خاتمی:
بخش عظميی از جامعه با مشکلات
اقتصادی مواجه است
وجود شکافهای عظيم طبقاتی از مظاهر بارز بیعدالتی است
حجتالاسلام
والمسملين سيد محمد خاتمی، رييسجمهوری، بخش
عظيمی از جامعه را مواجه با مشکلات اقتصادی دانست و راه برونرفت
از اين مشکلات را رونق اقتصادی، سرمايهگذاری، توليد،
امنيت بخش خصوصی و ايجاد ارزش افزوده عنوان کرد.
به گزارش خبرنگار خبرگزاری دانشجويان ايران
(ايسنا)، وی که صبح امروز در مراسم معرفی و تجليل از کارگران نمونهی
سراسر کشور در سال ۸۱ در محل سالن اجلاس
سران سخن میگفت، حقوقبگيران دولت
بهويژه کارگران و معلمان را مواجه با بيشترين
مشکلات اقتصادی در کشور دانست و افزود: امروز، نرخ تورم دورقمی اولين آثار خود را
روی اين قشر پرارزش و شريف اما برخوردار از امکانات کمتر میگذارد.
خاتمی با اشاره به اقدامات قابل ملاحظهی
دولت جهت اصلاحات اقتصادی و افزايش سطح رفاه اين قشر، به برخی از دستاوردهای چند
سال اخير در حوزهی اقتصاد اشاره کرد و
افزود: رشد ۵/۷ درصدی اقتصاد بدون محاسبهی
نفت در سال گذشته که بالاترين نرخ رشد ساليان گذشته بوده است و نيز نرخ رشد ۱۱
درصدی صنعت و ۵/۱۰ درصدی کشاورزی در سال قبل حاکی از آن
است که میتوان با سرمايهگذاری، توليد،
رونق در اقتصاد، ايجاد امنيت برای بخش خصوصی، ايجاد شغل مولد، ايجاد ارزش افزوده و
اقداماتی از اين دست در جهت کاستن از مشکلات گام برداشت و امنيت لازم را بهويژه
برای قشر خدمتگذار کارگر فراهم آورد.
رييسجمهور همچنين
با اشاره به اينکه درصد بالايی از بودجهی
کشورهای پيشرفته را ماليات تشکيل میدهد، در حالی
که در کشور ما تنها ۳۰ درصد بودجه به آن
اختصاص داده شده است، گفت: يک ايراد بزرگ در جوامعی مانند ما اين است که نتوانستهايم
ساز و کار مهمی را ابداع و اجرا کنيم تا از کسانی که درآمد بيشتر دارند ماليات
مناسبتر گرفته شود و از اين رهگذر شکافهای
اقتصادی موجود در جامعه رفع گردد.
وی تصريح کرد: راهکار اساسی برای بازتوليد مناسب و
ايجاد يک جامعهی مطلوب آن است که افردی که درآمد بيشتر به
دست میآورند و از امکانات بيشتری برخوردار میگردند،
هزينهی بيشتری را برای پيشرفت جامعه بپردازند.
خاتمی با انتقاد از اينکه سهم زيادی
از بودجهی کشور را درآمد نفت به خود اختصاص داده
است گفت: ما نمیتوانيم برای افزايش بودجهی
کشور صرفا منابع نفت را هزينه کنيم، بلکه بايد آن را به سرمايههای
روزمينی تبديل نماييم؛ چرا که مصرف يک سرمايه چند ميليون ساله به يکباره
خيانت است.
رييسجمهور در
ادامه با اشاره به گامهای برداشته
شده در مسير اصلاحات اقتصادی از جمله لايحهی نوسازی
صنايع، قانون معافيت ماليات، آييننامهی
سرمايهگذاری خارجی و ... خاطرنشان کرد: اگر
متخصصان، خالی از گرايشات باندی و سياسی قضاوت کنند، تاييد خواهند کرد که در مسير
اصلاحات اقتصادی گامهای مهمی برداشته شده
است.
وی بر لزوم استفاده از منابع، امکانات، دانش و
مديريت روز دنيا در عين حفظ استقلال کشور در مسير پيشرفت اقتصادی تاکيد کرد و
افزود: بايد توليد ثروت و ارزش افزوده نماييم و در اين راستا بايد سازمانهای
ذیربط ارتقای بهرهوری را جهت
تضمين رفاه آحاد مردم سرلوحهی کار قرار
دهند.
وجود شکافهای عظيم طبقاتی از مظاهر بارز بیعدالتی است
حجتالاسلام
والمسلمين خاتمی رييسجمهوری در ادامهی
سخنان خود در مراسم معرفی و تجليل از کارگران نمونهی سال ۸۱ کشور
وجود شکافهای عظيم طبقاتی و جلوههای
خشن فقر در هر جامعهای را از مظاهر بارز بیعدالتی
دانست.
به گزارش خبرنگار خبرگزاری دانشجويان ايران
(ايسنا)، وی مدار يک جامعهی مطلوب الهی
را عدالت و قسط عنوان کرد و افزود: ارزش انسان به کار اوست و جامعهی
مطلوب، جامعهای است که در آن عدالت حکمفرما باشد.
