خارج از کشور و فعاليتهای سياسی را در اينجا هم دامن بزنند که يک نوع يکپارچگی در داخل و خارج از کشور پديد بيايد. در جهت آن اهدافی که صحبتش می شود، بيشتر شروع کنيم از آنجايی که با هم وجه اشتراک داريم تا آنجايی که وجه افتراق داريم. اگر آنجايی که وجه اشتراک ما اين است که رژيم کنونی سرنگون يا دگرگون شود يا هر اسم ديگه ای که به هرحال يک نظام دموکراتيک جايگزين آن شود، شروع کنيم از اين بحث مقدماتی و به نظر من اين فضای عمومی نيروهای خارج از کشور را در بر می گيرد.

م ا: آقای ماسالی از اين بحث و بحث های مشابه بر می آيد که يکی از مشکلات عمده نبود برنامه های تفصيلی و سازماندهی مناسب است. فعاليتهايی که در خارج در جريان است آيا می تواند هيچ کمکی به سازماندهی جنبش توده وار دموکراسی خواهی در ايران کند؟

حسن ماسالی: سئوال جالبی است. پيچيدگی کار الان يک مقدار به اين بستگی دارد که مردم ناراضی هستند، ولی اين مردم ضمن اينکه اکثريتشان خصوصا جوانان سياسی هستند و شور و انگيزه مبارزاتی دارند، از سازمان يافتگی کافی برخوردار نيستند. الان طرحهای مختلفی سر اين به بحث گذاشته شده. تجارب مختلفی که خودمان از شيوه های سازماندهی غلط هرمی وار که در گذشته بوده داشتيم و امروز گرايشات بيشتر بر اين است که يک حالت سازماندهی با عدم تمرکز هرمی شکل بگيرد، هم در داخل کشور و هم در خارج، مثل شبکه شبکه ها انجمنهای مختلف، الان اين مسئله اينترنت و ايميل و اينها هم کار را آسان کرده. بايد يک شورای هماهنگی در خارج بوجود بيايد. در ايران هم اين سابقه از زمان انقلاب مشروطه وجود داشته.

دوستان ما در داخل ايران هم براساس سنت قديم ايران در زمان مشروطه... تا آنجا که من مطالعه کردم هزاران انجمن وجود داشته که اصول کلی را فهميده بودند که چه می خواهند، مثلا عليه جدايی دين از سياست حالا با يک فرمولبندی، عليه استبداد يا استعمار. و خيلی ها هم از هم خبر نداشتند ولی آن اصول را داشتند و در رشت، تبريز، تهران، کرمانشاه و غيره تجمع می کردند، انجمنهای خودشان را تشکيل می دادند و در نتيجه فعاليت خودشان را حول آن اصول کلی می کردند و در عين حال نظريات جزئی خودشان را هم داشتند و بعد وقتی که جنبش به حرکت درآمد يکدفعه می بينيم که شخصيتهايی از درون اين انجمنها شکل گرفتند. مثل ستارخان و باقرخان .

من فکر می کنم که امروز هم جامعه ما به همين شکل است. يک شخصيت واحد سياسی که کل جامعه قبولش داشته باشند نداريم. يا چندتا باشند که محور کار باشند و جاذبه ای داشته باشند و مردم را دنبال خودشان بکشانند متاسفانه نداريم و يا خوشبختانه. و اين يواش يواش در حال شکل گرفتن است. دوستانی که در ايران کار می کنند به نظر من همين متد کار عدم تمرکز، تشويق کنند جنبشهای دانشجويی متعدد را، ولی حول يک محور فکری. که اين را می شود بوسيله اينترنت و غيره مطرح کرد و ما هم داريم کوشش می کنيم که از رسانه هايی که مطلوب هستند استفاده بشود که اين نقطه نظرات را به گوش مردم برساند و بعد هم کوشش خواهيم کرد برای به راه انداختن يک کانال تلويزيونی که بوسيله خود نيروهای دموکرات و ملی اداره بشود. بنابراين به نظر من نبايد اينطور باشد که خارج از کشور رهبری کشور را در دست گيرد، بلکه خارج از کشور از امکانات و فضايی که دارند استفاده کنند، کارهای بين المللی تبليغاتی، سازماندهی انجام بدهند، ولی بايد ارتباط تنگاتنگ با خواستهای مردم و مبارزين خارج از کشور داشته باشند. اگر خيلی از آنها هم نتوانند به علت مشکلات و بازداشتها حرفهايشان را مستقيما بزنند ما خواستها و آرمانهای آنها را بيان می کنيم.

