شنبه ۱۳ ارديبهشت ۱۳۸۲ - ۳ مه ۲۰۰۳
مناظره محمدعلی ابطهی ادوارد واکر معاونان خاتمی و آلبرايت

مناظره محمدعلی ابطهی ادوارد واکر معاونان خاتمی و آلبرايت

در مورد روابط تهران - واشنگتن

رويداد

"محمدعلی ابطهی" معاون رئيس جمهوری ايران و "ادوارد واکر" معاون سابق وزارت خارجه آمريکا(در دولت کلينتون) اواخر هفته گذشته در ميزگردی که شبکه تلويزيونی الجزيره بر پا کرد به تحليل روابط ايران آمريکا پرداختند.

ابطحی در پاسخ به اين سؤال شما جزو معدود کسانی بوديد که به صراحت گفتهايد که سقوط صدام حسين روز شادی ملت ايران خواهد بود، حتی رهبر ايران آقای خامنهای بعد از اين که صدام سقوط کرد اين اصطلاح شما را به کار برد. اکنون صدام و نظام وی سقوط کرده است. آيا از نظر شما اين حادثه بهعنوان روز شادی ملت ايران تلقی میشود،

 گفت: اعتقاد دارم که ما مسؤولان در تحليلهای خود بايد واقعگرا باشيم، بسياری از تحليلهايی که صورت میگيرد براساس واقعيت و عقلانيت بنا نشده است و بيشتر آنها مبتنیبر احساسات است. ما در ابتدا همراه با ساير کشورها تلاش کرديم که از وقوع جنگ جلوگيری کنيم، مخالفت با جنگ امری جهانی شده بود و ايران بخشی از اين مخالفتها بود. وقتی جنگ اتفاق افتاد آن را حقيقتی تلخ تعبير کرديم و با وجود تمام مخالفتهای جهانی روی داد و عاملان آن توجهی به اين مخالفتها نکردند، با اين همه با وجود تمام زشتیها، وحشيگریها و خونريزیهای جنگ، دو نکته مثبت در آن وجود دارد که نخست مردم عراق، مردم منطقه، جهان عرب، جهان اسلام و همه مردم جهان از ديکتاتور بزرگی چون صدام حسين رهايی يافتند و دوم ملت عراق با درنظر گرفتن سابقه تاريخی کهن آن و توانايیهای بالقوهای که دارد بعداز اين که سالهای مديدی گرفتار فردی مانند صدام شدند اکنون يک فرصت تاريخی بهدست آوردهاند تا سرنوشت خود و آينده خود را براساس ريشههای تاريخی خود بهدست خود رقم بزنند.

به نظر من بايد بهترين استفاده را از اين فرصت بکنند.

الجزيره از ادوارد وکر پرسيد: شما در آمريکا به موضعگيری ايران در قبال رويدادهای عراق در زمان جنگ و درحال حاضر چگونه نگاه میکنيد، آيا آن را موضعگيری برخاسته از واقعيتهای موجود میدانيد همانطور که آقای محمدعلی ابطحی تلاش کرد آن را اينطور توصيف کند، يا آن را تهديدکننده برای امنيت عراق فعلی و برای امنيت آمريکا بهطور کلی میدانيد؟

ادوارد وکر گفت: ما کاملا درک میکنيم که موضعگيری ايران به نفع تمام جهان بود. اکنون صدام از بينرفته و ملت عراق آزاد شده است. اين دو نکتهای است که ما کاملا درباره آن اتفاقنظر داريم. اما درست است همانطور که مطرح شد (ابطحی مطرح کرد) بيشتر مردم جهان با جنگ مخالف بودند ولی ملت آمريکا صدام حسين را تهديدی برای امنيت خود میدانست که دير يا زود ممکن بود به تهديدات خود جامهعمل میپوشاند، من اکنون با اطمينان میگويم که از نابودی صدام احساس سرمستی و غرور میکنم اما متعهد هستيم که با تمام قوا درکنار ملت عراق بايستيم تا هويت تاريخی خود را بازيابد و بتواند نقش رهبری و سياسی که در تاريخ جهان ايفا میکرد را يکبار ديگر به عهده بگيرد و در تلاش برای کاربرد زور برعليه همسايههای خود برنيايد.

موضعگيری ايران در اين زمينه موضعگيری کاملا مسؤولانه بود و الان لازم است که با هم (ايران و آمريکا) با تمام آنچه که در دست داريم تلاش کنيم به ملت عراق در بازسازی اقتصاد خود و برقراری حکومت آينده آن، کمک وافر برسانيم.

