يکشنبه ۳۱ فروردين ۱۳۸۲ - ۲۰ آوريل ۲۰۰۳
بيانيه انجمن اسلامی دانشجويان دانشگاه تهران و علومپزشکی

بيانيه انجمن اسلامی دانشجويان دانشگاه تهران و علومپزشکی

درباره اشغال نظامی عراق

 

انجمن اسلامی دانشجويان دانشگاه تهران و علومپزشکی تهران دربارهی اشغال نظامی عراق از سوی نيروهای آمريکايی و انگليسی، بيانيهای صادر کرد.

به گزارش گروه دريافت خبر خبرگزاری دانشجويان ايران، در اين بيانيه آمده است: در طليعهی هزارهی سوم جنگسالاران کاخ سفيد با جايگزينی «ائتلاف برای جنگ» به جای «ائتلاف برای صلح» بشريت را بار ديگر با چالش خطرناکی مواجه ساختهاند. آمريکا با همراهی انگليس در تهاجم به عراق و اشغال نظامی آن کشور ضمن سوءاستفاده از واژگان و شعارهای انسانگرايانه و ارزشهای والای انسانی، از مقررات و موازين بينالمللی تخطی و به حقوق تمامی انسانهای آزادیخواه جهان تعدی کرد.

انجمن اسلامی دانشجويان دانشگاه تهران و علومپزشکی تهران، ضمن محکومکردن حملهی نيروهای آمريکايی و انگليسی به عراق و اشغال نظامی اين کشور، نکاتی را يادآور شده است.

بيانيهی اين انجمن میافزايد: بررسی گفتار و رفتار سران کاخ سفيد در چند دههی اخير، نشانگر گرايش آنها به سمت يکجانبهگرايی است. دولتمردان کاخ سفيد در هر مقطعی با توجه به شرايط و افکار عمومی جهانی واژگان و شعارهای مرتبط با ارزشهای انسانی نظير مبارزه با تروريسم، بسط دموکراسی و آزادی و ... که مورد احترام بشريت است را برای تحقق اهداف استراتژيکشان مطرح میکنند و مورد سوءاستفاده قرار میدهند. علیرغم ظاهر متکثر حاکميت در آمريکا اقليتی از نخبگان قدرت متشکل از پنج ضلع «نخبگان نظامی»، «صاحبان رسانههای گروهی»، «قدرتهای اقتصادی»، «نخبگان حزبی» و «صاحبان شوون اجتماعی» وجود دارند که قدرت را در آن کشور قبضه کردهاند، منافع اين گروهها در طول يکديگر قرار دارد و ارتباط تنگاتنگی با يکديگر دارند. از متنفذترين گروهها در اضلاع فوقالذکر لابیهای صهيونيستی هستند، علیهذا تامين و تداوم حاکميت و امنيت اسرائيل از مسائل بسيار عمده و اساسی در تدوين استراتژیها و سياستهای کلان آمريکا به شمار میرود.

در ادامهی اين بيانيه آمده است: اشغال نظامی عراق و روی کار آوردن رژيمی وابسته، اين کشور را از معادلهی دشمنی با اسرائيل خارج کرده و به پايداری حضور مستقيم نظامی آمريکا جهت سيطره بر ذخاير استراتژيک نفت و گاز منطقهی خاورميانه در راستای تامين منافع آن کشور کمک میکند.

نوسيندگان بيانيه، گسترش هرج و مرج و بیثباتی در عراق، همچنين برافروختن نزاعهای قومی و مذهبی را زمينهساز و توجيهکنندهی حضور بلندمدت آمريکا در عراق دانسته و آوردهاند: آمريکا با حضور بلندمدت در عراق، ضمن پالايش و پاکسازی افراد يا جنبشهايی که به صورت بالقوه يا بالفعل تهديدکنندهی منافعش هستند، اقدام به چهرهسازی از ميان نيروهای عراقی نزديک به خود جهت برنده شدن در انتخابات آيندهی عراق خواهد کرد. آمريکا از موفقيت ظاهریاش در اشغال عراق به عنوان يک حربه و ابزار فشار برای بازسازی ساختار روابط بينالملل جهت بسط هژمونی خود استفاده خواهد کرد. آمريکا با تهاجم به عراق و اشغال، ضمن نقض قوانين و مقررات بينالمللی و تحميل جنگی نامشروع بر جهانيان، سازمان ملل را در ضعيفترين وضعيت از زمان تشکيل تا به حال قرار داد. سوابق اين کشور در ساقط کردن دولتهای مردمی و روی کار آوردن ديکتاتورهای خودکامه، حمايت از تروريسم دولتی اسرائيل، وتوکردن قطعنامههای سازمان ملل عليه رژيم اشغالگر قدس و حمايت نظامی و اقتصادی از آن رژيم در سرکوب ملت فلسطين، خروج از پيمان کيوتو، حمايت از رژيم عراق طی هشت سال جنگ تحميلی، حمايت از شرکتهای آلودهکنندهی محيط زيست و دلالان اسلحه و سرکوب جنبشهای آزادیخواه در کشورهای مختلف، نشانگر معيارهای دوگانهی آمريکا در برخورد با مسائل جهانی است.

