سه شنبه ۱۶ ارديبهشت ۱۳۸۲ - ۶ مه ۲۰۰۳
جيمز جويس - تبعيدی يا خارج نشينی ؟

 

جيمز جويس - تبعيدی يا خارج نشينی ؟

 از : آرام بختياری

 

سوال اين است که اگر از يک مورخ ادبی پپرسيم محمدعلی جمالزاده ويا صادق هدايت مهاجر بودند يا تبعيدی - او چه جوابی به ما خواهد داد ؟ شايد مناسب ترين جواب اين باشد که بگويد : اين هردو نويسنده به گونه ای قربانی نظام حاکم يا فرهنگ غالب آنزمان جامعه خود بودند

اين سئوال را در مورد جيمز جويس نيز ميتوان مطرح نمود . جيمز جويس -نويسنده ايرلندی ميگويد : او در سال ۱۹۰۲ در سن بيست سالگی با احساساتی چون يک شهيد و قربانی اجتمايی دوبلين را به قصد اقامت در پاريس ترک کرد و حتا او اين اقدام را بدون تقاضای رسمی دريافت پاسپورت انجام داد تا احساس مهاجر و قربانی بودن را هميشه در خود زنده نگه دارد . در اين مورد او کتابی بنام -در تبعيد- نيز نوشت

از جمله ادعاهای تحريک کننده و بحث انگيز جويس نيز اين است که ميگويد : برای درک آثارش بايد خواننده با بيوگرافی او آشنا باشد. و او انتظار دارد که خواننده بقيه عمر خود را فقط صرف خواندن آثار او نمايد . امروزه ما ميدانيم که جويس نويسنده ای اهل مطالعه بود و غالب آثار ادبی جهان را دقيقا مطالعه کرد . او در جوانی شاعر بود سپس داستانهای کوتاه رئاليستی نوشت و-سرانجام دست به خلق رمان زد. معروف ترين رمانهای او -اوليس - و - بيداری فنيگان- هستند. در دوران اقامت در پاريس به علت فقر مالی او مدتی طرفدار سوسياليستها شد . اگرچه غرور شخصی و افتخار او زبانزد دوست و آشنا بود ولی مدام او از ديگران پول قرض ميکرد و يا سر ديگران کلاه ميگذاشت و.در اوقات فراغت به اعترف خودش برای ديد زدن مجسمه الهه های نيمه لخت دوران باستان به موزههای قديمی شهر ميرفت .

اليوت در باره او ميگويد : جويس به ادبيات قرن ۱۹ پايان داد و در زمينه رمان اثری نو خلق نمود .و نقاش مجاری -ناجی- ميگويد : جويس را ميتوان نويسنده عصر صنعت و ماشين به حساب آورد . او با حروف و کلمات و زبان مانند يک مهندس عمل ميکند .

جيمز جويس در سال ۱۸۸۲ در ايرلند بدنيا آمد و در سال ۱۹۴۱ در سويس در گذشت. او سالها در خارج از وطن زيست و به علت نياز شغلی -معلم خانگی زبان شد.فعاليت ادبی نبوغ آميز او در سرآغاز قرن بيستم در زمان بحرانهای اجتمايی شروع گرديد . او بر ضد روشهای ادبی غالب که از زمان رنسانس در اروپا مرسوم بودند قد علم کرد و با کمک فن و تکنيکهای ادبی غير اروپايی - تجربه های جديدی را آزمايش نمود . اهميت خلاقيت و نوگرايی ادبی او را ميتوان با نوگرايی پيکاسو در نقاشی مقايسه کرد . جويس همچون پروست پايه گذار تدوين رمان مدرن است . شايد اگر او فقط کتاب -در تبعيد- را مينوشت؛ ديگران او را شاگرد چخوف به حساب می آوردند .ولی او فلوبرت -تولستوی-ديکنز-سويفت-و ايبسن را از آموزگاران ادبی خود ميداند . اهميت او برای ايرلند مانند ارزش ايبسن برای ادبيات ملی نروژ است . جويس برای طرفداران جنبش ادبی آوانگارد يک قهرمان پيشگام و يک مقدس ادبی است . زمان آغاز فعاليت ادبی او همزمان با رشد ادبيات آوانگارد در اروپا است . جويس ميگويد : جهان ماسکی به چهره زده و وظيفه ادبيات برداشتن و کنارزدن اين ماسک است . تنها ادبيات است که به انسان امکان بازی با زبان و کلمات را ميدهد تا آنها را تجربه کند. شايد اين يکی از دلايل محبوبيت جويس ميان طرفداران ادبيات آوانگارد باشد .

جويس همچون شکسپير غالبا به موضوع و مقوله خيانت می پردازد. قهرمانان آثارش همچون خود او در دوران جوانی علاقمند به تاريخ و زبان هستند . جويس ميخواهد قدرت و جاذبه جادويی زبان و کلمات را نشان دهد.جويس در رمان - اوليس - سعی کرد فرم رمان نويسی را منحل کند و در آخرين اثرش -بيداری فنيگان کوشش نمود خودسرانه اقدام به انحلال زبان کند . او ميگويد کسيکه قادر به فهم رمان اوليس نباشد -زندگی را هم نخواهد فهميد .کتاب اوليس را ميتوان موزه سبکهای ادبی از مد افتاده دانست که حاوی گنجی از خلاقيت زبانی است .او در اين کتاب از تمام فنون نويسندگی مرسوم پيش از خود استفاده نمود و اسطوره هايی از کتابهای مذهبی و اثار نويسندگانی مانند : هومر-شکسپير- و واگنر را در آن بکار برد . اوليس را ميتوان اثری هنری ناتمام به حساب آورد که هرکس طبق توانايی و سليقه خود ميتواند آنرا تفسير کند.

جويس در زمينه رمان نويسی تاثيری مهمتر از همينگوی بر نسل های جوان بجای گذاشت . آثار او حاوی استتيک مدرن يعنی زيبايی شناسی نويی هستند . از جمله بازيهای روش نويسندگی او اين است که مثلا در کتاب -بيداری فنيگان- به خلق کلمات مرکبی با بيش از صد حرف الفبا می پردازد - يا اينکه او با زبان زنی بيش از پنجاه صفحه متن را بدون مکث و نقطه و ويرگول در باره آرزوهايش خيالپردازی ميکند و يااز ۳۵۰ا رودخانه جهان نام ميبرد-به اميد اينکه بقول خودش روزی دانش آموزان بوديستی روستايی از ارتفاعات هيماليا نام رودخانه ولايت شان را در کتاب او به بينند -خوشحال شوند و احتمالا احساس غرور کنند