·
کنوانسيون
بين المللی
حقوق مدنی و
سیاسی سازمان
ملل متحد
·
پروتکل
اختياری ميثاق
بين المللی
حقوق مدنی و
سیاسی
·
دومين
پروتکل اختياری
ميثاق بين
المللی حقوق سياسی
و مدنی به
منظورالغای
مجازات مرگ
مقدمه ازکميته
دفاع از زندانيان
سياسی در ايران
www.polpiran.com
میثاق بین
المللی حقوق
مدنی و سیاسی
در شش بخش و شامل یک
مقدمه و 53 ماده
میباشد. در
حقیقت این
مواد مشروح
حقوق مدنی و
سیاسی است که
بطور خلاصه در
اعلامیه
جهانی حقوق
بشر آمده است
با این تفاوت
که دولتهای
امضاء کننده این
میثاق، متعهد
به اجرای آن
هستند. در بخش
سوم میثاق بین
المللی حقوق
مدنی و سیاسی
حقوق شناخته
شده افراد به
ترتیب ذیل ذکر
شده است:
1- حق حیات و
ممنوعیت سلب
خودسرانه و
بدون مجوز زندگی
فرد
2- منع شکنجه
و مجازات یا
رفتارهای
ظالمانه، غیر
انسانی و
تحقیر کننده
3- ممنوعیت
بردگی
4- حق آزادی
و امنیت افراد
5- حق انتخاب
محل سکونت و
عبور و مرور
آزادانه
6- عدم حق دخالت
در زندگی
خصوصی و
خانوادگی
افراد
7- عدم حق
تعرض به حیثیت
و شرف انسان
8- حق آزادی
عقیده، مذهب و
تفکر
9- حق تشکیل
مجامع مسالمت
آمیز
10- حق تشکیل
اتحادیه های
صنفی
11- حق ازدواج
و تشکیل
خانواده بر مبنای
تساوی حقوق زن
و مرد در مسئولیتهای
دوران زندگی
مشترک و حق
جدائی و
انحلال آن
12- حق شرکت
در اداره امور
عمومی کشور و
انتخابات بر
مبنای تساوی
حقوق در برابر
قانون
13- حق بهره
مندی
اقلیتهای
قومی و فرهنگی،
از زبان،
فرهنگ، رسوم و
فرائض دینی
ویژه خود
این
حقوق که از
مهمترین حقوق
شناخته شده
افراد می باشد
در مواد 7-8-9-12-17-18-19-21-22-23-25-26
و 27 میثاق بین
المللی حقوق
مدنی و سیاسی
آمده است و
دولتهای عضو
میثاق متعهد
هستند که آنرا
اجرا نمایند.
در
اینجا به دو
موضوع مهم که
در هنگام
توافق تصویب
میثاق بین
المللی حقوق
مدنی و سیاسی
بروز کرده
بود، اشاره می
گردد:
الف:
حق مالکیت- حق
مالکیت که در
ماده 17
اعلامیه
جهانی حقوق
بشر در دهم
دسامبر 1948 (19 آذر 1327)
با رای مثبت 48
دولت از 56 دولت
عضو سازمان ملل
به تصویب
رسیده بود، در
این میثاق
بدلیل نفوذ و
حضور دولتهای
"بلوک شرق"
مسکوت مانده
است زیرا
دولتها در
هنگام تصویب
میثاق مزبور
به تعریف
عمومی از
مالکیت و تعین
حدود و ثغور
آن دست
نیافتند.
ب:
آزادی تغییر
مذهب- در ماده 18
اعلامیه
جهانی حقوق
بشر حق آزادی
تغییر مذهب
برای افراد
محفوظ است اما
در میثاق بین
المللی حقوق
مدنی و سیاسی
با تغییر لفظی
که در ماده 18 آن
بعمل آمد،
آنرا از "حق
تغییر مذهب"
به "حق آزادی
داشتن مذهب"
تبدیل کرد. دلیل
این تغییر و
تحول لفظی آن
بود که در
هنگام تصویب،
کشورهای
اسلامی بویژه
عربستان و مصر
با بیان اینکه
تغییر مذهب در
اسلام در حقیقت
حکم ارتداد
دارد و فرد
مرتد بنا بر
احکام بعضی از
فرق اسلامی
جان و مالشان
مباح است، به
مخالفت
پرداختند. در
نتیجه این مخالفت
از ذکر صریح
حق آزادی
تغییر مذهب
خودداری شد و
به جای آن لفظ
"حق آزادی
مذهب" گنجانده
شد.