انجمن اسلامی دانشجويان دانشگاه تهران و علوم پزشکی اظهار داشته است: يکی از ماشينهای جنگی آمريکا در حمله به عراق رسانهها هستند. رسانههای آمريکا با توجه واژگان به کار رفته در بيانات رسمی سران کاخ سفيد تمام توان خود را در جهت تدافعی و عادلانه نشان دادن جنگ عليه عراق به کار گرفتند. اطلاعاتزدايی و اطلاعاتزايی مصلحتی، جهت فريب افکار عمومی و پيشبرد جنگ روانی در طول مدت تهاجم و اشغال و اعمال سانسور خبری شديد در طول جنگ باعث کاهش اعتبار رسانههای مذکور شده است. اخراج گزارشگر يکی از شبکههای خبری معروف آمريکايی به دليل مصاحبه با تلويزيون عراق و بمباران دفاتر خبرگزاریهايی که مواضعی ضدجنگ داشتهاند، تناقض گفتههای دولتمردان آمريکا در مورد اطلاعرسانی صحيح و آزادی بيان را نشان میدهد. با توجه به ذینفع بودن رسانههای آمريکايی و انگليسی و کاناليزه کردن هدفمند جريان اطلاعرسانی توسط رسانههای مشهور اين دو کشور، حضور فعال رسانههای مستقل جهت اطلاعرسانی آزاد، صحيح و بدون شائبه بسيار ضروری بود. از طرف ديگر با عنايت به مظلوميت مردم عراق در جنگ تحميل شده از جانب آمريکا اتخاذ موضع ضدجنگ و حمايت از مردم عراق توسط رسانهها امری انسانی به شمار میرود. اما اتخاذ موضعی ضدجنگ با اطلاعرسانی صحيح و انعکاس واقعيات متفاوت است. متاسفانه صدا و سيما علیرغم حمايت ظاهری از مردم عراق نتوانست در حد يک رسانهی ملی نسبت به انعکاس واقعيات ميدان جنگ و اطلاعرسانی صحيح عمل کند. صدا و سيما میتوانست با استفاده از مزيت همسايگی با عراق، ميدان نبرد را بهتر ترسيم کند و پوشش خبری مطلوبتری انجام دهد. اما محدودسازی خبری و احساس وجود شائبه در عملکرد آن باعث تمايل مردم نسبت به رسانههای خبری غرب و ديگر کشورها شد.

در اين بيانيه از شکاف دولت ملت به عنوان عامل عدم مقاومت مردم عراق نسبت به تهاجم بيگانگان و سلب انديشهی دفاعی از آنها ياد شده و از مسوولان کشورمان درخواست شده است با انجام آنچه آزادی برخی از زندانيان، بالا بردن سطح گفت و گو و انتقاد سازنده و بسط آن، بازگرداندن اختيارات قوای مجريه و مقننه، رفع توقيف روزنامههای اصلاحطلب و راهاندازی شبکههای مستقل تلويزيونی و برقراری عدالت اقتصادی، فرهنگی، سياسی و اجتماعی و رفع تبعيض از جامعه ناميده شده، گامی اساسی در جهت استحکام رابطهی دولت ملت که مشروعيت بخش نظام هم هست بردارند زيرا در جهان امروز، حامی منافع ملی و بازدارندهی تهاجم بيگانگان قدرت سلاح نيست بلکه اقتدار و مشروعيت حاکميتهاست.

نويسندگان بيانيه همچنين با اشاره به تجربهی افغانستان، ادامهی روند کنونی سياست وزارت خارجه را در قبال وضعيت عراق، باعث بهخطرافتادن منافع ملی و کاهش ضريب تصميمگيری ملی، خوانده و افزودهاند: لذا بايد سياست خارجی جمهوری اسلامی ايران بر اساس واقعگرايی بينالمللی تدوين شود.

انجمن اسلامی دانشجويان دانشگاه تهران و علوم پزشکی اظهار داشتهاند: سوابق تاريخی و استعماری انگليس، همچنين عملکرد کنونی کشورهای روسيه و فرانسه در قبال مسائل بينالمللی نشانگر غيرقابل اتکا بودن اين کشورها در جهت بازدارندگی تهاجم آمريکاست و کشورهای مذکور بر اساس تقسيم نقش صورت گرفته بينالمللی صرفا به دنبال کسب حداکثر امتيازات از کشورهای ديگر هستند.

در ادامهی اين بيانيه آمده است: با توجه به عدم مشروعيت تهاجم آمريکا و انگليس به عراق و اهداف پشت پردهی اين تهاجم از چند ماه قبل از شروع جنگ تا به حال همواره شاهد اعتراضات بیسابقه، گسترده و هماهنگ جهانی که نويدبخش ظهور جامعهی مدنی جهانی است عليه جنگ بوديم، اما عدم موضعگيری جنبش دانشجويی کشورمان به عنوان بخشی از جامعهی مدنی که طبيعتا ظلمستيز و طرفدار صلح است، علامت استفهام بزرگی را مطرح میکند؛ علت سکوت جنبش دانشجويی در قبال جنگ را بايد در سياستهای حاکميت در قبال اين جنبش جست و جو کرد؛ تسلط برخی از گفتمانهای خشونتطلب و اجازه ندادن به دانشجويان جهت واکنش نسبت به مسائل مختلف باعث بیتفاوتی آنها در قبال جنگ شد.

انجمن اسلامی دانشجويان دانشگاه تهران و علومپزشکی تهران در پايان، بسط فضای نقد آزاد جهت تعميق روحيات ظلمستيزی جنبش دانشجويی را خواستار شده و تصريح کرده است: چه در غير اين صورت کسی از رکود جنبش دانشجويی سود نخواهد برد.