احضار «عليرضا علویتبار»
آغاز برخورد با سايتهای اينترنتی
توضيحات عليرضا علوی تبار درباره
احضارش به شعبه ۱۴۱۰
«عليرضا
علویتبار» روز چهارشنبه احضاريهای
را که از سوی شعبه (۱۴۱۰ )دادگاه عمومی تهران برای وی ارسال شده، دريافت کرد. علویتبار
در اينباره گفت: در اين احضاريه آمده که بهعنوان
مدير مسؤول سايت «امروز» بايد روز شنبه در دادگاه حاضر شوم. تاريخ احضاريه مربوط
به اسفند ماه است و مشخص نيست که چرا اکنون بهدست من رسيده
است.
گفتنی است، هفته گذشته «سعيد مرتضوی» قاضی دادگاه
مطبوعات در گفتوگويی با روزنامه«جمهوری
اسلامی» بهشدت از افشای خبر دريافت بورس تحصيلی
کانادا توسط وی و انتشار آن در سايت «امروز» انتقاد کرده و اعلام داشته بود که با
سايتها نيز برخورد خواهد کرد.
احضار علویتبار بهعنوان
«مدير مسؤول» سايت «امروز» در حالی صورت میگيرد که
خبرنامههای اينترنتی (روزنتها)
فاقد قانون هستند و هيچکدام نيز دارای مدير مسؤول يا شخصيتی نظير آن نيستند.
با احضار علویتبار، بهنظر
میرسد که پس از آغاز برخورد با وبلاگنويسها،
برخوردهای قضايی با گردانندگان سايتهای اينترنتی
نيز آغاز شده باشد. هفته گذشته نيز «کيهان» در واکنش به افشای خبر باندی که با
استفاده از زنان روسپی، قصد بهدام انداختن
مسؤولان اجرايی را داشتهاند، خواستار
برخورد با «عوامل خودسر» در سايت «بازتاب» شده بود. اين برخوردها در حالی صورت میگيرد
که اکثريت قريب به اتفاق سايتهای فارسی
زبان از خارج کشور اداره میشوند.
در زير توضيحات عليرضا علویتبار
درباره احضارش به شعبه (۱۴۱۰ )را می خوانيد:
س: آقای علویتبار در خبرها آمده بود که شما به دادگاه احضار شدهايد، آيا اين خبر صحت دارد؟ در صورت
صحت داشتن خبر، در مورد آن توضيح دهيد.
ج: بله، خبر درست است. در تاريخ ۱۰/۲/۸۲ (ساعت
حدود هفده) برگ احضاريهای به خانه ما
دادند که در تاريخ ۲۷/۱۲/۸۱ صادر شده بود. يعنی در واقع اين برگ احضار پس از ۴۳
روز به دست من رسيدهاست. با توجه به اينکه آدرس
محل اقامت درست نوشته شده است. بنابراين علت اين تاخير نمیتواند
اشکال در يافتن محل اقامت باشد. البته من از اصل احضار متعجب نشدم، چون با توجه به
اينکه مدتی است روزنامههای کيهان و
رسالت در مورد من و عليه من مطلب مینويسند و به
طور معمول هميشه پس از يکدوره حمله اين دو روزنامه به يک فرد او احضار شده يا
دستگير میشود، مدتی است که منتظر بودم تا احضار شوم.
آنچه کمی موجب تعجب است، تاخير زياد در ارسال اين احضاريهاست.
س: فکر میکنيد دليل اين تاخير چه میتواند
باشد؟
ج: پاسخ به اين سوال مشکل است،بايد
ديد اخيرا چه تحولی رخ داده است که موجب ارسال اين برگ احضار شده. تا آنجا که به
من و شعبه ۱۴۱۰ مربوط میشود، اولا
آقای مرتضوی به سمت دادستان دادگاه عمومی و انقلاب تهران منصوب شدهاند،
شايد اين اقدام علامت و نشانهای برای شروع
يک مرحله جديد از برخوردهای قضايی باشد و ثانيا من پس از انتصاب ايشان به دادستانی
مطلبی در مورد اين انتصاب نوشتهام که کم و
بيش مضمونی انتقادی از اين انتصاب را دارد. البته اميدوارم که مقاله من موجب اقدام
ايشان نشده باشد.