م ا: آقای زارع زاده شما پاسخی به حرفهای آقای مساوی داريد؟

حسن زارع زاده: بله ببينيد اين که اين شورا در خارج از کشور چه کارکردی دارد جای بحث دارد. و اصولا اين ما نيستيم که برای اين شورا وظيفه تعيين کنيم يا بگوييم که بايد چنين کند و چنان. خود شورا است که اين را تعيين می کند. يعنی ضرورت زمان باعث شده که ما گام عمليش را برمی داريم و در راستای مبارزات خودمان بخواهيم که يک چنين حرکتی انجام شود. حال اين وظيفه نيروها و اپوزوسيونها در خارج از کشور هستند که بنشينند و آن وظايف و عملکردهايشان را بررسی کنند. اين يک پروژه طولانی است. اين شورا در آينده می تواند موقتا امور مملکت را بدست گيرد به عنوان مثلا يک دولت موقت. برای اينکه اين شورا ترکيبش از همه گروهها است، چهره های مختلف و با هم کنار آمدند و می خواهند برای آينده اين مملکت و برای چالش اساسی ما که دموکراسی است تلاش کنند.

درواقع رهبری اصلی در داخل ايران و با مردم ايران است. بله مردم تجمع می کنند، تظاهرات می کنند، از طريق راهکارهای يک مبارزه سياسی مسالمت آميز و عدم خشونت پيگير مطالبات خودشان هستند. و اين حق آنها است و هيچ مرجع و شخصی حق ندارد که سليقه اش را اعمال کند و جلوی اينها را بگيرد. و حق اوليه انسان است که به اين روش مطالبات خودش را بخواهد و خواسته اش را مطرح کند. حال آن شورايی که در خارج از کشور تشکيل می شود بسيار بسيار با اهميت است و بايد در شرايط فعلی تشکيل شود، اما در داخل کشور هم مطمئن باشيد يک چنين اقداماتی در حال انجام است، هسته هايی دارد تشکيل می شود، انجمنهايی دارد تشکيل می شود، اما اين پروسه بايد طی بشود و داخل کشور و خارج کشور با هم پيوند بخورند. اما اصولا خارج کشور با توجه فضايی که برای عمل وجود دارد و اينکه همراه کردن جهان با خواست های مردم، تاثير بسيار مثبتی می تواند داشته باشد.

م ا: آقای نژاد.

محس نژاد: ضمن تاييد تمام صحبتهايی که شد می خواستم تاکيد کنم که در داخل کشور تلفيق کارهای علنی و محسوس و تلفيق کارهای قانونی و غيرقانونی پيچيدگيهای خاص خودش را دارد، درحاليکه در خارج از کشور چنين پيچيدگی هايی کمتر وجود دارد. بيشتر مسئله مالی است يا مسئله وقت آدمها است که بتوانند انرژی بگذارند. و مسئله به نظر من رهبری الان مطرح نيست، اصل قضيه اين است که ما به اين مبارزه به عنوان يک پروسه نگاه کنيم و به نظر من جای خوشبختی است که يک فرد يا يک گروه نيست که بخواهد ادعا کند که همه رهبری مملکت را در دست دارد.

به نظر من اين شروع خوبی است برای اين که مردم دموکراسی را بفهمند و به آن عمل کنند و به نظر من اين بحث جای خيلی اميدواری است و نکته مهم به نظر من اين است که اين مبارزه را بايد به عنوان يک پروسه نگاه کرد. خارج از کشوری ها، داخل کشوری ها خواهند بود و ممکن است برخی از داخل کشوری ها خارج ازکشوری بشوند. درنتيجه اين پروسه ای است که بايد با همکاری همديگر و در شرايطی که ما داريم انجامش دهيم.

م ا: آقای نژاد يکی از بحث هايی که در زمينه دموکراسی در ايران انجام می شود اين است که دموکراسی يک پروسه است و بايد آنرا با پروژه های کوتاه مدت به پيش برد و نهادينه کرد. تعيين اين پروژه ها و تعيين راهکارها به هر حال احتياج به يک برنامه ريزی دارد. چه کسی يا گروهی بايد اين مسئوليت را برعهده بگيرد؟

محسن نژاد: در مورد چه کسی، کل مردم. هرکسی بيشتر فعاليت کند و بيشتر پا به ميدان بگذارد می تواند اعتماد بيشتری از مردم جلب کند و برنامه ريزی کند. ولی در شرايطی که ما فعلا هستيم در ريزه کاريهای دموکراسی بحث نمی کنيم. راجع به آن کلياتی بحث می کنيم که مورد توافق بيشتر مبارزين اين جنبش است. نفی جمهوری اسلامی به عنوان يک رژيم ديکتاتوری، گذاشتن پايه های دموکراسی. اين پايه های دموکراسی که از آن صحبت می کنيم شامل موارد مختلفی از جمله حق آزادی بيان، حق آزادی مذهب و غيره و غيره است، آنقدر کلی هستند و ما در برابر چنين مسئله ای قرار داريم که راجع به جزئياتش زياد نبايد دقيق شويم و به نظر من يک مقدار طفره رفتن خواهد بود اگر بخواهيم راجع به ريزه کاريهای آن صحبت کنيم، چون اين پروسه بعد از اينکه اين حکومت دگرگون شود يا به هرحال نيروهای مردمی حکومت را در دست بگيرند در آنجا بعد از آن حرکت می شود.

