شنبه ۱۳ ارديبهشت ۱۳۸۲ - ۳ مه ۲۰۰۳
سخنگوی قوه قضاييه:

سخنگوی قوه قضاييه:

چيزی به اسم " روزنامهنگاران زندانی " وجود ندارد

دادستانی مرتضوی اقدامی مبارک برای مطبوعات است

 

 

سخنگوی قوهی قضاييه گفت: چيزی به اسم « روزنامهنگاران زندانی » با اين داعيه که روزنامهنگاران را در زندان و بند کنند وجود ندارد، اين نشأت گرفته از همان شيوههای تلقی ناهنجار از وقايع يک جامعهی عادی است.

غلامحسين الهام، در پاسخ به سوال خبرنگار خبرگزاری دانشجويان ايران (ايسنا) مبنی بر اينکه « آيا دستگاه قضايی با توجه به قرار گرفتن در آستانهی جشنوارهی مطبوعات، تدبيری برای وضعيت روزنامهنگاران زندانی انديشيده است؟ » گفت: سوال من از مطبوعات اين است که هويت افراد در ارتکاب جرمشان تا چه حد تاثير دارد؟ ما بگوييم « متهمان روزنامهنگار » يا « روزنامهنگاران زندانی »؟ اين دو تعبير با هم بسيار متفاوتند. از نظر ما در حال حاضر « متهمان تحت قرار » و « مجرمان تحت حکم » وجود دارند که در حال گذران مدت محکوميت خود هستند.

وی افزود: ممکن است هرکس به اقتضای شغلش مرتکب جرمی شده باشد که اگر آن شغل را نمیداشت مرتکب آن جرم نمیشد. چيزی به اسم « روزنامهنگاران زندانی » با اين داعيه که روزنامهنگاران را در زندان و بند کنند وجود ندارد، اين نشأت گرفته از همان شيوههای تلقی ناهنجار از وقايع يک جامعهی عادی است.

سخنگوی قوهی قضاييه اضافه کرد: عدهای متهمند، اتهام آنها نيز اتهام يکی از جرايم مندرج در قانون است که يا اخلاقی است يا ناظر به حقوق و شکايت اشخاص است و يا در حوزههای ديگر جرايم قرار دارند.

الهام با تاکيد بر اينکه « هيچ روزنامهنگاری بدون اينکه اتهامی برحسب قانون نسبت به او وجود داشته باشد، در زندان نيست » گفت: بسياری از افرد هم اين متهمان را به روزنامهنگار تلقی میکنند که شايد هم چندان مناسب جامعهی مطبوعاتی و اهل قلم نباشد. خيلی مناسب نيست که اين متهمان را به کل جامعهی اهل قلم منسوب کنيم. اين توهين به جامعهی اهل فکر و قلم است؛ چرا اصرار داريم که اينها را به جامعهی روزنامهنگار منسوب کنيم. در جامعهی روحانيت هم اگر کسی محکوم شده باشد، تلاش میکنند که حتی اين عنوان را از او بگيرند و حتی به او لقب روحانینما میدهند.

الهام، دربارهی « سرنوشت مطبوعات توقيف شده و برنامهی دستگاه قضايی برای رفع توقيف آنها» در پاسخ به ايسنا گفت: برخی از توقيفات، درخصوص عدم درج پاسخ خواسته شده از سوی مطبوعه صورت گرفته که معمولا چون قائم به زمان بوده، رفع شدهاند؛ اما برخی توقيفات به دلايل قضايی است اين توقيفات درخصوص ارتکاب جرم و يا استمرار آن وجود داشته است که با تشخيص قضايی صورت گرفته و تا رفع مشکل، ادامه خواهد داشت و زمان خاصی برای آن پيشبينی نشده است. توقيف يک اقدام تامينی است، که نهايت آن تا زمان صدور حکم خواهد بود.

سخنگوی قوهی قضاييه افزود: اگر مقولهی دليل توقيف مورد نظر، قانونی باشد که محدودهی آن را قانون مشخص میکند اما در مقولههای قضايی، معمولا توقيف تا رفع مشکل ادامه خواهد داشت. عاملی که باعث توقيف شده، بايد رفع شود. در صورت رفع اين عامل، توقيف نيز رفع خواهد شد.