خاتمی تصريح کرد: عدالت خود به خود به وجود نمیآيد
و اين ارادهی انسان است که بايد آن را پياده کند. لذا
انسانها بايد بدانند که صاحب حق هستند. بايد حق
خود را بگيرند و بايد ساز و کاری در جامعه داشته باشند که قسط و عدل در آن پايدار
شود.
رييسجمهور حکومت
ناشی از ارادهی مردم را دارای نقش مهم در برقراری و
پايداری عدالت در جامعه توصيف کرد و گفت: مهمترين مسالهی
عدالت، کرامت و حيثيت آدمی، به رسميت شناختن حق حاکميت مردم بر سرنوشت خويش،
ناشی بودن قدرت از ارادهی مردم و
مسوول بودن قدرت در مقابل مردم است؛ چرا که قدرت
ارباب مردم نيست و اين موضوع در قانون اساسی ما هم آمده است.
خاتمی با اظهار تاسف از مغلطه و سفسطهی
بزرگی که بعضا بين دموکراسی و ليبراليسم در جامعهی ما پديد میآيد
گفت: دموکراسی يک راه است، ممکن است منجر به يک نظام ليبرال شود که فقط آزادیها
فردی را قبول دارد و در اين صورت هرچه اکثريت بگويند همانگونه بايد
رفتار شود و يا ممکن است منتهی به يک حکومت دينی شود که ملاک در آن اين است که
قدرت از کجا ناشی میشود؟
وی با بيان اينکه مطمئنا بر
اساس دين مبين اسلام کسانی که در ساختار قدرت قرار میگيرند بايد از
شرايطی برخوردار باشند، گفت: در اين حالت اصل بر اين است که مردم اين قدرت را روی
کار میآورند؛ قدرت متکی بر ارادهی
مردم، تحت نظارت مردم و مسوول در برابر مردم است و اگر روزی اين قدرت را نخواستند،
بايد به راحتی بتوانند، آن را کنار بگذارند و اين دقيقا معنای دموکراسی است.
رييسجمهور تصريح
کرد: مردمسالاری دينی هم معتقد بر اين اصل است که
حکومت بايد مردمی باشد، از مردم باشد، تحت نظارت مردم باشد و مردم در آن از آزادیهای
مشروع برخوردار باشند و بتوانند به راحتی قدرت را نقد کنند.
خاتمی در بخش ديگری از سخنان خود کار را جوهر
زندگی و مبدأ و مايهی تمدنها
خواند و اظهار داشت: کار يک پديدهی جمعی است و
نظامات اجتماعی موجود در جهان از گذشته، حال و تا آينده چيزی جز ساز و کار تنظيم
کار در جامعه و آهنگ ارتباط اجزای کار در يک اجتماع نيست.
وی تفاوت موجود ميان نظامهای مختلف
اقتصادی و اجتماعی را در اثبات يا نفی کار ندانست و افزود: کسی منکر اين نيست که
کار عامل اساسی حيات اجتماعی است، ولی تفاوت آنجا پيدا میشود
که در يک نظام فکری محور کارگر قرار میگيرد و در
ديگری مالکيت و سرمايه.
رييسجمهور با
اشاره به شکست خوردن تفکر مارکسيستی هم به لحاظ تاريخی و هم به لحاظ فلسفی گفت:
مارکس به عنوان يک آسيبشناس نظام
سرمايهداری، خدمت بزرگی به دنيای سرمايهداری
کرد؛ چرا که پيشبينی او مبنی بر فروپاشی
نظام سرمايهداری و جايگزينی آن با نظام کمونيستی باعث
شد تا نظام سرمايهداری با تغييراتی اساسی
در ساز و کارهای خود از نابودی نجات يابد.
خاتمی به تفاوتهای فراوان
موجود ميان سرمايهداری امروز با سرمايهداری
قرن نوزدهم در بعد توجه به نيروی کار اشاره کرد و افزود: توجه به حقوق کارگران،
تغييرات قوانين و مقررات و شکلگيری نظامهای
مهم تامين اجتماعی از جمله کارهايی بود که نظام سرمايهداری با در
اولويت قرار دادن آنها از خطر نابودی نجات
يافت.
رييسجمهور در بخش
ديگری از سخنان خود کارگر، کارفرما و دولت را سه ضلع ناظر بر روابط کار خواند و
افزود: اگر اين سه عامل باهم سازگار باشند و اصل سهجانبهگرايی
با هماهنگی اجرا شود، جامعه نيز در مسير پيشرفت گامهای مطمئنی
برخواهد داشت.
خاتمی در ادامهی سخنان خود
سهجانبهگرايی را
دارای ۷ هدف عمده دانست و در بيان آنها افزود:
تلاش برای صيانت از نيروی کار و تامين وضعيت معيشتی او، ارتقای سطح آگاهی و مهارت
نيروی کار، ايجاد محيط سالم در بخش توليد از راه تفاهم، شفافتر
نمودن عرصهی کار و نزديکی بيشتر کارفرمايان و
کارگران، تاکيد بر ايمنسازی محيط
کار، تقويت حس ابتکار و خلاقيت نيروی کار و نيز استفاده از ظرفيتهای
مناسب قانون کار در جهت تقويت سهجانبهگرايی
از اهداف عمدهی اين اصل است.
.