محجوب:
اعتصاب کارگران اعتراض سياسی و
مخالفت با نظام نيست
هنوز مهمترين مسالهی
ما خلأ آرمان است، نه خلأ عمل، زيرا خيلی زود از پيگيریها و تعقيب يک
عمل خسته میشويم.
به گزارش خبرنگار پارلمانی خبرگزاری دانشجويان
ايران(ايسنا)، عليرضا محجوب نمايندهی مردم تهران
و دبيرکل خانهی کارگر طی سخنانی در ميزگرد «جايگاه و نقش
فرهنگيان، دانشجويان و کارگران در توسعه» که بعد از ظهر امروز در ايسنا برگزار شد
با اشاره به راهپيمايی کارگران که هفتهی گذشته موفق
به انجام آن نشدند، افزود: نتوانستيم راهپيمايی هفتهی گذشته را
برگزار کنيم، و آنچه جسته و گريخته برگزار
شد منطبق با اعتقادات يا خواست ما نبود.
وی خاطرنشان کرد: کارگران از واحدهای مختلف با
گرفتن مرخصی، عزم اجتماع و اعتراض داشتند اما از اجتماع آنها
ممانعت شد، در حالی که مجوز اين اجتماع از مادهی ۱۰ احزاب
گرفته شده بود؛ اما استانداری تهران هماهنگی لازم را نداشت و دوستان مصوبات زيادی
آوردند که جلوی ساختمانهای دولتی
اجتماعی نباشد.
نمايندهی مردم تهران
افزود: مهمترين مساله تعيين تکليف ما با آزادیها
است، ما بيشتر از قانون اساسی نمیخواهيم و به
کمتر از آن هم راضی هستيم. طبق اصل ۲۷ قانون اساسی اجتماعات مشروط به آن که مخل به
مبانی اسلام نباشد و در آن اسلحه حمل نشود آزاد است و اشکال ندارد و قانون در اين
زمينه صراحت دارد.
وی تأکيد کرد: ما توجيه نيستيم به چه دليل میشود
جلوی اعتراضات را گرفت، ضعف مديران ما در ادارهی بحرانها
نبايد سبب تعطيل قانون اساسی شود.
عضو کميسيون اجتماعی با بيان اين که معلمان و
کارگران ما با نظام جمهوری اسلامی، رهبری، رييس جمهوری و دولت مشکل ندارند و آنها
و حتی وزرا را دوست دارند، تصريح کرد: آيا انسداد بالاتر از اين ممکن است که تجمعهای
صنفی برای دو قشر عظيم ممنوع شود؟ آيا به تبعات اين تصميمات توجه شده است؟
وی خاطرنشان کرد: آرمان اين اقشار با اين وضعيت
تعطيل میشود.
محجوب با اشاره به راهپيمايی مردم آمريکا و انگليس
در جنگ با عراق گفت: در همين کشور متجاوز راهپيمايی عليه او در مقابل ساختمانهای
دولتی صورت میگيرد، پس اين منطق وارد نيست. مسولان و دستادرکاران
بايد به صراحت بگويند که آيا طرفدار آزادی اجتماعات، راهپيمايی و
اعتصابات هستند يا نه؟ اگر مخالفند صريحا بايد بگويند.
وی خاطرنشان کرد: از دو سال
پيش که تجمع فرهنگيان ايجاد شد، عدهای گفتند اين
کار سياسی است، اما من معتقد بودم که هر چه باشد، بايد ديد چه میگويند،
مگر مخالف، حق تحرک صنفی ندارد، خانهی ملت محل
تظلم ملت است، حتی ما بايد جايی برای تجمعات برای آنها درست کنيم. راه تجمع را
مسدود کردهاند، اگر تحمل شنيدن سخنان فرهنگيان و
کارگران را نداريم، پس تحمل چه کسانی وجود دارد؟
وی تصريح کرد: اگر در جامعه دلسردی میبينيم
به دليل پشت کردن برخی از مسولان به تعهداتشان است،
جريان فرهنگی و کارگران کم خاصيت نشدهاند. نمیشود
هم توسعه باشد و هم بحران نباشد، کسانی که مديريت بحران ندارند نمیتوانند
حرف از توسعه بزنند. امروز کارگران میخواهند توسعه
يافتگی خود را نشان دهند، عدهای میگويند
اين حرکت سياسی است، من میگويم مگر
اجازه میدهيم حرکت صنفی آن شکل بگيرد، در ساير
کشورها میکوشند تجمعات سياسی را صنفی کنند، اما در
کشور ما برعکس است.