س: موضوع اتهام شما چيست؟
ج: در اين برگ احضار در مقابل موضوع اتهام خط
کشيده شده است. اما يک نکته غيرمعمول در اين برگ احضار است که شايد موضوع اتهام به
آن مربوط باشد. نکته اين است که در مقابل شغل و شهرت من به جای آنکه "عضو
هيات علمی" يا "پژوهشگر" يا "روزنامهنگار"
آورده شود،"مسئول سايت اينترنتی امروز" آورده شده است.
س: تصور میکنيد چرا اين عنوان را برای شهرت و شغل شما آوردهاند؟
ج: من تنها میتوانم
احتمالات را در اين مورد طرح کنم. يک احتمال اين است که آقايان بخواهند از اين
طريق با برخورد با من برخورد با سايتهای اينترنتی
را شروع کنند. اگر اين احتمال درست باشد بايد ديد که آيا برای ساير سايتها
هم چنيناحضاريههايی فرستاده
شده است يا خير؟ و به علاوه اين اقدام بر اساس کدام قانون دارد صورت میگيرد؟
يک احتمال ديگر اين است که آقايان واقعا از شغل اصلی من بیاطلاع
بودهاند و با توجه به آنچه در روزنامههای
محافظهکاران و اقتدارگرايان آمده است و مرا يکی
از مسئولين سايت امروز معرفی کرده است اين عنوان را انتخاب کردهاند.
البته با توجه به اينکه من قبلا نيز پروندهای در دادگاه
داشتهام که مشخصاتم بطور کامل در آن
آمده است، اين احتمال بسيار ضعيف به نظر میرسد.
س: تحليل کلی شما در مورد چنين احضاری
در شرايط کنونی چيست؟
ج: تصوری که در ميان بخشی از افراد بوجود آمده و
اميدوارم درست نباشد، اين است که خط مشی کلی اين است که گروهی از افراد جامعه بايد
در مراحل مقدماتی دادگاه باشند، يا در حين
محاکمه شدن و يا در حالت گذراندن دوران محکوميت. بنابراين به هر بهانهای
بايد آنها را در اين دور قرار داد. چون در پرونده مربوط به نظرسنجیها
و گروه پژوهشی آينده، عليرغم تلاشهای زيادی که
شد چيزی عليه من به دست نيامده است،حالا لازم است
تا به بهانه ديگری (حتی اگر غيرواقعی و ساختگی باشد) پروندهای
داشته باشيم و مشغول به آن شوم.
تصور میشود که يک خط
مشی ناگفته وجود دارد که بر اساس آن هر يک از طرفداران اصلاحات دموکراتيک بايد يک
پرونده يا يک محکوميت داشته باشد و اين اقدام نيز در همان راستا صورت میگيرد.
البته اميدوارم اين تلقی درست نباشد.
توضيحات عليرضا علویتبار دربارهی احضارش به شعبهی
۱۴۱۰
عليرضا علوی تبار در پاسخ به خبرگزاری دانشجويان
ايران دربارهی احضار اخيرش به دادگاه توضيحاتی ارائه
کرد.
به گزارش ايسنا، عليرضا علویتبار،
دربارهی صحت خبر احضارش به دادگاه گفت: خبر درست
است؛ در تاريخ ۱۰/۲/۸۲ (ساعت حدود هفده) برگ احضاريهای
به منزل ما دادند که در تاريخ ۲۷/۱۲/۸۱ صادر
شده بود؛ يعنی اين برگ احضار پس از ۴۳ روز به دست
من رسيده است؛ با توجه به اينکه آدرس محل
اقامت درست نوشته شده است بنابراين علت اين تاخير نمیتواند اشکال
در يافتن محل اقامت باشد. البته من از اصل احضار متعجب نشدم چون با توجه به اينکه
مدتی است که يک روزنامهی صبح و يک
روزنامهی عصر در مورد من و عليه من مطلب مینويسند
و به طور معمول هميشه پس از يک دوره حمله اين دو روزنامه به يک فرد او احضار شده
يا دستگير میشود. مدتی است که منتظر بودم تا احضار شوم؛
آنچه کمی موجب تعجب است تاخير زياد در ارسال
اين احضاريه است.