همانطور
که قبلا گفته
شد، طبق میثاق
بین المللی
حقوق مدنی و
سیاسی،
دولتهای عضو
متعهد هستند
که در زمینه
های اجرائی،
قضائی و قانونگذاری
اقدامات و
تدابیر لازم
را برای اجرای
حقوق ذکر شده
در میثاق،
بعمل آورند.
برای مثال در
بخش دوم ماده 2
بند 1 میثاق
نسبت به تعهد
دولتها چنین
آمده است:"هر
دولت عضو این
میثاق متعهد
می شود که نسبت
به افراد ساکن
قلمرو و تبعه
حوزه قانونی
خود، حقوق
شناخته شده
این میثاق را
صرفنظر از
نژاد، رنگ،
جنس، زبان،
مذهب، عقیده
سیاسی و یا
عقیده ای
دیگر، منشاء
اجتماعی یا
ملی، دارائی،
نسب و یا
وضعیت های
دیگر محترم
شمرده و تضمین
نماید."
بدیهی
است که
رژیمهای
تمامیت خواه و
توتالیتر مانند
رژیم
فراسرمایه
داری آمریکا و
رژیمهای
مذهبی
استبدادی چون
جمهوری
اسلامی و یا
رژیم های سابق
کمونیستی و
پرچمدار
دیکتاتوری
پرولتاریا ورژیمهای
دست نشانده و
بعضا فاشیست
آمریکای لاتین
و ... با ترفندهائی
درصدد توجیه و
تفسیر مواد
فوق الذکر
برمی آیند و
اگر آنها بواسطه
افکار عمومی
نمی توانند
میثاقهای بین
المللی را
نپذیرند
حداقل موادی
را در آن جهت
گریز از تعهد
و شانه خالی
کردن از
تعهدات بین
المللی مفروض
می دارند.
متاسفانه
میثاقهای بین
المللی دفاع
از حقوق بشر
بطور کلی و
میثاق بین
المللی حقوق
سیاسی و مدنی
بطور اخص از این
"مفروضات"
خالی نیست. و
با عناوین
"مواقع
اضطراری" (Derogation) و "حق شرط ها"(Reservation) حقوقی که
در میثاق های
بین المللی
برسمیت شناخته
شده است را
زیر پا می
گذارند. برای
مثال برای امکان
عدول از اجرای
مقررات این
میثاق در
مواقع اضطراری
پیش بینی هائی
شده است که
دولتهای عضو
در برخی مواقع
که حالت فوق
العاده عمومی
است و حیات و
موجودیت
"ملت" را تهدید
می کند می
توانند از
اجرای تعهدات
مندرج در
میثاق،
خودداری
نمایند. هر
چند که این میثاق
متذکر شده است
که خودداری از
اجرای تعهدات
نباید در
مخالفت
هفتگانه حقوق
اساسی که در
مواد 6- 7- 8- 11- 15- 16 و 18
آمده است
باشد. اما
واقعیت این
است که
رژیمهائی
وجود دارند که
بنا بر اصل 4 این
میثاق نه تنها
حقوق هفتگانه
مذکور و غیر
قابل اغماض
زیر را رعایت
نمیکنند بلکه
به جزئی و اساسی
ترین حقوق
انسانی نیز بی
توجه هستند.
1- حق زندگی
(ماده 6)
2- منع شکنجه
و رفتارهای
ظالمانه و
خلاف انسانیت
(ماده 7)
3- منع بردگی
(ماده 8)
4- منع
بازداشت به
لحاظ تعهد
حقوقی (ماده 11)
5- حق آزادی
عقیده و مذهب
(ماده 18)
6- حق داشتن
شخصیت حقوقی
(ماده 16)
7- عطف به
ماسبق شدن
قانون در امور
کیفری (ماده 15)
برای
مثال رژیم
آمریکا در
مورد حادثه "11
سپتامبر"
رسما حالت فوق
العاده عمومی
اعلام نمود و
حمله نظامی به
افغانستان و
در پی آن به
عراق و کشتار
هزاران هزار
انسان و سلب
حق زندگی از
آنها را به
بهانه اینکه
موجودیت ملت
آمریکا در
معرض تهدید و
خطر قرار
دارد، آغاز
کرد. حالا بگذریم
که در
بازداشتگاههای
نظامی خلیج
گوانتانامو
اسراء جنگی
زندانی هستند
که نتنها عاری
از هر گونه
شخصیت حقیقی و
حقوقی اند بلکه با
اعمال شکنجه
های طاقت فرسا
حیثیت، و
شرافت انسانی
آنان هر روزه
لگد کوب
میشود.