م ا: آقای ماسالی به عنوان کلام آخر چه چيزی را به گفته هايتان اضافه می کنيد؟

حسن ماسالی: در حقيقت من هم عقيده دارم که مسئله شکل گيری دموکراسی يا تغيير اين نظام درسته که يک پروسه است ولی به اين نکته می خواهم تايد کنم که هميشه برای تغيير و تحولات اجتماعی و شکل گيری يک پروسه افرادی بايد پا به ميدان بگذارند، فعالتر و سازمان يافته تر کار کنند که اين پروسه را تسريع کنند. بنابراين الان دو جور کار می شود. هم در داخل کشور و هم خارج از کشور. يک عده هستند که بحث عمومی و باز آزاد می کنند، وارد يک کار و فعاليت تشکيلاتی نمی شوند و مبارزه آنچنانی نمی کنند، که آنها هم مفيد است، مثلا راجع به اينکه دموکراسی چيست، نهادينه کردن دموکراسی، نظام بايد تغيير کند يا نکند و يا نظير اينها. ولی يک عده هستند چه در داخل کشور و چه در خارج کشور که ضمن اينکه تئوريها و نظريه هايی برای انجام اين پروسه و تغيير و تحول بيان می کنند، گامهای سازمان يافته ای را می خواهند بردارند.

ظاهرا ما که در اين بحث شرکت می کنيم همگی جزء کسانی هستيم که می خواهيم گام عملی فعالانه ای برای شکل گيری اين روند برداريم. من فکر می کنم به طور مثال در مورد همين مسئله منشور ۸۱ که قريب ۶۰۰ يا ۷۰۰ نفر آنرا امضا کردند. گام بعدی اين است که برويم تشکيل يک کنفرانس را سازماندهی کنيم و در اين کنفرانس تقسيم کار می آيد، گروههای کار مختلف بوجود می آيد و رابطه با گروهها و محافل مختلف از جمله با منفردينی که اينجا و آنجا هستند و هنوز تصميم گيری نکردند، جلب شوند. اين منشور با اضافه کردن ماده ای يا بيان راهکارهای تحقق آن اعتماد افراد بيشتری را جلب کند و يک شيوه دموکراتيکی پيش برود در نحوه سازماندهی و نحوه اخذ تصميم گيريها، نحوه طرح مسائل و اين خواست مردم داخل و خارج کشور باهم هماهنگی و همگونی پيدا کنند و به اين ترتيب به نظر من اين پروسه تسريع خواهد شد.

البته اين هم يک واقعيت است، برخی مسائل خارج از اراده ما در حال پيشروی است. مثلا تحولات عظيمی دارد در خاورميانه روی ميدهد که خارج از اراده ما است. چه بخواهيم و چه نخواهيم. ما نبايد نظاره گر اين صحنه ها باشيم. ما بايد آماده باشيم که هرحادثه ای پيش می آيد، اين آمادگی ما باعث شود که هرچيز نامطلوبی را نپذيريم بلکه چيزهای مطلوبی را بپذيريم.

م ا: آقای زارع زاده شما لطف کنيد يک جمع بندی از حرفهايتان بکنيد.

حسن زارع زاده: دموکراسی حق ما است. با اينکه نگاههای تشنه و کنجکاو هنوز نتوانسته اند آن گمشده شان را پيدا کنند اما امرار اين مبارزه و اين که پيشتازان اين مبارزات بتوانند در پيدا کردن اين گمگشته تلاش کنند، ما موفقيت چند برابر بدست خواهيم آورد و آنوقت است که ارزش انسانها و حقوق انسانها برای ما مشخص خواهد شد و اين معيار و ملاکها ما را به آن چيزی که می خواهيم خواهد رساند.

م ا: آقای نژاد:

محسن نژاد: ضمن تاييد صحبتهايی که شد فقط من می خواستم يک نکته ای را بگويم: زياد ماندگار نيست وضعيت کنونی. آنچه که مانده زياد پايدار نخواهد بود. بايد نگاه کنند به شرايطی که دارد پيش می آيد و نيروی مردم که در حال حرکت است، راه آزادی راهی است که نمی توان جلوی آنرا گرفت.

مريم احمدی (راديو فردا): با تشکر از آقايان حسن ماسالی حسن زارع زاده و محسن نژاد اين بحث را به پايان می بريم.