دوشنبه ۱۵ ارديبهشت ۱۳۸۲ - ۵ مه ۲۰۰۳
گروه محفلی کرمان چگونه عروس و داماد جوان را به بهانه فساداخلاقی کشتند

گروه محفلی کرمان چگونه عروس و داماد جوان را به بهانه فساداخلاقی کشتند

 

اعتماد - محاکمه ۶جوان که در کرمان گروه مبارزه با فساد تشکيل داده بودند، در کرمان ادامه دارد . اين متهمان در گشتهای خيابانی، زنان و مردان جوان را که از نظر ظاهری به آنها سوءظن پيدا میکردند میربودند تا به گمان خود با فساد مبارزه کنند. اين گروهمحفلی خود سر هر فردی را که میربودند، در مخفيگاهی به پرس و جو از او میپرداختند و سپس به اتفاق آرا تصميم به قتل وی میگرفتند. همانگونه که در شماره ديروز خوانديد اين گروه تاکنون سه مرد جوان و دو دختر را به قتل رسانده و اجساد آنان را در بيابان رها کردهاند. دو نفر از قربانيان دختر و پسر جوانی بودند که با هم پيوند نامزدی داشتند و قرار بود تا چند ماه ديگر زندگی مشترک خود را آغاز کنند. متهمان اين زوج جوان را به گمان اينکه با هم رابطه نامشروع دارند، در کرمان ربوده و پس از قتل، اجسادشان را در بيابان انداخته بودند.

خبرنگار «اعتماد» در کرمان جزييات اين جنايت را چنين شرح میدهد:ساعت هشت و نيم شب سه شنبه ۲۸ آبان ماه سال گذشته محمدرضا نژادملايری و نامزد عقدکردهاش شهره نيکپور سوار بر پژو ۴۰۵ خود میشوند تا برای ديدن خانهيی که برای خريد انتخاب کرده بودند به فيروزآباد بروند. خانوادههای عروس و داماد تا نيمه شب به انتظار بازگشت آنها میمانند اما خبری از آنها نمیشود. والدين نگران شده و چند بار با تلفن همراه تازه داماد تماس میگيرند اما جوابی نمیشنوند. اين بار خواهر شهره تلاش میکند با اين شماره تماس بگيرد اما هر بار که تماس برقرار میشود، يکی اين تماس را قطع میکند، بدون آنکه جوابی بدهد. اين شمارهگيری ساعتی بطور پياپی ادامه پيدا میکند تا اينکه جوان ناشناس دستگاه تلفن را باز میکند و خواهر نو عروس با شنيدن صدای اين ناشناس، به التماس میگويد، هر کسی هستيد، خواهش میکنم تلفن را قطع نکنيد، من میخواستم با مهندس محمدرضا نژادملايری صحبت کنم. مگر اين شماره تلفن همراه او نيست؟ جوان ناشناس به جای هر توضيحی با عصبانيت جواب میدهد: اشتباه گرفتهايد! و بلافاصله تلفن را قطع میکند.اين مکالمه خانوادههای عروس و داماد را بشدت نگران میکند و سرانجام تصميم میگيرند با پليس ۱۱۰ کرمان تماس بگيرند و برای اطلاع از سرنوشت آنها کمک بخواهند.

ماموران پليس تحقيقاتی را آغاز میکنند ولی هيچ سرنخی نمیيابند که سرنوشت «شهره» و «محمدرضا» را روشن کند. همه به اين گمان میرسند که عروس و داماد با هجوم دزدان روبرو شدهاند و تلفن همراه داماد به سرقت رفته است. جستوجوهای دو خانواده و تلاش پليس برای اطلاع از سرنوشت دختر و پسر ناپديد شده مدت ده روز بینتيجه ماند تا اينکه غروب روز هشتم آذرماه ماموران گشت پليس کرمان در بيابانی نزديک «زنگی آباد» کرمان با لاشه يک اتومبيل پژو سوخته روبرو شدند که بهنظر میرسيد عمدا آن را به آتش کشيدهاند. جستوجوها به شعاع چند کيلومتر در بيابان آغاز شد تا اينکه ماموران به اجساد تکه تکه زن و مرد جوانی برخوردند که طعمه حيوانات وحشی شده بود.چهرههای قربانيان قابل تشخيا نبود اما مشخصات پژو سوخته که به تازه داماد تعلق داشت اين اطمينان را به پليس میداد که اجساد متعلق به شهره و محمدرضا است. ابتدا بستگان اين زوج جوان نتوانستند اجساد را شناسايی کنند اما بعدا از آؤار و نشانههای باقيمانده در کنار اجساد پی به هويت عروس و داماد بردند.

پس از شناسايی اجساد قربانيان تحقيقات گستردهيی برای شناسايی قاتلان آغاز شد و در مدت کوتاهی اجساد يک زن و دو مرد جوان نيز در بيابانهای اطراف کرمان به دست آمد که همگی به همان شيوه کشته شده بودند. ماموران ضمن تحقيق دريافتند که از هيچکدام از مقتولان چيزی به سرقت نرفته و همگی بعد از به قتل رسی دن طعمه حيوانات وحشی شدهاند. تا اينکه اواخر سال گذشته ماموران، جوانی به نام هادی را که ادعا میکرد توسط ۲ نفر ربوده شده است مورد بازجويی قرار دادند. هادی در بازجويی به ماموران گفت: «در حال رفتن به محل کارم بودم که ۲ جوان دستانم را گرفتند و مرا داخل خانهيی بردند، آنها گفتند که من فاسد هستم و اموالم را از راههای غير شرعی به دست آوردهام و ارتباط نامشروع هم دارم، سپس ۳ بار استخاره کردند و وقتی خوش نيامد تلفن همراهم را گرفتند و بعد رهايم کردند.» ماموران با رديابی تلفن همراه هادی ابتدا موفق شدند ۲ نفر از اين آدمربايان را بازداشت کنند و پس از بازجويی از آنها محل ۴ تن ديگر را شناسايی و طی عملياتی آنها را بازداشت کردند. دو نفر از اعضای گروه شکار، سرباز وظيفه بودند و ۴ تن ديگر شغل آزاد داشتند.