وی دربارهی علت اين
تاخير اظهار داشت: بايد ديد اخيرا چه تحولی رخ داده است که موجب ارسال اين برگ
احضار شده است؛ تا آنجا که به من و شعبهی
۱۴۱۰ مربوط میشود، اولا
آقای مرتضوی به سمت دادستان دادگاه عمومی و انقلاب تهران منصوب شدهاند.
شايد اين اقدام علامت و نشانهای برای شروع
يک مرحلهی جديد از برخوردهای قضايی باشد و ثانيا من
پس از انتصاب ايشان به دادستانی مطلبی در مورد اين انتصاب نوشتهام
که کم و بيش مضمونی انتقادی از اين انتصاب را دارد. البته اميدوارم که مقالهی
من موجب اقدام ايشان نشده باشد.
علوی تبار در خصوص موضوع اتهامی خود گفت: در اين
برگ احضار در مقابل موضوع اتهام خط کشيده شده است اما يک نکتهی
غيرمعمول در اين برگ احضار است که شايد موضوع اتهام به آن مربوط باشد؛ نکته اين
است که در مقابل شغل و شهرت من به جای آنکه « عضو هيات
علمی » يا « پژوهشگر » يا « روزنامهنگار » آورده
شود،
«مسوول سايت اينترنتی امروز » آورده شده است.
وی درباره عنوان ذکر شده در احضاريهی
خود متذکر شد: من تنها میتوانم
احتمالات را در اين مورد طرح کنم؛ يک احتمال اين است که آقايان بخواهند از اين
طريق با برخورد با من برخورد با سايتهای اينترنتی
را شروع کنند. اگر اين احتمال درست باشد بايد ديد که آيا برای ساير سايتها
هم چنين احضاريههايی فرستاده شده است يا
خير؟ و به علاوه اين اقدام بر اساس کدام قانون دارد صورت میگيرد؟
يک احتمال ديگر اين است که آقايان واقعا از شغل اصلی من بیاطلاع
بودهاند و با توجه به آنچه
در روزنامههای محافظهکار و
اقتدارگرايان آمده است و مرا يکی از مسوولان سايت امروز معرفی کرده است، اين عنوان
را انتخاب کردهاند؛ البته با توجه به اينکه
من قبلا نيز پروندهای در دادگاه داشتهام
که مشخصاتم به طور کامل در آن آمده است، اين احتمال بسيار ضعيف به نظر میرسد.
علوی تبار در پايان به تبيين تلقی خود از اين
احضار پرداخت و اظهار داشت: تصوری که در ميان بخشی از افراد به وجود آمده و اميدوارم
درست نباشد، اين است که خط و مشی کلی اين است که گروهی از افراد جامعه بايد در
مراحل مقدماتی دادگاه باشند يا در حين محاکمه شدن و يا در حالت گذراندن دوران
محکوميت؛ بنابراين به هر بهانهای بايد آنها
را در اين دور قرار داد؛ چون در پرونده مربوط به نظرسنجیها و گروه
پژوهشی آينده، علیرغم تلاشهای
زيادی که شد چيزی عليه من به دست نيامده است. حالا لازم است تا به بهانهی
ديگری (حتی اگر غيرواقعی و ساختگی باشد) پروندهای داشته
باشيم و مشغول به آن شوم.
تصور میشود که يک خط
مشی ناگفته وجود دارد که بر اساس آن هريک از طرفداران اصلاحات دموکراتيک بايد يک
پرونده يا يک محکوميت داشته باشد و اين اقدام نيز در همان راستا صورت میگيرد.
البته اميدوارم اين تلقی درست نباشد.