اسرائیل این
رژیم اشغالگر
که غده سرطانی
خاور میانه
نام گرفته، مورد
دومی است که
سالیان سال حق
زندگی
فلسطینیان را
سلب نموده و
بی شرمانه با
ابزارهای
جنگی
آمریکائی از
زمین و هوا
ملت فلسطین را
به بهانه
اینکه آنان
تهدید دائمی
حیات و
موجودیت ملت
یهود هستند،
دائما سرکوب
میکند. نمونه
بارز دیگر
رژیم جمهوری
اسلامی است که
حق حیات در
قلمرو قضائی
آن به موئی
بند است و به
کوچکترین
بهانه و به
جرم "اقدام
علیه امنیت
داخلی" قطع می
گردد. آیا
کشتار
زندانیان
سیاسی سال 1367 و
سلب حق حیات
از 4484 زندانی
سیاسی که
بوسیله رژیم
اجمام گرفت،
به بهانه به
خطر افتادن
موجودیت "ملت"
نبود؟ قتلهای
زنجیره ای،
کارد آجین
کردن
دگراندیشان،
اعدام در ملاء
عام، قطع
اجزاء بدن،
شکنجه های
قرون وسطائی، سلول
های طویل
المدت
انفرادی، سلب
آزادی بیان و
عقیده و مذهب
و توقیف صدها
نشریه،
بازداشت و به
بند کشیدن
صاحبان خرد و
قلم، عدول از
اجرای مقررات
میثاق بین
المللی حقوق مدنی
و سیاسی نیست
که رژیم
جمهوری
اسلامی متعهد
و موظف به اجرای
آن است؟ در
این میان شاید
پرسیده شود که
این میثاق
بدون قید و
شرط ازطرف
رژیم فاسد و
استبدادی شاه
در سال 1354
پذیرفته شده
است و رژیم
جمهوری
اسلامی هیچ
مسئولیتی نسبت
به این میثاق
ندارد. در این
مورد باید گفت
که در تغییر و
تحول رژیمها و
روی کار آمدن
دولتها، باعث
نمیگردد که
میثاقهای بین
المللی باطل گردد
مگر آنکه رژیم
و یا دولت
جدید طبق
موادی که
شرایط آن در
این نوع میثاق
ها قید گردیده
است، خارج شدن
) Denunciation) خود را از
میثاق به طور
رسمی اعلام
نماید. جمهوری
اسلامی تا به
امروز خارج
شدن خود را از
این میثاق اعلام
نکرده است.
ب: حق
شرط - (Reservation) تصویب
میثاق های بین
المللی از
جمله میثاق حقوق
سیاسی و مدنی
مورد بحث از
سوی دولتها
ممکن است بدون
قید و شرط و یا
همراه با شرط
باشد. حق شرط
در حقیقت
محدود کردن
تعهدات و مسئولیت
دولتی نسبت به
مواد میثاق
است. برای
مثال دولت
آمریکا برای
تصویب میثاق
بین المللی
حقوق مدنی و
سیاسی شرط و شروط
های متعددی
گذاشت، مثلا
طبق ماده 20،
بند 1 میثاق
"هر گونه
تبلیغ برای
جنگ را ممنوع
اعلام داشته
است" اما
آمریکا آنرا
مخالف قانون
اساسی خود
دانسته و نسبت
به این ماده
تعهدی را
نپذیرفته است
و یا بنا بر
بند 5 ماده 6
میثاق "مجازات
اعدام برای
افراد کمتر از
18 سال ممنوع است."
ایالات متحده
آمریکا در
مواردی که بنا
بر قانون
داخلی آن حکم
مجازات اعدام
برای افراد
کمتر از 18 سال،
مجاز شناخته
شده است را
اجرا می کند و
نسبت به این
ماده میثاق حق
تحفظ اعلام
داشته است.
این مثال در
مورد رژیم
جمهوری
اسلامی نیز
صادق است.
برای مثال، در
مورد ماده 7
میثاق که در
باره ممنوعیت
شکنجه و
رفتارها و
مجازات خشن و
غیر انسانی و
تحقیر کننده میباشد،
رژیم جمهوری
اسلامی بارها
و بارها بطور رسمی
به حد زدن و
تعزیر که
از انواع
شکنجه است،
اعتراف کرده
است ونیز از
سنگسار و قطع
اعضاء بدن در
ملاء عام که رفتارها
و مجازات خشن
و غیر انسانی
است، دفاع
نموده است.