نمايندهی مردم تهران گفت:
اين تعريف غلط است که دانشجو يا کارگر بايد از جريان سياسی بريده عمل کند، قانون
اساسی ما صراحت دارد که وقت کارگر بايد بهگونهای
باشد که وقت خودسازی معنوی و اجتماعی بيابد. فعاليت صنفی و بيداری سياسی جزء
توأمان فرهنگيان و کارگران است. سياسی کردن و هوشمند کردن آنها بخش لازم حقوق
اجتماعی و شهروندی کارگران است. کارگران بايد از سياستبازی دوری
کنند. اگر بکوشيم که ادارهی تشکلهای
صنفی از جريانات سياسی فاصله بگيرند، پيشنهاد قابل ملاحظهای است.
وی گفت: خصوصیسازی مهمترين
آسيبی بود که بعد از دوم خرداد تشديد شد. کسی که با انديشهی
خصوصیسازی کار میکند نمیتواند
مدافع مردم باشد. خصوصیسازی کارنامهی
موفقی از خود ارائه نداده است. با اين سياست صنايع و کارخانجات ما تعطيل شدند، و
قدرت خريد مردم ما کاهش يافت. الان قدرت خريد مردم در مقايسه با سال ۵۸ نصف شده
است يعنی کارگران نصف حقوق سال ۵۸ خود را میگيرند.
وی با تأکيد بر انسانمحوری در
اقتصاد گفت: ايران ده ميليون مزد بگير دارد و کارکردها متأثر از نوع رابطه
مزدبگيران با تقاضای کل و جزء و عرضه و تقاضا و سياستهای پولی و
بازار عرضه ايجاد میکنند، و اينها
با مجموع خصوصیسازی سازگار نيست. يکسانسازی
در سال ۸۱ نشان داد که کارمندان و کارگران بيش از ۶۰ درصد قدرت خريد را از دست دادهاند.
وی با اشاره به نسخهی خصوصیسازی در ايران
گفت: کسانی که اين نسخه را پياده میکنند دلسوزند،
اما دلسوزیشان مانند مادری است که به بيمار مرض قند
خود، آب قند میدهند، من ريشههای بسياری از
مشکلات را در اين زمينه میبينم.
محجوب گفت: قانون اساسی و قانون کار دربارهی
مخالفت با اعتصاب چيزی نگفته است، اما از اعتصاب کنندگان حمايت هم نکرده است، و به
همين دليل میتوان با آنها به استناد مواد ديگر برخورد
کرد.
ما طرحی داريم که بتوانيم بر اساس آن،
از کسانی که طبق بسياری از قوانين کار جهان و طبق شرع اين حق به کارگران داده شود،
و البته اين کار نيازمند تبليغ فرهنگی و فرهنگسازی است.
وی تصريح کرد: اعتصاب کارگران هرگز اعتراض سياسی و
مخالفت با نظام نيست، بلکه رساندن حرفی با استفاده از ابزار کار نکردن است. اعتصاب
ابزاری برای چانهزنی است و نزديک شدن دو
طرفی است که يکی همهی ابزار را دارد و ديگری
هيچ ابزاری ندارد. به همين دليل اعتصاب نبايد هيچ کدورتی ايجاد کند.
محجوب قانون کار ايران را قانونی ضد اعتصاب معرفی
کرد و گفت: اين قانون با انطباق از قوانين کار کشورهای ديگر ساخته شده است.
وی به نقش کارگران در مقاطع مختلف نظام و کشور و
انقلابمان اشاره کرد و گفت: کارگران در همه جا
حاضر بودند و رقم حضورشان در جنگ، جبهه و تحرکات عمومی و سياسی و دينی نشانگر اين
موضوع است که آنها بلوغ کاملی دارند، اما زندگی صنفی هم بخشی از حقوق آنهاست، پس
بايد حتی به کوچکترين خواستههای آنها هم
توجه شود تا خواستههای بزرگشان
نيز مغفول نماند.
وی در پايان گفت: شش هفتم کارگران در بخشهای
غيردولتی شاغلند، و اگر تراز توسعهی کشور بخش غيردولتی
باشد، اينها سر حد تراز توسعهی
اقتصادی را دنبال کردهاند، و در
عرصهی تراز توسعهی سياسی نيز
پيشتاز بودهاند.
کارگران اکنون سهم و نقش خود را میخواهند،
و از اين که به رسميت شناخته نشدهاند راضی
نيستند، چون آنها میتوانند سکان مهمی در
توسعهی کشور باشند، از ميان آنها افرادی عملگرا
و کارآمد رشد خواهند کرد و جامعه را به سمت واقعگرايی سوق میدهند،
لذا نقش آنها بسيار وسيع است، و چون جمعی متشکل هستند عامل مهمی از توسعه هستند.