وی متذکر شد: عامل توقيف درخصوص مطبوعات توقيف شدهای که تا کنون رفع توقيف نشدهاند، هنوز برطرف نشده است. اگر رفع شده بود دادگاه نيز دستور رفع توقيف را صادر میکرد؛ البته برخی تعطيلی مطبوعات مربوط به حکم است؛ يعنی رای نهايی منتهی به لغو امتياز نشريه شده که به اشتباه از آن به توقيف تعبير میشود.

وی با بيان اينکه « در عرصهی توقيف مطبوعات محدودهی مقيدی نداريم » افزود: اين مقوله با بازداشت که میتواند در يک ماه يا چند ماه قابل کنترل باشد، متفاوت است. توقيف موقت تا رفع معضل و مشکل قضايی که موجب توقيف شده ادامه دارد. توقيف قضايی برای مصالح و رفع مشکلاتی است که تا زمانی که آن مشکلات وجود داشته باشد، توقيف نيز استمرار میيابد.

الهام با اشاره به اينکه توقيف مطبوعات مشکلی را از نظر بروز خارجی آنها در جامعهی مطبوعاتی به وجود نياورده است، خاطرنشان کرد: برخی از مطبوعات به دلايل مختلف اجتماعی، سياسی يا اقتصادی پس از توقيف، چندان انگيزهای برای نشر نداشتند اما دستهای از جريانات سياسی که به استمرار فعاليت مطبوعاتی خود تمايل داشتهاند، بعد از توقيف مطبوعهی خود به راحتی پروانهی جديد گرفتهاند و با نام جديد روزنامهای منتشر کردند؛ يعنی در حقيقت امر، دچار معضل توقيف نبودهاند؛ البته اين يک پديدهی جديد در جامعهی ماست.

سخنگوی قوهی قضاييه در تشريح اين روند يعنی انتشار مجدد نشريات يکسان با نامهای متفاوت و اخذ پروانههای جديد انتشار، اظهار داشت: در اين روند دو سياست در مقابل هم قرار گرفتهاند؛ يکی سياست اجرايی که با صدور پروانههای متعدد، فضا را برای نشريات جديد فراهم میکند و ديگری سياستهای قضايی که بر اثر ارتکاب جرايم مطبوعاتی و جلوگيری از استمرار جرم، نشريات را توقيف کرده است؛ اين در حالی است که هيچ توقيفی قبل از اتهام به ارتکاب جرم صورت نگرفته است؛ لذا توقيف، مشکلی در فضای مطبوعات ايجاد نکرده؛ زيرا مطبوعات اين روش (تجديد انتشار با نام متفاوت) را دنبال و در واقع کار قوهی قضاييه را خنثی کردهاند.

الهام روند مطرح شده را به دليل اينکه در آن با کار قضايی برخورد میشود، يک پديدهی ناهنجار خواند و يادآور شد: اين حرکت ناشی از ناهماهنگی سياستهای اجرايی و اقدامات قضايی است. در اين روند، شکل ظاهری قضيه درست انجام میشود اما اهداف و خط مشیها، همان خط مشی سابق است، در واقع نشريهی جديدی با صاحب امتيازی جديد که همان مشی را دنبال میکند، به صحنه میآيد. در اين روال هيچ خلائی برای اصحاب قلم و سياست در آن نگاه خاص به وجود نيامده و معطلی نداشتهاند. به هر حال توقيف مطبوعات با اين روال عنوان شده توقف سياسی در جامعه ايجاد نکرده است اما به دليل اينکه اين حرکت (انتشار با نام جديد) وضعيت تقابل با قوهی قضاييه را به وجود آورده، آن را ناهنجار میدانم.

الهام تصريح کرد: اگر نظام قضايی را دستگاهی برای تامين امنيت و حقوق افراد و اشخاص بدانيم، نبايد در مقابل تصميمات آن جريانسازی رسمی، اجتماعی و حمايتی ايجاد کنيم. اين يعنی نپذيرفتن نرمهای قانونی مربوط به قوهی قضاييه.