الجزيره به وکر گفت: ولی در زمان جنگ حکومت آمريکا و بهوسيله وزير خود دونالد رامسفلد ايران را از دخالت در امور عراق برحذر داشت و مانع ورود سپاه بدر از طريق ايران به عراق شد، علاوه بر آن همين امروز نيروهای آمريکايی از خاک کويت وارد عراق شده و در امتداد مرز ايران مستقر شدند و به نظر میآيد دولت آمريکا از دخالت ايران در مسائل عراق شديدا نگران است، با اين تفاصيل شما همکاری دو کشور را چگونه ممکن میبينيد؟

ادوارد وکر گفت: ضرورت دارد که اهداف مشترک دو کشور ترسيم شود و راههای رسيدن به اين اهداف بررسی شود. اگر هدف ايران اين باشد که در عراق شورش و ناآرامی ايجاد کند در اين صورت اين مسأله از نگاه آمريکا خطرناک تلقی خواهد شد. اما درباره زمان جنگ، نظر آمريکا اين بود که برای کنترل اوضاع هيچ نيروی ديگری از خارج دخالت نکند، اگر نيروهای خارج از عراق برای نجات جان مجروحان يا هر مسأله ديگری وارد عراق میشدند ممکن بود وضعيت به هرج و مرج کشيده میشد. اکنون جای آن نيست که ميان مردم عراق تفرقه ايجاد کنيم و در پی اين نباشيم که اين مسائل بر اقليتهای مختلف آن کشور تأثير منفی بگذارد، اگر مقايسه کنيم اين کار را با زمان صدام، او وسايل قلع و قمع را برای برخورد با اينها به کار میگرفت. لازم است که اين اقليتها مورد حمايت قرار گيرند و اين تلاش مشترک ما را میطلبد.

غسان بن جدو از ابطحی پرسيد: آقای وکر به طور واضح و رسمی سياست آمريکا را در اين زمينه تشريح کردند و آن اين که هرگونه دخالت ايران در اوضاع فعلی عراق خطری برعليه آمريکا محسوب میشود، بدون شک شما از انتقادات و هشدارهايی که متوجه ايران است کاملا آگاه هستيد.

ابطحی گفت: اجازه بدهيد به اين موضوع از زاويهای ديگر نگاه کنيم و نگاهی داشته باشيم به جنگ آمريکا در افغانستان. در واقع همه میدانند که اگر موضعگيری ايران در آن جنگ نبود امکان نداشت رژيم طالبان که نظامی بر ضد حقوق بشر و تروريست بود سقوط کند. اما اعتماد مردم ايران به آمريکا بسيار سست شد وقتی که ملاحظه کردند بعد از جنگ افغانستان، بوش کشور ما را جزو محور شرارت قرار داد. اين مسأله برای ملت ايران بسيار عجيب بود که آمريکا چنين پاسخی بدهد. درباره جنگ عراق، سياست ما قبل از جنگ مبتنی بر مخالفت با جنگ بود زيرا تمام مردم دنيا مخالف آن بودند و ايران هم با آنها بود. با شروع جنگ ما به طور رسمی و آنچه که بر سر زبانهای مسؤولان جاری شد بیطرفی خود را در اين جنگ اعلام کرديم. اين در حالی است که ايران طولانیترين مرز را با عراق داشت و رسيدن به بغداد از طريق ايران کوتاهترين راه بود، ضمن اين که گروهی از معارضين عراقی در ايران حدود بيست سال منتظر اين لحظه بودند که در به زير کشيدن صدام مشارکت کنند ولی ما به آنها اجازه نداديم از مرز ايران با عراق عبور کنند و با تمام تفاصيل بیطرفی خود را حفظ کرديم. اکنون میخواهم اين نتيجه را بگيرم که بايد به ملت عراق اين فرصت را داد که خود سرنوشت خودشان را رقم بزنند. آنها بايد اين اختيار را داشته باشند که شکل حکومت و چگونگی استفاده از منابع خدادادی سرزمينشان را خود معين کنند و با تمام وضوح و صراحت اعلام میکنم ما مايل نيستيم در امور داخلی عراق دخالت کنيم و ديگران حتی اشغالگران را نصيحت میکنيم چنين کاری انجام ندهند. بگذارند ملت عراق بعد از ساليان دراز که در رنج و مشقت به سر برده است، خود مسير و سرنوشت آينده خود را انتخاب کند.

