شنبه ۱۳ ارديبهشت ۱۳۸۲ - ۳ مه ۲۰۰۳
باز هم ميزان ناميزان عدالتخانه

بيانه انجمن اسلامی دانشجويان دانشگاه صنعت آب و برق (شهيد عباسپور) پيرامو احضار مهندس موسوی خوئينی -نماينده مجلس تهران- به دادگاه

باز هم ميزان ناميزان عدالتخانه!

کشور به دست قاضی سخاوتپيشه! عدالتخانه سپرده شد ؟

--------------------

اطلاعيه شورای مرکزی انجمن اسلامی دانشگاه خواجه نصير در مورد احضار مهندس موسوی خوئينی به دادگاه

-------------------

اعتراض انجمن اسلامی کرمان به پروژه قتل درمانی

در نامه سرگشاده خطاب به رييس جمهور آمده است :بسيار متاسفيم که مجبوريم در کمتر از ۵ سال از روشن شدن ابعاد فاجعه قتلهای زنجيره ای، سوگوارانه از ادامه پروژه قتل عام درمانی برای شما شکوه کنيم

 

 

بيانه انجمن اسلامی دانشجويان دانشگاه صنعت آب و برق (شهيد عباسپور) پيرامو احضار مهندس موسوی خوئينی -نماينده مجلس تهران- به دادگاه

باز هم ميزان ناميزان عدالتخانه!کشور به دست قاضی سخاوتپيشه! عدالتخانه سپرده شد تا باز با حکمی سخاوتمندانه! حلاجوشی را به دار محکوم کند، روشنفکری را به زندان موقت چند ساله و انفرادی محکوم کند، دهان مطبوعهای را با گل سرخ ببنددو افکار و سخنان ناگفته ملت را همچون وجودشان، در حصار تحجر و منفعتطلبيخود محبوس نمايد، و اينبار برای چندمين بار نماد ملت و تمثل آرای آنان در تيررس کمان ميزانوش دادستانان! قرار گرفته است. اينبارهم همچون هميشه همگان فهميدند که اين کمانی کشيده شده در برابر حقوق مردم ونه ميزانی برای احقاق حقوق محقق نشده است.

اينبار موسوی خوئينی، شجاعترينوپيگيرترين نماينده مجلس اصلاحات نسبت به حقوق از دست رفتهمان، آماج حمله غيرقانونی دستگاه عدلپيشه! کشور قرار گرفته است. انگار نه انگار که او نماينده ملت است و طبق ميثاق ملی و عهدی که ۲۳ سال پيش بسته اند مصونيت پارلمانی دارد.

سالهای سال است که نميدانيم بايد شعارها را باور کنيم يا با اندکی صبر عملها را بنگريم؟ نميدانيم در بند کردن و خاموش کردن مدرسها - بخوانيد نماينده ملت - عملی استبدادی، استعماری و طاغوتی است يا عملی انقلابی و در راستای اهداف متعالی و دشمن ستيزانه آقايان؟!

نميدانيم آيا نماينده ملت حق دارد از حقوق ملت دفاع کند؟ حق دارد از نهادهای خود مختار، از حقوق ملت بپرسد؟ حق دارد تحقيق و تفحص کند؟ حق دارد از وضعيت زندانها بپرسد؟ يا همه اينها خير؟

سالهاست که با دنيايی از تناقضات روبرو هستيم، بارها ديدهايم آنها که از آزادی بيان گفتند، به چيزی جز خفقان بيان رضا ندادهاند و ديدهايم آنها که ويرانهها را تحويل گرفته بودند چون امانتداران خوبی بودند ،خواستهاند ويرانه تحويل دهند!