الهام، در تشريح دلايل انتخاب سعيد مرتضوی، رييس شعبهی ۱۴۱۰ دادگاه عمومی تهران به عنوان دادستان تهران به خبرنگار ايسنا گفت: اين انتصاب از سوی رييس قوهی قضاييه صورت گرفته و اصل اين انتصاب بدون هيچ محدوديتی در اختيار رييس قوه بوده است.

وی در خصوص برخی اظهارات که اين انتصاب را سياسی دانستهاند، گفت: اين تلقی نادرستی است، گروهها هميشه میتوانند هر نوع تحليلی داشته باشند. در انتخاب يک مقام قضايی بايد مجموعهی جوانب سنجيده شود و معيارهايی در اين باره وجود دارد. مقام منصوبکننده نيز به معيارهايی مانند نوع کار، ماموريت محوله و اقتضائات ديگر عنايت میکند.

سخنگوی قوهی قضاييه ادامه داد: آقای مرتضوی يک قاضی با سوابق قضايی در شهرستانها و تهران است. در مقاطعی هم قبل از اين دورهی اخير به جرائم مطبوعاتی به عنوان يک شعبهی رسيدگی به اين جرايم، رسيدگی میکرده است و اين شعبه، شعبهی انحصاری برای مطبوعات نبوده و پروندههای متعدد ديگری در حوزهی جرائم عليه امنيت، اقتصادی و عمومی را نيز رسيدگی کرده است و کار وی به صورت تخصصی صرفا در حوزهی مطبوعات نبوده است.

الهام تجربهی قاضی مرتضوی را در رسيدگی به پروندههای مطبوعاتی تجربهای مثبت خواند و يادآور شد: اگر يک قاضی با شناختی از عرصههای مختلف از جمله حوزههای مطبوعاتی در جايگاه دادستانی قرار گيرد، برای مطبوعات هم بايد اقدامی مبارک باشد، يعنی کسی با اين تجربه وارد عرصه دادستانی میشود که سالها با هيات منصفه کار کرده و با اين هيات تعامل داشته است و اين يک حسن است و وی تجربهای دارد که ممکن است باقی دادگاهها به اين گستردگی نداشته باشند. جامعيت در تجربه میتواند نگاه مثبتی باشد. رسيدگی به پروندههای مطبوعاتی به طور خاص از دلايل انحصاری برای اين انتخاب نبوده است و اين ويژگی ممتازی برای اين گزينش نيست.

سخنگوی قوهی قضاييه در پاسخ به سوالی مبنی بر ويژگیهای دادستان گفت: وظيفهی دادستان، تعقيب و نظارت بر مراحل تحقيق و اجرای احکام است و حوزهای از مسووليتهای اجتماعی را نيز بر عهده دارد. در واقع دادستان حامی گروههای ناتوان و حامی عامهی مردم در عرصهی تامين امنيت عمومی است و به اين اعتبار مدعی جامعه و عموم خواهد بود.

وی اضافه کرد: روحيات دادستان را نبايد با روحيهی يک قاضی دادگاه اشتباه گرفت؛ دادستان در حوزهی مدعی بودن تعامل گستردهتری با جامعه دارد و پوياست و با همهی بخشها و نهادهای اجتماعی و نهادهای تصميمگيرنده در حوزهی امنيتی مراوده و ارتباط دارد. تحرک اين فرد و جامعيت آن در تحليل مسائل مخل تامين امنيت اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی معيار مهمی برای دادستانی است و حساسيت دادستان نسبت به جرائم و تخلفات نکته قابل توجهی است، لذا نبايد وجود روحيه بیطرفی را در دادستان انتظار داشت.

سخنگوی قوه قضاييه همچنين با اشاره به اهميت التفات دادستان به حقوق متهمان تصريح کرد: اين فرد بايد در مقام مدعی، در عين حال حافظ حقوق متهمان نيز باشد و اين نيازمند برخورداری از يک تجربهی خاص و توانمندیهای فرهنگی و اخلاقی است، حتی جوان بودن دادستان هم يک معيار قابل تامل است. اينها اقتضائات يک دادستان فعال در جامعه است که حتی شايد با هم متضاد باشند که جمع بين آنها نيازمند توانمندیهای اخلاقی و اجرايی خاصی است.