غسان بن جدو پرسيد: آيا شما وجود نظاميان آمريکا در عراق را به مفهوم «اشغال» تفسير میکنيد و اگر چنين است آيا آن را تهديدی برای ايران تلقی میکنيد؟

ابطحی گفت: بر ما لازم است واقعگرا باشيم. آنچه که در منطقه اتفاق افتاد يک حادثه کوچک نبود بلکه يک رويداد عظيم است. لازم است نسبت به رويدادهای عراق حالت حذر و آمادگی خود را داشته باشيم ولی در عين حال آن را تهديدی مهم و جدی تلقی نکنيم.

غسان بن جدو از ادوارد وکر پرسيد، شما جمله معروف هنری کسينجر درباره رامسفلد که او را «هميشه به سوی جنگ روان» توصيف کرده است، شنيدهايد. بعد از پيروزی بر عراق (با در نظر گرفتن ايده کسانی که آن را پيروزی میدانند) آيا بوش سياست نظامیگری را برای دگرگون کردن نقشه خاورميانه ادامه میدهد و آيا با اتخاذ چنين سياستی فکر میکنيد به ايران حمله خواهد کرد يانه؟

ادوارد وکر گفت: نه، من چنين اعتقادی ندارم. رئيس جمهور و وزير خارجه توضيح دادند که اين بخشی از اهداف ما نمیباشد. حتی افراد راديکالی مانند ريچارد پرل اعلام کردند که هيچ تمايلی برای حمله به ايران وجود ندارد. اجازه بدهيد که بگويم من کارهای حکومت ايران در افغانستان را ارج مینهم و معتقد هستم حکومت من نيز در اين ارجگزاری سهيم است و میخواهم اضافه کنم که همه ملتها و رهبران دنيا و حتی ملت آمريکا از جنگ بيزار هستند و رامسفلد تلاش خواهد کرد که هر چه زودتر نيروهای آمريکا را از عراق بيرون بکشد. اين غيرمسؤولانه خواهد بود که ما ملت عراق را در ميان غارتگران، سارقان و تروريستها تنها رها کنيم. ما از نظر نظامی وارد آنجا شديم و اين مسؤوليت بر گردن ما خواهد بود که در آنجا امنيت و صلح برقرار کنيم. ما به اين مسؤوليت خود عمل خواهيم کرد و وقتی مطمئن شديم خود عراقیها میتوانند حکومت خود را تشکيل داده و صلح را پايدار نمايند ازآنجا خارج خواهيم شد.

غسان بن جدو پرسيد، گفتوگو ميان آمريکا و ايران بسيار پيچيده است و اين برای اولين بار است که بعد از ۲۵ سال تبادل آرای مستقيم ميان آنها صورت میگيرد. آقای ابطحی، شما سياست گفتوگو با آمريکا و خصوصا با ملت آمريکا را در پيش گرفتيد و هدفتان اين بود که با آمريکا يا حداقل به ملت آمريکا نزديک شويد. ولی اکنون به نظر میرسد، حداقل بعد از جنگ افغانستان حکومت آمريکا شما را در رديف کشورهای محورشرارت قرار داده است. میخواهم بدانم رهبری ايران، حکومت ايران و نظام سياسی ايران نسبت به موضوع گفتوگو، به در بسته خورده يا هنوز فکر میکنيد که سياست گفتوگو ممکن است به نوعی نزديکی منجر شود؟

ابطحی گفت: مشکلات روابط ما با آمريکا بسيار زياد است. بخشی از آن به قبل از انقلاب و بخش ديگر به بعد از انقلاب میرسد و همانطور که میدانيد سالهای زيادی از زمان اين مشکلات میگذرد. زمان حاضر بسياری از امور را تغيير داد، خيلی از مسائل جهانی در طی سالهای گذشته تغيير کرده است و به تبع آن نقش آمريکا در مسائل اقليمی و منطقهای نيز تغيير کرده است. به طبيعت حال لازم است از اين تغييرات در عصر جديد و شکلگيری نظام بين​​المللی جديد نهايت استفاده را ببريم ونبايد راهها را بر خود ببنديم.

