پدر من دکتر ناصر زرافشان که برای
نوروز چند روزی به مرخصی آمده بود، اکنون که به زندان برگشته اطلاع میدهد که دور تازهای از فشارها و تضييعات
را عليه او آغاز کردهاند که ظاهرا علتش اين است که روزهای مرخصی در بيرون لال
نمانده است
پدر من دکتر ناصر زرافشان وکيل پرونده قتلهای
سياسی معروف به قتلهای زنجيرهای که برای نوروز چند روزی به مرخصی آمده بود، اکنون
که به زندان برگشته اطلاع میدهد که دور
تازهای از فشارها و تضييعات را عليه او آغاز کردهاند که ظاهرا
علتش اين است که روزهای مرخصی در بيرون لال نمانده است: قطع ملاقات حضوری، محبوس
ساختن او در بند ۳ و جلوگيری از تردد او به کتابخانه کوچکی که قبلا به آنجا تردد ميکرد،
جلوگيری از ملاقات با وکيل و نظاير اين فشارها و طرز فکر کودکانهای
که خيال ميکند با محروم کردن کسی از نيازمنديهای ناچيز و
روزمره زندگی ميتوان او را وادار کرد از
سر حق و عقيدهاش بگذرد. اين طرز فکر مضحکی است که کسانی تصور
کنند با اين بازيهای بچگانه ميتوان
در اعتقاد و آرمان حقطلبانه و عدالتخواهانه کسی تزلزل ايجاد کنند. کسانی که پدر من
را در فشار گذاردهاند، بايد بدانند همينطور
که او با بردباری اين زندان را تحمل ميکند نشانه نهايت نجابت اوست، زيرا در شرايطی که
قاتلين قتلهای زنجيرهای و آمرين
اين قتلها آزادانه بيرون از زندان برای خود ميگردند و حتی
آنها را به ماموريتهای برونمرزی ميفرستند و
پدر من که وکيل قربانيان اين پرونده است در زندان به سر ميبرد
و اين زندان را تحمل ميکند نشانه نجابت و بردباری اوست. آيا انتظار دارند
وقتی که چهار روز به مرخصی ميآيد از کسانی که او را به زندان انداختهاند،
ممنون باشد.
پدرم به من گفت که چون ملاقات حضوری او را قطع
کردهاند و من بايد از کابين و همراه بزرگسالان خانوادههای
زندانيان عمومی که همهجور آدمهايی در ميان آنهاست
و با تلفن با او ملاقات کنم. اينگونه ملاقات در شأن من نيست. بهتر است اصلا از اين
چند دقيقه ملاقات در هفته هم صرفنظر کنم. و من به او اطمينان دادم که اگر سالها
چنين وضعی طول بکشد به خاطر حق، به خاطر راستی و به خاطر عدالت و آزادی اين وضع را
تحمل خواهم کرد.