*******************************************
ترجمه:
ن. نوريزاده
info@polpiran.com
کنوانسیون
بین المللی
حقوق مدنی و
سیاسی سازمان
ملل متحد
مصوبه
26 دسامبر 1966/
قطعنامه A 2200 قدرت
اجرائی بنابر
ماده 49، 23 مارس 1976
دیباچه:
دولتهای
عضو این
میثاق:
- با
توجه به
اصولی که در
منشور ملل
متحد اعلام
شده است،
شناسائی
حیثیت ذاتی و
حقوق برابر
و غیر قابل
انتقال کلیه
اعضاء
خانواده بشر،
مبنای
آزادی،
عدالت و صلح
در جهان است،
·
نظر
به اینکه،
حقوق مذکور
ناشی از حیثیت
ذاتی شخص
انسان است،
- با
توجه به
اعلامیه
جهانی حقوق
بشر، کمال
مطلوب انسان آزاد،
بهره مندی از
آزادی
سیاسی، مدنی
و رهائی از ترس
میباشد و
دستیابی به
این شرایط
فقط بوسیله
بهره مندی هر
کس از حقوق
سیاسی و مدنی
خود و نیز
حقوق فرهنگی،
اجتماعی و
اقتصادی
میسر است،
- با
توجه به
منشور ملل
متحد،
دولتها
متعهد برعایت
و احترام به
حقوق و
آزادیهای
انسان وترویج
آنها در
سراسر جهان
میباشند،
- با
درک این
حقیقت که
افراد نسبت
به یکدیگر و اجتماعی
که بدان تعلق
دارند دارای
مسئولیت در جهت
اعتلا و
ترویج رعایت
حقوق شناخته
شده مندرج در
این میثاق
میباشند،
- (دولتهای
عضو این
میثاق) با
مواد زیر
موافقت
میکنند:
بخش
یکم
ماده
اول
1- تمام
ملتها حق خودمختاری
دارند. بواسطه
این حق، آنها
وضعیت سیاسی،
اقتصادی،
اجتماعی و
توسعه فرهنگی
خود را
آزادانه
تعیین میکنند.
2- تمام ملتها
میتوانند
برای اهداف خود،
بدون لطمه زدن
به تعهدات
ناشی از
همکاریهای
اقتصادی بین
المللی که بر
مبنای اصول
سود متقابل و
حقوق بین
المللی،
آزادانه
(منعقد شده
است) ثروتها و
منابع طبیعی
شان را مصرف
نمایند. در
هیچ موردی نمی
توان ملتی را
از وسایل
امرار معاش
خود محروم
نمود.
3- دولتهای
عضو این
میثاق، از
جمله دولتهای
مسئول اداره
کشورهای
مستعمره و تحت
قیمومیت، باید
در تحقق حق خودمختاری
و احترام به
این حق، طبق
مقررات منشور
ملل متحد،
سرعت بخشند.
بخش
دوم
ماده
دوم
1- هر دولت عضو
این میثاق
متعهد میشود
که نسبت به
افراد ساکن
قلمرو و تبعه
حوزه قانونی
خود، حقوق
شناخته شده
این میثاق را
صرفنظر از
نژاد، رنگ،
جنس، زبان،
مذهب، عقیده
سیاسی و یا
عقیده ای دیگر،
و همچنین اصل
و منشاء
اجتماعی یا
ملی، دارائی،
نسب و یا
وضعیت های
دیگر، محترم
شمرد و
تضمین نماید.
2- هر دولت عضو
این میثاق در
جائیکه
قوانین و
تدابیری پیش
بینی نشده است،
متعهد میباشد که
اقدامات لازم
را بنابر روند
قانونگذاری
خود و مقررات
این میثاق
بعمل آورد.
اتخاذ چنین قوانین
و تدابیری
بمنظور اجرای
حقوق شناخته
شده این میثاق
میباشد.
3- هر
یک از اعضای
عضو این میثاق
متعهد است که:
الف: تضمین
نماید، فردی
که حقوق و
آزادیهایش که
در این میثاق
برسمیت
شناخته شده
است، نقض گردد،
باید وسیله ای
جهت جبران
خسارت موثر
داشته باشد،
هرچند این نقض
بوسیله
افرادی انجام
گرفته باشد که
در سمت رسمی
خود قرار
داشته اند.