نميدانيم در تيررس قرار گرفتن نماينده جنبش دانشجويی به دليل پيگيريش در نقش برآب ساختن نقشه زندانهای مخوف و بازداشتگاههای پنهان است يا شجاعتش در دفاع از حقوق از دست رفته ملت؟همچنان که نميدانيم چرا احضاريه غير قانونی از طرف هيأت رئيسه مجلس به اصطلاح اصلاحات، به او ارجاع شده است . اما ميدانيم که آنچه نميدانيم را پاسخی نخواهند گفت ونيک ميدانيم که خواب آشفته احضار و دستگيری آقای مهندس موسوی خوئينی به چيزی جز خط و نشان کشيدن برای نمايندگان مجلس و همچنين از بين بردن اصليترين حامی و پشتوانه جنبش دانشجويی به قصد ارعاب و محافظهکار نمودن فعالان اين جنبش و نهايتا امنيتی نمودن فضای کشور قابل تعبير نيست.

پس اکيدا هشدار ميدهيم که دانشگاه و جنبش دانشجويی جلب و دستگيری نماينده پيگير خويش را تحمل نخواهد کرد .

به هرحال« صلاح مملکت خويش خسروان دانند.»

 

 

اطلاعيه شورای مرکزی انجمن اسلامی دانشگاه خواجه نصير در مورد احضار مهندس موسوی خوئينی به دادگاه

اگر دستگاه قضايی را از عبرت آموزی اندک بهره ای بود می بايست از فرجام مفتضحانه بازداشت سال گذشته لقمانيان - نماينده مردم همدان - درس بگيرد

اطلاعيه شورای مرکزی انجمن اسلامی دانشگاه خواجه نصير در مورد احضار مهندس موسوی خوئينی به دادگاه

آنان که شعار دفاع از تمامی ارکان و نهادهای قانونی نظام را بعنوان ژست هميشگی خويش به کرات در بوق و کرنا کرده اند بارها نشان داده اند که تاريخ مصرف آن تا زمانی است که بعضی از اين " ارکان" و

" نهاد های قانونی" وارد حريم ممنوعه خود ساخته حضرات نشوند و پا را از گليم خويش فراتر نگذارند !

اگر چه اکبر گنجی را به اتهام مجعول بيان جمله " امام به موزه تاريخ سپرده می شود " به بند کشيدند اما مدتهاست که با تحديد و تلاش در جهت ناکارآمد کردن مجلس بعنوان" عصاره فضائل ملت " ، عزم جزم خويش را برای به دوش کشيدن اين وظيفه (!) نمايانده اند .

اگر دستگاه قضايی را از عبرت آموزی اندک بهره ای بود می بايست از فرجام مفتضحانه بازداشت سال گذشته لقمانيان - نماينده مردم همدان - درس بگيرد و آزموده را نيازمايد - که گفته اند شرط عقل است - اما احضار مهندس موسوی خوئينی به دادگاه و تهديد ايشان به جلب و بازداشت در اطلاعيه دادگستری تهران ثابت کرد که خواب زمستانی شان چنان سنگين است که نه تنها نتايج عکس برخوردهای قبلی که طنين مهيب اضمحلال و سرنگونی خفت بار ديکتاتور همسايه و تهديدات روزافزون منطقه ای نيز نمی تواند بيدارشان کند.

ما به جد معتقديم که اين بار نيز دستگاه قضايی ادعای کذايی" دادن اطلاعات کذب و غير واقعی " به نمايندگان کميسيون کاری حقوق بشر سازمان ملل را مستمسکی برای برخورد با اين نماينده شجاع قرار داده وايشان تاوان پيگيری مجدانه پرونده دانشجويان بيگناه در بند و اوضاع نابسامان زندانها و بازداشتگاههای غيرقانونی را می پردازد وضمن محکوم کردن اين اقدام که ناقض نص صريح اصول ۸۴ و ۸۶ قانون اساسی است ، از تمامی دانشجويان و دانشگاهيان عزيز دعوت می کنيم تا در تريبون آزادی که در اعتراض به عملکرد دستگاه قضايی روز سه شنبه در دانشکده عمران دانشگاه خواجه نصير برگزار می شود شرکت نمايند .

