يکشنبه ۱۴ ارديبهشت ۱۳۸۲ - ۴ مه ۲۰۰۳
ديدگاه اکونوميست درباره روابط ايران و آمريکا

ديدگاه اکونوميست درباره روابط ايران و آمريکا

 

بی بی سی

 

هفته نامه اکونوميست در شماره جديد خود مطلبی با عنوان "نشانه های يک طرفه" دارد که در آن به بررسی روابط ايران و آمريکا پرداخته است.

اين نشريه می نويسد که محافظه کاران نگران ايران ممکن است در فکر يک مصالحه بی سر و صدا باشند.

اکونوميست در اين مقاله شرايط فعلی ايران را با در نظر گرفتن جنگ عراق بررسی می کند و به تحليل اعمال مقامات جناح محافظه کار در ايران می پردازد.

اکونوميست می نويسد که مقامات ارشد ايرانی بر خلاف رويه معمول خود سعی می کنند تا از رويارويی با آمريکا بر سر عراق خودداری کنند.

محسن رضايی"، که زمانی رييس سپاه پاسداران بود خواستار اقداماتی برای کاهش تنش شده و کمال خرازی وزير خارجه ايران می گويد ايران به عراق در دستيابی به يک دولت دمکراتيک و فراگير کمک خواهد کرد.

اکونوميست اين سئوال را مطرح می کند که آيا ايران از سياست ضد آمريکايی خود دست برداشته است، و در پاسخ به اين سئوال می نويسد: تا هنگامی که ديوارهای خيابان های تهران پر از سخنان آيت الله خامنه ای، رهبر ايران، است که قول می دهد طرف آمريکا را نگيرد و مادام که شخص او دمکراسی غربی را محکوم می کند، دست بر داشتن علنی او از اعتقادات ديرينه اش دشوار خواهد بود. البته پشت درهای بسته ممکن است نظر او متفاوت باشد.

با توجه به اينکه جرج بوش با تغيير حکومت نظر موافق دارد، برای رهبر ايران که حرف آخر را در سياست خارجی اين کشور می زند، دلايل خوبی ديده می شود که بدون سرو صدا بر تغيير سياست ايران در اين زمينه صحه گذارد.

نويسنده يادآور می شود که تا به حال اين محمد خاتمی، رييس جمهوری ايران، بوده است که خواستار روابط بهتر با آمريکا می شد و محافظه کاران که به آيت الله خامنه ای نزديک هستند، همواره مانع اين کار می شوند، ولی پس از جنگ عراق ممکن است وضع تغيير کرده باشد.

به نظر می رسد برخی از محافظه کاران به اين نتيجه رسيده اند که برای اينکه آنها يک دهه ديگر زمام امور را در دست داشته باشند از سرگيری روابط با آمريکا ممکن است بی خطرترين راه باشد، ولی اين پاداشی است که ممکن است برخی از محافظه کاران نخواهند آن را با ساير همکاران خود تقسيم کنند.

به نظر نويسنده اکونوميست، اگر چه آيت الله خامنه ای به کسی اجازه نمی دهد که مقام و اختيارات او را به مبازره بطلبد، ولی ممکن است با نظر اکبر هاشمی رفسنجانی، محافظه کاری با نفوذ و عملگرا، مبنی بر آنکه اکنون وقت اتخاذ سياست مسالمت آميز فرا رسيده است {اشاره به سخنان اخير آقای رفسنجانی در مورد برگزاری رفراندم برای برقراری روابط با آمريکا} موافق باشد.

نويسنده مقاله خاطر نشان می سازد که نماينده ايران در سازمان ملل متحد به گونه ای از آمريکا انتقاد کرده که می شد فکر کرد اين انتقاد از جانب نماينده آلمان يا فرانسه بيان شده است، نه يکی از کشورهای، به گفته جرج بوش، عضو "محور شرارت. از سوی ديگر شخص آيت الله خامنه ای نيز در جريان جنگ عراق در برابر موشک های بريتانيايی که در خاک ايران فرود آمده بود بی تفاوت باقی ماند.

در ادامه مقاله می خوانيم که آقای رضايی که متحد قوی آقای رفسنجانی است از اينکه سکوت ايران بدون پاداش مانده شکايت کرده است و به اينکه نيروهای آمريکايی با واحدهای سازمان مجاهدين خلق در مورد آتش بس به توافق رسيده اند اعتراض کرده است. آقای رضايی می گويد بريتانيا به ايران اطمينان داده بود که پايگاه های مجاهدين خلق در عراق بمباران شده و آنها از بين برده خواهند شدند.

اگر چه وزارت خارجه آمريکا هنوز سازمان مجاهدين خلق را يک سازمان تروريستی می داند آقای رضايی ابراز نگرانی کرده است که آمريکا از سازمان مجاهدين خلق به خصوص کادر سياسی آن در اروپا عليه حکومت ايران استفاده خواهد کرد.

به عقيده اکونوميست جالب اين جاست در حالی که آقای خاتمی که در ابتدا با صداقت قصد کنار آمدن با دولت آمريکا را داشت، به همان ميزان که محافظه کاران به کنار آمدن با آمريکا گرايش پيدا می کنند، اکنون به آمريکا و به خصوص جرج بوش بی اعتماد شده است.

البته اين برای آمريکا تفاوت چندانی نخواهد کرد چون دولت آمريکا زحمت تفاوت قائل شدن بين اصلاح طلبان و محافظه کاران در ايران را به خود نمی دهد.

در پايان مقاله، نويسنده در واکنش به اظهارات علی تاجرنيا، نماينده مجلس ايران از جناح اصلاح طلب، می گويد که آمريکا هيچ دليل استراتژيکی برای برقراری روابط با ايران ندارد و می پرسد ممکن است اکنون اگر آمريکا چنين فکر کند، ولی اگر برنامه هسته ای ايران به طور غافلگير کننده ای به نتيجه برسد، آن صورت سياست آمريکا چه خواهد بود؟