ب: تضمین
نماید، فردی
که درخواست
جبران خسارت
میکند، باید
بوسیله
مقامات صالح
قضائی، اداری
و قانونگذاری
و یا بوسیله
هر مقام دیگری
که بواسطه
نظام قانونی
کشور مقرر
میگردد (مورد
رسیدگی قرار
گیرد) و
همچنین
امکانات
جبران خسارت
قضائی و حقوقی
( تظلم خواهی)
توسعه یابد.
ج: تضمین
نماید که
مقامات صالحه
در صورت محرز شدن
چنین خساراتی
وادار به
جبران شوند.
ماده
سوم
دولتهای
عضو این میثاق
تعهد مینمایند
که برابری حقوق
مردان و زنان
در بهره مند
شدن از تمام
حقوق سیاسی و
مدنی که در این
میثاق بیان
شده است،
تضمین شود.
ماده
چهارم
1- کشورهای عضو
این میثاق درزمان
پیشامدهای
اضطراری
عمومی که حیات
ملتی را تهدید
میکند و وجود
آن پیشامد
بطور رسمی اعلام
گردیده است،
میتوانند
اقدامات لازم
را خارج از
مواد این
پیمان و
تعهدات خود نسبت
به آنرا بنا
بر وضعیت و
مقتضیات بعمل
آورند، مشروط
براینکه این
اقدامات
متناقض با
دیگر تعهدات
حقوق بین
الملل خود
نباشد (و نیز)
تبعیض انحصاری
بر اساس نژاد،
رنگ، جنس،
زبان، منشاء
مذهبی یا
اجتماعی در بر
نداشته باشد.
2- (این
اقدامات)
نباید خارج از
مواد 6-7-8 (بند 1و2)
11-15-16و18 این قانون
(میثاق) انجام
گیرد.
3- هر
یک از کشورهای
عضو این میثاق
که از (حق)
پیشامدهای
اضطراری این
پیمان
استفاده میکند،
باید
بلافاصله
موارد پیشامد
اضطراری و دلایلی
که موجب این
اضطرار شده
است را توسط
دبیر کل
سازمان ملل
متحد به دیگر
کشورهای عضو
پیمان اطلاع
دهد. (همچنین
این کشور)
اطلاعیه ای (مبنی
بر ذکر)
تاریخی که این
پیشامد
اضطراری پایان
می پذیرد را
صادر نماید و
از طریق همان
واسطه (دبیر
کل) به اطلاع
دیگر کشورهای
عضو برساند.
ماده
پنجم
1- هیچیک (از
مواد) این
میثاق نباید
بنحوی تفسیر
گردد که بموجب
آن حقی برای
کشوری یا
گروهی و یا
فردی در جهت
فعالیت و یا
انجام هر عملی
که باعث از بین
رفتن هر یک از
حقوق و
آزادیهای
شناخته شده در
این میثاق
میگردد و یا
محدود کردن آن
حقوق بیش از
آنچه که در
این میثاق پیش
بینی شده است،
ایجاد نماید.
2- هیچ شرط (
محدودیتی) و
یا عدول از
حقوق اساسی
بشر که در
قوانین (عرف)،
پیمان نامه
ها، آئین نامه
ها و یا رسوم
هر یک از
کشورهای عضو
این پیمان
شناخته شده
است و یاوجود
دارد، به
بهانه اینکه
در این میثاق
(آن حقوق) به
رسمیت شناخته
نشده است و یا به
میزان کمتری
به رسمیت شناخته
شده است،
پذیرفته
نخواهد شد.
بخش
سوم
ماده
ششم
1- هر انسانی
بطور ذاتی حق
زندگی دارد.
این حق باید
بوسیله قانون
محافظت گردد.
هیچکس را
نمیتوان بطور
دلخواه و
خودسرانه از
حق زندگی
محروم نمود.
2- در
کشورهائی که
مجازات اعدام
لغو نشده است،
حکم مرگ فقط
باید برای
مهمترین جنایات،
آنهم بنا بر
قانون لازم
الاجرا در
زمان ارتکاب
جرم صادر شود
و (نیز این حکم)
نباید با مقررات
این میثاق و
میثاق منع و
مجازات جرم
کشتار
دستجمعی Genocide
منافات داشته
باشد.
3- هنگامیکه
سلب زندگی
(صدور حکم مرگ)
جرم کشتار
جمعی باشد،
(در این صورت)
بدیهی است که
هیچ چیزی در
این ماده مجاز
نمی شمارد که
کشور عضو این
پیمان از
تعهداتی که به
قوانین میثاق
منع و مجازات
جرم کشتار
جمعی سپرده
است، تخلف
ورزد.
4-