شورای مرکزی انجمن اسلامی دانشگاه خواجه نصيرالدين طوسی

 

اعتراض انجمن اسلامی کرمان به پروژه قتل درمانی

در نامه سرگشاده خطاب به رييس جمهور آمده است :بسيار متاسفيم که مجبوريم در کمتر از ۵ سال از روشن شدن ابعاد فاجعه قتلهای زنجيره ای، سوگوارانه از ادامه پروژه قتل عام درمانی برای شما شکوه کنيم

 

نامه سر گشاده انجمن اسلامی دانشجويان دانشگاه کرمان به رييس جمهور در مورد ادامه پروژه قتل عام درمانی در کرمان و دادگاه غير علنی قاتلين:

«رياست محترم جمهوری جناب آقای خاتمی

با سلام و تحيات

بسيار متاسفيم که مجبوريم در کمتر از ۵ سال از روشن شدن ابعاد فاجعه قتلهای زنجيره ای، سوگوارانه از ادامه پروژه قتل عام درمانی برای شما شکوه کنيم.در حالی که از مطبوعات پيگير و جسارت پيشه گان روشن کننده تاريکخانه های قتل بقايايی نمانده است، تنها جنابعالی و خاطره ای از برخورد با صلابتتان در قبال قتلها می تواند کور سوی اميدی بر پيگيری فاجعه اتفاق افتاده در شهر کرمان باشد.

جناب آقای رييس جمهوری:

جنابعالی قطعا از فعال شدن شاخه جوانان ستاد قتلهای زنجيره ای در کرمان آگاه و اصولا از ابعاد اين قساوتها و جنايات مطلعيد. اکنون به يمن راه افتادن ماشين قتل و مثله کردن انسانها موجی از التهاب و نگرانی جامعه دانشگاهی و مردم استان را فرا گرفته است .وجود تسويه حسابهای عقيدتی و مذهبی در انگيزه قاتلان و عدم يقين از شناسايی کل شبکه قتل، بيم تکرار و شايبه انتساب دست اندر کاران فريضه قتل!به مقامات بلند پايه و متنفذين شهر و نيز برگزاری غير علنی دادگاه بيم عدم پيگيری اين فاجعه را برانگيخته است.

جناب آقای خاتمی!

جامعه دانشگاهی و مردم اين شهر، اکنون از شما نه تقاضای اصلاح ساختار ناسازمان نظام را دارند و نه تقاضای خروج از حاکميت.

ساختار رعنای نظام مايه فخر واليان، اصلاحات پيشکش اصلاح طلبان و حاکميت بر ام القرای اسلام نوش جان حاکمان باد!

ما تقاضايی جز دفاع از حقوق پايمال شده مقتولين و خانواده های داغدارشان و دفاع از کرامت و شرافت انسانی نداريم و اين نه يک توصيه اخلاقی است و نه يک ژست سياسی؛وظيفه قانونی شماست که به پاسداری از آن سوگند ياد کرده ايد.

پيگيری اين فاجعه نه اختيارات خاص فرا قانونی لازم دارد و نه هياتهای بی خاصيت آنچنانی،جديت می طلبد و ايستادگی.

آقای رييس جمهوری!

احاله پيگيری اين پرونده بر نهادهای امنيتی که به جز کشف توطيه های دانشجويی، در بقيه موارد يا ناظرند يا بی اطلاع و نيز سپردن آن به ملکه عدالت دستگاه قضا که تمامی عالم گواه عصمت اوست، آب سردی خواهد بود بر اميدی که مردم به پيگيری شما بسته اند.به خاطر مردم فهيم اين ديار از اتخاذ چنين رويکردی احتراز کنيد.

آقای سيد محمد خاتمی

خطاب به جنابعالی با صدايی رسا عرض می کنيم که وتقوا فتنته لا تصيبن الذين ظلموا منکم خاصه.»