غسان بن جدو گفت: آيتالله خامنهای گفته است زمانی که قضيه به ملت عراق در رويارويی با آمريکا مربوط گردد ايران بیطرف نخواهد ايستاد، میتوانم از اين گفته اين استنتاج را بکنم که رهبری ايران بر اساس اين شعار با آمريکا درگير خواهد شد يا نه؟

ابطحی توضيح داد: اين گفته رهبر به اين معنی است که نه فقط ما بلکه خود عراقیها و حتی مردم جهان به مسأله اشغال عراق به شکل دائمی نگاه نمیکنند. اين گفته بيان میکند که بايد به ملت عراق اين فرصت را داد که خود سرنوشت کشورشان را رقم زنند، من اينچنين برداشت میکنم.

غسان بن جدو از وکر پرسيد شما قبلا به عنوان يک تصميمگيرنده در حکومت آمريکا بوديد و اکنون نيز بر آنچه که ميان ايران و آمريکا اتفاق افتاده واقف هستيد. به نظر شما موانع اساسی بر سر عادیسازی روابط اين دو کشور کدامها میباشند؟

ادوارد وکر گفت: بخشی از اين مشکلات به نظر من از گفتههايی برمیخيزد که در سطح جهانی مطرح شده است؛ مانند محور شرارت و امثال آن. اين گفتهها مانع يک گفت و گوی جدی ميان آمريکا و ايران شده است. اختلافهايی ميان ما وجود دارد و اين حقيقت بر کسی پوشيده نيست، اما درست نيست که به خاطر اين مسائل با هم گفتوگو نکنيم. ما با بقيه نيز اختلافاتی داريم ولی میبينيد که با کره شمالی در حال مذاکره هستيم و اکنون وزير خارجه رهسپار سوريه شده است. به نظر من اين مدل از گفتوگو بايد در روابط با ايران اتخاذ شود. در اينجا مسألهای وجود دارد، يک فرصتی در اختيار نخست وزير منتخب فلسطينی قرار گرفته تا صلح خاورميانه را به پيش برد. در آينده خواهيم ديد آمريکا، اروپا و روسيه بر سر اين مسأله همکاری خواهند کرد تا طرح «نقشه راه» را به اجرا بگذارند.ما برای پيش بردن اين مسأله به همکاری همه کشورهای منطقه نياز داريم. اين مسأله برای ما اهميت فراوانی دارد.

غسان بن جدو پرسيد آقای ابطحی، ادوارد وکر با زبان ديپلماسی بسيار روشن تلاش کرد عدم پذيرش سياست ايران درباره اسرائيل به طور عام و موضوع فلسطين به طور خاص را از طرف آمريکا نشان دهد. خواستههای آمريکا از شما اين است: کمک به حزب الله لبنان را متوقف کنيد، کمک خود به سازمانهای فلسطينی را متوقف کنيد و بر ايران واجب است که سياست خود را درباره روند صلح خاورميانه تغيير دهد، نظر شما چيست؟

ابطحی پاسخ داد: به نظر من اين مردم جهان هستند که با سياست آمريکا در قبال اسرائيل مشکل دارند. مردم جهان به سياست آمريکا در فلسطين اعتراض دارند. آمريکا به اسرائيل کمکهای بیحد و اندازه میکند. نگرانی اصلی جهان اسلام اين است که سياستهای مبارزه با تروريسم آمريکا که بر ضد افغانستان، عراق و جاهای ديگر اتخاذ میشود، در واشنگتن اتخاذ نشود بلکه در تلآويو تعيين میشود. اين مسأله به افراطگرايی در جهان اسلام دامن میزند که خود ما از آن رنج میبريم.

غسان بن جدو: يعنی میخواهيد بگوييد که سياست شما در خاورميانه تغيير نخواهد کرد. سازمان مجاهدين خلق که شما با صفات معين آنها را توصيف میکنيد، اخيرا به توافقهايی با آمريکا دست يافته است، اين مسأله را چگونه ارزيابی میکنيد؟

ابطحی: در سالهای گذشته تمام سر و صداهای آمريکا بر سر اين مسأله بود که میخواهد با تروريسم مبارزه کند اکنون چگونه ما و جهان میپذيريم يک سازمانی که کارهای خود را با ترور و قتل آمريکايیها و کشتن ايرانیهای بيگناه آغاز کرده است و کنگره آمريکا آنها را تروريسم توصيف کرد و بخشی از ارتش صدام بوده ناگهان در سايه حمايت آمريکا قرار میگيرد. اين موجب میشود که کسی حرف آمريکا را در مبارزه باتروريسم باور نکند.

غسان بن جدو: شما چگونه به آنها نگاه میکنيد، مثبت يا منفی؟

ابطحی: منفی.